نقدی بر موضع گیری زارعپور درباره ستاد فضای مجازی؛ مسئله، تعدد نهادهاست یا ضعف حکمرانی؟
اظهارات اخیر عیسی زارعپور، وزیر ارتباطات دولت سیزدهم درباره «غیرقانونی بودن» ستاد تازهتأسیس فضای مجازی در دولت چهاردهم، بار دیگر بحث قدیمی حکمرانی دیجیتال در ایران را به مرکز توجه آورده است؛ نقدی که اگرچه بخشی از واقعیتِ آشفتگی نهادی در حوزه فضای مجازی را بازتاب میدهد، اما همچنان با ابهام حقوقی و فقدان راهکار عملی مواجه است.
به گزارش سیتنا، عیسی زارعپور، وزیر ارتباطات دولت سیزدهم، در واکنش به تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» در دولت چهاردهم، مدعی شده است که اصل تشکیل و مأموریتهای این ستاد با قوانین و سیاستهای کلان کشور در تعارض است و مشکلات فضای مجازی با «ستادسازی» حل نمیشود. او همچنین تأکید کرده که حل مسائل این حوزه نیازمند «اراده مبتنی بر عزت و اقتدار ایران» است.
زارع پور در ویراستی نوشت: «اصل تشکیل و ماموریتهای ستاد فضای مجازی بر خلاف دستورات صریح امام شهید انقلاب و قوانین متعدد از جمله بند ت ماده ۶۵ قانون برنامه هفتم است .مسأله فضای مجازی کشور با تشکیل ستادهای موازی حل نمیشود؛ ایراد کار را در جای دیگری باید جستجو کرد. حل مسئله یک اراده مبتنی بر عزت و اقتدار ایران میخواهد.»
این اظهارات از چند جهت قابل بررسی و نقد است.
نخست آنکه نگرانی درباره تعدد مراکز تصمیمگیری در حوزه فضای مجازی، نگرانی بیاساسی نیست. سالهاست نهادهای مختلفی از شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی فضای مجازی گرفته تا وزارت ارتباطات، کارگروههای متعدد، شوراهای امنیتی و نهادهای فرهنگی، هر یک بخشی از سیاستگذاری این حوزه را بر عهده دارند. نتیجه چنین وضعیتی نیز در بسیاری موارد، تصمیمات متناقض، کندی در اجرا و نبود پاسخگویی شفاف بوده است.
از این منظر، هشدار زارعپور درباره احتمال تبدیل شدن ستاد جدید به یک ساختار موازی، قابل توجه است. تجربه مدیریتی در ایران نشان داده که برخی ستادها و شوراهای ویژه، بهمرور به لایهای تازه در بوروکراسی تبدیل شدهاند؛ بدون آنکه مشکل اصلی را حل کنند.
با این حال، نقد زارعپور با دو پرسش جدی روبهروست.
نخست اینکه استناد حقوقی او همچنان مبهم است. صرف تشکیل یک ستاد هماهنگی زیر نظر رئیسجمهور الزاماً خلاف قانون محسوب نمیشود؛ مگر آنکه این ستاد اختیارات نهادهای قانونی دیگر را نقض کند یا جایگزین ساختارهای مصرح در قانون شود. تا این لحظه نیز دولت چهاردهم این ستاد را نهادی برای «هماهنگی و رفع تداخل وظایف» معرفی کرده، نه جایگزینی برای شورای عالی فضای مجازی.
پرسش دوم به راهکار جایگزین بازمیگردد. زارعپور از «اقتدار» و «اراده» سخن میگوید، اما توضیح نمیدهد این اراده چگونه قرار است مشکلات واقعی حکمرانی دیجیتال را حل کند؛ مشکلاتی مانند تعارض نهادی، نبود ثبات در سیاستگذاری، کاهش اعتماد عمومی، ضعف خدمات داخلی و مهاجرت نخبگان فناوری.
واقعیت آن است که بحران فضای مجازی در ایران نه صرفاً ناشی از کمبود اقتدار، بلکه حاصل نبود ساختار تصمیمگیری شفاف و منسجم است. اگر ستاد جدید بتواند به هماهنگی میان دستگاهها و کاهش چندصدایی کمک کند، ممکن است بخشی از این مشکل را حل کند؛ اما اگر صرفاً به یک نهاد تازه در کنار ساختارهای موجود تبدیل شود، انتقاد زارعپور نیز بیراه نخواهد بود.
