اوضاع آشفته میان صهیونیست های اسراییل و آمریکا؛ تقلاها برای تعویق فروپاشی
مافیای اسرائیل در سالهای اخیر به این نتیجه رسیده است که تنها راه برای چند روز بیشتر دوام آوردن، گرو گرفتن سیاستمدارن اروپا و آمریکا از یک طرف و تهاجم به کشورهای منطقه از طرف دیگر است. آمریکایی ها جریان را فهمیده اند و ریزش ها شروع شده است. حتی یهودیهای غیر صهیونیست هم مخالفت های خود با اسراییل را تشدید کرده اند. در این میان، جنگ رمضان شکافی بزرگ ایجاد کرده و روزهای سیاه صهیونیسم را جلو انداخته است.
دکتر مهدی ادیبان مدرس و پژوهشگر حوزه ارتباطات و رسانه در سیتنا نوشت:
«صهیونیسم یک مرام سیاسی است که براساس آن گروهی از یهودیان به بهانه هایی مثل هولوکاست اهداف اقتصادی و سیاسی خود را در منطقه غرب آسیا پیش می برند. نابهنجاری که در اشکال مختلف ناهنجاری های تاریخی، اخلاقی، سیاسی و اقتصادی خود را بازتولید کرده است.
در ماههای اخیر و با تجاوز صهیونیست ها و آمریکا به ایران، یادداشتها و تحلیل های زیادی با هدف تبیین رابطه دو دشمن ایران نوشته و منتشر شده است. نکته مهمی که در این تحلیل ها معمولا نادیده گرفته می شود توجه به تفاوت اساسی میان یهودی های (صهیونیست های) آمریکایی و ساکنان سرزمين های اشغالی و آخرین وضعیت آنهاست که می تواند به تحلیلگران کمک کند تا نتایج دقیق تری استخراج کنند.
مهاجرانی که بدنه صهیونیست های ساکن در سرزمين های اشغالی را شامل می شود از یهودی های اروپایی و عمدتا اروپای شرقی آمدند، همان کسانی که با داستان هلوکاست حمایت برخی کشورها را جلب کردند تا اشغال فلسطین را جا بندازند، خانواده های فقیری که از حاشیه شهرها و ضعیف ترین طبقات اجتماعی در اروپای شرقی جمع شدند و به این منطقه کوچانده شدند. در حالی که یهودی های آمریکا سالها پیش از این جریانات به آمریکا رفتند و صرفا با داستانهای هولوکاستی با صهیونیستهای اسرائیلی پیوند می خورند.
نکته مهم اینکه تولد اسرائیل در ابتدا مرهون جریان چپ بین المللی و خصوصا کمونیست های دوره استالینی بود.
اسرائیل در ابتدا به عنوان سرزمین آرمانی چپ ها و سوسیالیست ها و بر پایه تفکرات عدالت طلبانه و اقتصاد اشتراکی تاسیس شد و اینگونه یهودی های اروپایی شرقی را به این مناطق کشاندند. در حقیقت تفکرات چپ گرایانه ستون فقرات جامعه یهودیان مهاجر به سرزمین های اشغالی را تشکیل داد.
با این وصف ماجراهای جنگ های شش روزه ۱۹۶۷ و یوم کیپور ۱۹۷۳ روشنفکران چپ را خیلی زود متوجه ماهیت حقیقی اسرائیل کرد و تدریجا دست از حمایت های سرسختانه از آن کشیدند.
علاوه بر آن ماهیت مافیای پشت پرده در وابستگی به غرب و اهدافشان افشا شد. صهیونیست ها هیچ هدفی جز تامین اهداف خودشیفته و اقتصادی یهودی افراطی نداشتند و اکنون توانسته بودند در آمریکا متحدان خود را پیدا کنند.
