هشدار جامعهشناسان پیرامون آسیبهای اجتماعی ناشی از قطع طولانی مدت اینترنت
با قطعی اینترنت بهویژه در شبکههای اجتماعی، افراد احساس میکنند دیگر قواعد اجتماعی و چشمانداز آینده در ابهام سنگینی به سر میبرد که موجب شده تا جامعهشناسان و روانشناسان هم زنگ خطر رواج خودکشی و افزایش آسیبهای اجتماعی را به صدا درآوردند.
به گزارش خبرنگار سیتنا، این روزها بارها و بارها به واژههای پرتکراری چون اضطراب، افسردگی، ناامیدی، خودکشی و امثالهم برمیخوریم که همراه با موج گسترده بیکاری در نتیجه قطعی سه ماهه اینترنت بهویژه در شبکههای اجتماعی سرازیر شدهاند. همین وضعیت که در آن افراد احساس میکنند دیگر قواعد اجتماعی و چشمانداز آینده در ابهام سنگینی به سر میبرد موجب شده تا جامعهشناسان و روانشناسان هم زنگ خطر رواج خودکشی و افزایش آسیبهای اجتماعی را به صدا درآوردند.
در همین ارتباط، علیرضا شریفی یزدی، فوق دکترای روانشناسی اجتماعی و استاد دانشگاه در گفتوگو با خبرنگار سیتنا هشدار میدهد که «بیتردید، اگر دولت برای پیامدهای بیرونی افسردگی و اضطراب چارهای نیندیشد، این وضعیت در نهایت به خشم اجتماعی تبدیل خواهد شد.»
از سوی دیگر، فهیمه نظری، استاد دانشگاه، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی با اعلام نگرانی از افزایش آمار خودکشی به خبرنگار سیتنا میگوید: «نشانههایی مانند افزایش پرخاشگری، خشونتهای خانوادگی، افسردگی، اضطراب، مصرف مواد و گسترش احساس ناامیدی دربین افراد جامعه بهویژه افراد جوان در حال فزونی است.»
موج جدید خودکشی در راه است؟
مطالعات انجامشده پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ در اروپا نشان داد که افزایش ناگهانی بیکاری در برخی کشورها با رشد نرخ خودکشی همراه بوده است. در دیگر پژوهشهای منتشرشده در مجلات سلامت عمومی، بهازای هر افزایش قابل توجه در نرخ بیکاری، احتمال افزایش برخی آسیبهای روانی و اجتماعی نیز بیشتر میشود. با این حال، این رابطه در همه جوامع یکسان نیست و عواملی مانند حمایت خانوادگی، سرمایه اجتماعی، دسترسی به خدمات سلامت روان و کیفیت سیاستهای رفاهی میتوانند این اثر را کاهش دهند. در این ارتباط پرسشی که با دو کارشناس مطرح شده این است که آیا در شرایط حال حاضر ایران باید در انتظار موج جدیدی از آسیبهای اجتماعی باشیم؟
فهیمه نظری: از منظر علمی، نمیتوان با قطعیت از وقوع موج جدیدی از خودکشی سخن گفت، اما میتوان هشدار داد که تداوم بیکاری، ناامنی اقتصادی و احساس بیآیندگی، عوامل خطر مهمی برای افزایش آسیبهای اجتماعی هستند و خودکشی یکی از مهمترین آسیبهای اجتماعی محسوب میشود. از منظر جامعهشناسی خودکشی هرچند یک تصمیم و اراده فردی است، اما ریشههای اجتماعی نیز دارد. زمانی که جامعه با وضعیت «آنومی» یا بیهنجاری روبهرو می شود؛ وضعیتی که در آن افراد احساس میکنند قواعد اجتماعی و چشماندازهای آینده دچار آشفتگی شدهاند خود کشی رواج پیدا میکند..
در شرایط فعلی جامعه ایران، شاید مهمتر از نگرانی درباره افزایش مستقیم خودکشی، توجه به نشانههای فرسودگی اجتماعی باشد؛ در مشاهدات نشان می دهند که نشانههایی مانند افزایش پرخاشگری، خشونتهای خانوادگی، افسردگی، اضطراب، مصرف مواد و گسترش احساس ناامیدی در بین افراد جامعه بهویژه افراد جوان در حال فزونی است و این آسیبها معمولا زودتر از افزایش آمار خودکشی خود را نشان میدهند. بنابراین، جامعهشناسان سالهاست که تاکید میکنند باید بهجای تمرکز صرف بر پیامد نهایی، یعنی خودکشی، بر عوامل زمینهساز آن مانند ناامنی شغلی، احساس بیعدالتی، کاهش امید اجتماعی و ضعف حمایتهای اجتماعی تمرکز کرد.
علیرضا شریفی یزدی: زمانی که مردم از نظر روانی احساس امنیت نداشته باشند، این وضعیت در مرحله نخست اضطراب شدید و به دنبال آن افسردگی ایجاد میکند. در نتیجه، بسیاری از افراد دیگر تمایلی به سرمایهگذاری در حوزه اقتصاد دیجیتال نخواهند داشت و اقتصادی که در این بخش در حال رونق گرفتن بود، متاسفانه کوچکتر نیز خواهد شد.