در نهایت، قضاوت درباره موفقیت یا ناکامی این ستاد، نه با شعارهای سیاسی، بلکه با عملکرد عملی آن در ایجاد انسجام، شفافیت و کارآمدی در حکمرانی فضای مجازی ممکن خواهد بود.
انتهای پیام
دیدگاهها
همین ایشون دستور قفل کودک رو برای گوگل دادن که هنوز که هنوزه پابرجاست . به علاوه که قبل از اعتراضات ۱۴۰۱ یعنی مرداد ماه همین ایشون پهنای باند اینستاگرام رو بشدت اوردن پایین به طوری که با فیلترشکن هم کند بود (اینستا هنوز فیلتر نشده بود) . و یادمه یه اقایی از دار و دسته خودشون اومد توی صداسیما گفت هدف اینه مردم خسته شن از کندی و مهاجرت کنن به روبیکا و پلتفرمای داخلی .
شبکه اجتماعی پینترست هم زمان همین ایشون فیلتر شد و دلیل هم محتوای غیرتخلاقی بود اما هر کسی که توی این شبکه فعالیت میکرد میدونست تنها چیزی که توش نیست همین محتوای غیراخلاقیه واقعا نمیدونم برادران چی سرچ کردن که به محتوای بد رسیدن.
قضیه فیلترینگ گسترده بعد از اعتراضات رو هم همه میدونن ایشالا نیازی به یاداوری نیست.
خلاصه هیچ خاطره خوبی ، تاکید میکنم هییییییچ خاطره خوبی از دوران این ندارم .
سیتی جان تایید کن همه یادشون بیاد .
سیتنا من خیلی سال هست میام اینجا، ولی چند وقته یدونه از کامنتام هم منتشر نمیکنی!!!
امام صادق عليه السلام:ثَلاثَةُ اَشْياءَ يَحْتاجُ النّاسُ طُرّا اِلَيْها: اَلاَْمْنُ وَالْعَدْلُ وَالْخِصْبُ ؛
سه چيز است كه همه مردم به آنها نياز دارند: امنيّت، عدالت و رفاه.
github.com
pypi.com
python.org
این هارو هم دوباره بستن .
من دیگه هیچ حرفی ندارم و تمام اکانت هامو تو پیامرسان های داخلی دیلیت کردم. و اینترنت هم دیگه نمیخرم
به اندازه کافی دلیل برای اعصاب خوردی دارم
تو کدام کشور اینگونه اینت
توی ارکیه صبح تا شب تبلیغ ۵جی می کنند حتی تو دور افتاده ترین داهاتهاش
بسه باو
خیلی ساده و با نهایت احترام میگم. وزیران محترم ارتباطات در کشور ما توان تصمیم گیری انچنانی ندارن . در واقع در هر شرایط خاصی که پیش میاد یک نهاد میاد و برای وضعیت اینترنت تصمیم میگیره و متاسفانه از اونجایی که وزیر های محترم ارتباطات ما توان کافی در اعمال تصمیمات رو ندارن، هر دفعه با دادن امتیاز وضعیت اینترنت رو بدتر میکنن. از فیلترینگ بگیرید تا به الان که ملی شده. وزیران محترم ارتباطات در کشور ما تا الان بیشتر شبیه یک نماینده از طرف مردم و کسب و کار ها هستن تا با رایزنی با تصمیم گیران اصلی بتونن شرایط ادامه خدمات اینترنتی رو برای مردم فراهم کنن. پس اگر ضعیف عمل کنن نتایجش کاملا مشخصه، مثال خیلی ساده فیلترینگ هست که بخاطر ناراضی بودن والدین از فعالیت فرزندان در شبکه های اجتماعی شکل گرفت و با چانه زنی فراوان اخر با فیلترشدن اینترنت پیش رفت کار. یا اینترنت نامحدود و مصرف منصفانه که برای کمک به توان داخلی و در پاسخ به اعتراض های ناشی از عدم حمایت از توان داخلی شکل گرفت. الان هم اینترانت بخاطر امنیت. همه اینا فقط یک چیز رو روشن میکنه، وزیران ارتباطات توان کافی رو برای مدیریت شرایط ندارن و یا نمیتونن که داشته باشن. نتیجش