تفاوت مهم میان یهودی های آمریکا و اسرائیل در این جاست که یهودی های آمریکا به دلیل زندگی در جامعه ای بزرگ نه تنها تعصبات مذهبی کم رنگی دارند بلکه اغلب در نسلهای جوان تر یهودی بودن خود را فراموش کرده اند، در حالیکه یهودی های ساکن در سرزمين های اشغالی، هیچ اولویتی بالاتر از ابراز یهودی بودن خود و برجسته کردن تمایزات ناشی از یهود ندارند.
حال داستان وقتی جالب تر می شود که هزینه داستان هولوکاست و اسرائیل برای یهودی های آمریکا فاکتور می شود.
بسیاری از مورخین معتقدند جنگ جهانی دوم را یهودی ها شروع کردند و کشورهای دیگر به نیابت از آنها می جنگیدند و در نهایت هولوکاست را بهانه کردند تا جامعه آمریکایی را گروگان بگیرند.
جامعه آمریکا خصوصا نخبگان و دانشگاهیان معتقدند آتش جنگ اخیر را یهودیان صهیونیست برای نجات اسرائیل افروخته اند و آمریکا به نیابت از آنها بدون اینکه نفعی برایش وجود داشته باشد می جنگد.
جنبش های ضد صهیونیستی در داخل آمریکا آتش زیر خاکستر هستند و فشارهای رسانه ای مانع از شعله ور شدن آنها شده است.
صهیونیست آمریکایی، پول می دهد تا یهودی های دیگری در اسرائیل زندگی کنند و در مقابل صهیونستیهای اسرائیلی از هر فرصتی برای دوشیدن
صهیونیست های آمریکا با اینکه در جامعه چل تکه ای زندگی می کنند که اقلیت های قومی مانند اعراب یا چینی ها جایگاه تثبیت شده ای دارند، اما برای صهیونیست ها ماجرا فرق دارد، شما نمی توانید کسی را یهودی آمریکایی بخوانید چنانکه مثلا می گویید عرب آمریکایی، چرا که برای یهودی های آمریکا هیچ نشانه ای از زبان و فرهنگ و آداب و رسوم یهودی وجود ندارد و تنها چیزی که علامت یهودی بودن و پیوند با همکیشان در سرزمين های اشغالی می شود، هولوکاست، آشویتس و اسرائیل است.
صهیونیست های آمریکایی خود را رهبر خودخوانده این کشور می دانند و سیاستهای آن را در اکثر جهان خصوصا خاورمیانه در اختیار توهمات خود گرفته اند.
اعتراضات فزاینده از یکسو و رنگ باختن داستانهای هولوکاستی از سوی دیگر، بسیاری از آمریکاییها حتی طرفداران قدیمی صهیونیست را به این نتیجه رسانده که دیگر هزینه حمایت از اسرائیل بیش از فایده آن شده، بنابراین هرچه زودتر باید از شر این منجلاب خلاص شویم.
صهیونیست های اشغالگر در فلسطین اما در تلاش هستند که داستان جدیدی چون هولوکاست بسازند و یا اینکه سیاستمداران آمریکایی را با پرونده هایی مثل اپستین به گروگان بگیرند.
به هر حال اوضاع برای اسرائیل حسابی خراب شده، هیاهوی رسانه ای و حمله به کشورهای اطراف نه تنها نشانه ای از خوب بودن اوضاع نیست بلکه دلیل روشنی بر آخرین نفسهای صهیونیسم اسرائیل است.
مافیای اسرائیل در سالهای اخیر به این نتیجه رسیده است که تنها راه برای چند روز بیشتر دوام آوردن، گرو گرفتن سیاستمدارن اروپا و آمریکا از یک طرف و تهاجم به کشورهای منطقه از طرف دیگر است.
آمریکایی ها جریان را فهمیده اند و ریزش ها شروع شده است. حتی یهودیهای غیر صهیونیست هم مخالفت های خود با اسراییل را تشدید کرده اند.
جنگ رمضان شکافی بزرگ ایجاد کرده و روزهای سیاه صهیونیسم را جلو انداخته است.»
انتهای پیام
دیدگاهها
افزودن دیدگاه جدید