بیتردید، اگر دولت برای پیامدهای بیرونی افسردگی و اضطراب چارهای نیندیشد، این وضعیت در نهایت به خشم اجتماعی تبدیل خواهد شد. در چنین شرایطی باید انتظار ناآرامیهای محیطی را نیز داشت. زمانی که مردم سیاستگذاریها را همسو با منافع فردی و منافع ملی نمیبینند، ابتدا ناامیدی و سرخوردگی نسبت به کل نظام حکمرانی شکل میگیرد و به تبع آن، هر فرد به شکلی واکنش نشان میدهد؛ گروهی مهاجرت میکنند، گروهی به سمت آسیبهای اجتماعی مانند اعتیاد و طلاق سوق پیدا میکنند و بیتردید در این میان گروهی نیز هستند که به ناآرامیها دامن میزنند.
راه افزایش تابآوری چیست؟
در این بین، افزایش تابآوری اجتماعی بهعنوان راهکار برونرفت از بحران بدون اعتماد عمومی بسیار دشوار و در بلندمدت ناپایدار است. وقتی از تابآوری بحث میشود یعنی به توانایی جامعه برای سازگاری، مقاومت و بازسازی خود در برابر بحرانها اشاره میکنیم. حال سوال این است که در صورت تکرار بحران قطعی اینترنت و موج بیکاری و تعدیل چگونه میتوان تابآوری را افزایش داد؟
فهیمه نظری: اعتماد عمومی نه یک متغیر فرعی، بلکه یکی از مهمترین منابع تابآوری اجتماعی محسوب میشود. جامعهای که اعتماد خود را از دست داده باشد، در برابر هر بحران جدید آسیبپذیرتر خواهد بود. در حال حاضر جامعه در شرایط پساجنگ در یک حالت تعلیق به سر میبرد و تابآوری مردم بسیار شکننده شده است.
بنابراین نخستین گام، تقویت سرمایه اجتماعی است. خانوادهها، شبکههای محلی، انجمنهای صنفی، سازمانهای مردمنهاد و گروههای داوطلبانه میتوانند در شرایط بحران نقش مهمی در حمایت از افراد ایفا کنند. دومین اقدام، توسعه نظامهای حمایت اجتماعی است. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که بیمه بیکاری، برنامههای بازآموزی شغلی، حمایتهای معیشتی و خدمات سلامت روان، آثار منفی بحرانهای اقتصادی را کاهش میدهند.
سومین اقدام، تقویت سواد رسانهای و مدیریت اطلاعات است. در عصر شبکههای اجتماعی، بحرانها تنها اقتصادی نیستند؛ بلکه بحران اطلاعات نیز هستند. توانایی تشخیص اخبار صحیح از شایعات، بخشی از ظرفیت تابآوری جامعه محسوب میشود.
چهارمین اقدام، سرمایهگذاری بر سلامت روان جمعی است. افزایش دسترسی به خدمات مشاوره، آموزش مهارتهای مقابله با استرس و ایجاد سازوکارهای حمایت روانی میتواند از تبدیل بحران اقتصادی به بحران اجتماعی جلوگیری کند. و در نهایت، جامعه باید «امید اجتماعی» خود را حفظ کند
علیرضا شریفی یزدی: در بحث تابآوری، هدف این است که فرد بتواند در بحرانها خود را بازیابی کرده و به زندگی ادامه دهد. امروز میتوان از دو مفهوم دیگر نیز سخن گفت؛ «پادشکنندگی» که فراتر از تابآوری است و به معنای تلاش فرد برای قویتر شدن پس از بحران است، و سطح بالاتر از آن که به معنای داشتن نگاهی مثبت به تغییرات ایجاد شده است.
اما اگر نظام حکمرانی و دولت زیرساختهای لازم را فراهم نکنند، نباید انتظار تابآوری داشت؛ بلکه پیشبینی میشود میزان تابآوری مردم کاهش یابد. دلیل این امر، فقدان آمادگی زیرساختهاست؛ چرا که سرمایهگذاریها عمدتا در مسیر حذف و فیلترینگ متمرکز شده است.
دولت باید چه قدمی بردارد؟
به نظر میرسد در روزهای پس از خاموشی سه ماهه، یکی از مهمترین و فوریترین اقدام دولت، باید بازسازی اعتماد عمومی از طریق شفافیت و ارتباطات صادقانه است. این موضوع را نیز با دو کارشناس در میان گذاشتیم.
فهیمه نظری: تجربه بحرانهای مختلف در جهان نشان داده است که مردم معمولا با واقعیتهای تلخ بهتر کنار میآیند اما با سکوت، تناقض یا ابهام اطلاعاتی نه! به همین دلیل، نخستین گام دولت باید ارائه اطلاعات شفاف درباره ابعاد مساله، دلایل اختلال، اقدامات انجامشده و زمانبندی احتمالی حل آن باشد. در حال حاضر کمترین خواسته مردم دسترسی به اینترنت آزاد است.
علیرضا شریفی یزدی: اگر بخواهیم از دایره تحریمهای سنگین جهانی خارج شویم، لازم است بر اینترنت بینالمللی سرمایهگذاری شود. بهویژه اکنون که نوعی محاصره دریایی نیز رخ داده است، فضای دیجیتال میتواند بستری مناسب برای خروج از این محدودیتها و حتی دور زدن تحریمها باشد. این تصور که با سرمایهگذاری بر پلتفرمهایی مانند بله و ورود بسیاری از کسبوکارها به آنها، مساله اقتصاد حل خواهد شد، تا حدی غیرواقعبینانه به نظر میرسد.
انتهای پیام
گزارش از سوسن یحیی پور
افزودن دیدگاه جدید