هم هر دفعه میشه بدترشدن شرایط. از نظر من باید هم در انتخاب اونا نهایت دقت صورت بگیره تا هم شایسته پیگیری حقوق مردم باشن و هم قدرت تصمیم گیری بیشتری به اونا داده بشه، همچنین اقدامات باید به گونه ای قوی، حرفه ای و کارامد باشه که نیازی به دخالت نهادهای متفاوت از جمله شورای محترم امنیت نباشه. این که وزیران محترم ارتباطات بیان و فقط حرف بزن و در عمل نتونن کاری بکنن، طبیعی هست که بحران پیش بیاد و نهاد های دیگه ناچارن بخان برای کنترل دخالت کنن. البته درسته که الان در قطع بودن اینترنت هم تموم اون اتفاق های که نباید رخ میداد، رخ داد و نمیشه اینترنت رو زیاد مقصر گرفت، ولی وقتی یکبار و از روی غفلت مشکلی ازش سرچشمه گرفته باشه دیگه تا اخر کاسه ها سرش قراره بشکنه و تا زمانی که نتونه بیگناهی خودش رو اثبات کنه و یا تضمین عدمم تکرار بده وضع همینه.این مشکل اصلی هست و تا حل نشه متاسفانه وضع همینه. میدونم قبول کردنش سخته ولی تا زمانی که با مشکل اصلی روبه رو نشیم نمیتونیم حلش کنیم. راه حل های زیادی وجود داره: برای مثال
وقتی والدینی از فعالیت فرزندش در فضای مجازی شاکی هست نباید اینترنت رو فیلتر کنن و بقیه رو محدود، باید سطح دسترسی برای اون جوان کم سن و سال تعریف کنن، یعنی همین فیلترینگ محتوا فقط برای ای پی اون. زمانی هم که سن مناسب رو پیدا کرد میتونه به محتوا اینترنت دسترسی ازادانه داشته باشه و پاسخ گویی اشتباهات خودش در اون هم باشه. همچنین با اموزش سواد مجازی و تفکر انتقادی میشه بهشون کمک کرد تا کمتر به مشکل بخورن.
وقتی بحث از حمایت توان داخلی هست، نمیاین که اینترنت خارجی رو محدود کنن و کاری کنن از ناچاری از این توان استفاده بشه و حتی تست کردنش رو بزارن در شرایطی که انبوهی از کاربران به سرورهای ضعیفشون هجوم اوردن. تنها ثمره ای که این روش داره بیزار شدن افراد از توان داخلی و پیدا کردن هر راهی هست که ازش استفاده نکنن. یعنی عملا شرایط بدتر میشه. همچنین کلی ایده حدید و نو از دست میره، چجوری میشه انتظار داشت وقتی دسترسی به اینترنت بین الملل وجود نداره بشه دانش خارجی رو تبدیل به دانش بومی کرد؟
اگر صحبت از امنیت و کنترل فضای مجازی هست، با اعمال محدودیت شدید صد درصد نتیجه ای حاصل نمیشه، حتی اوضاع بدتر هم میشه. نتیجه هم میشه استفاده از روش هایی که دیگه جایی برای کنترل شدن نداره و میشه اوج بحران. اگر افراد دسترسی ازادانه و مناسب سنشون داشته باشن، اکثرا دیگه طرف ابزار های مربوطه نمیرن که نتیجش میشه کنترل بهتر. نه اینکه مجبورشون کرد که از ناچاری برن و ابزارهای دسترسی تهیه کنن.
تا زمانی هم که وزیر های محترم ارتباطات راه حل های عملی برای کنترل شرایط نداشته باشن وضع همینه. نتیجه هم میشه دادن طرحی به اسم اینترنت پرو از روی ناچاری توسط جایی دیگه که همه چیز رو بدتر میکنه و همه اینا بخاطر اینه که تصمیم گیرندگان اصلی که باید تصمیم بگیرن یا نمیتونن و یا توانش رو ندارن. فکری باید برای این موضوع بشه اگر واقعا هدف بهبود شرایط هست.
ان شاء الله
Pagination
افزودن دیدگاه جدید