قاری قرآنی که خوراک حیوانات شد
مردمانی در صدر اسلام بودند که با وجود عبادت و تلاوت قرآن، از محور حق جدا شدند و طعمه کرکسان شدند.
به گزارش سیتنا، نقل شده است که شبی امام علی (ع) از مسجد کوفه خارج شدند و به سوی خانه خود میرفتند؛ در حالی که یکچهارم از شب گذشته بود و کمیل بن زیاد ـ که از برگزیدگان شیعیان و دوستداران ایشان بود ـ همراهشان بود. در راه، به درِ خانه مردی رسیدند که در آن وقت شب قرآن تلاوت میکرد و این آیه را میخواند: «آیا آن کس که در ساعات شب در حال سجده و قیام به عبادت مشغول است، از آخرت میترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد؟ بگو آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟ تنها خردمندان متذکر میشوند.» او این آیه را با صدایی اندوهگین و حزین میخواند. کمیل در دل، این حال را پسندید و از وضعیت آن مرد خوشش آمد، بیآنکه چیزی بر زبان آورد. پس امام به او رو کردند و فرمودند: «ای کمیل! آهنگ و طنین این مرد تو را به شگفت نیاورد؛ او از اهل آتش است و بعداً تو را آگاه خواهم کرد.»
کمیل از اینکه امام به آنچه در دلش گذشته بود آگاه شده و نیز از داوری ایشان درباره آن مرد ـ با وجود ظاهر نیکوی او در آن حال ـ دچار شگفتی شد. پس خاموش ماند، در حالی که متحیر و در اندیشه بود، و مدتی طولانی گذشت تا آنکه سرانجام کار خوارج به جایی رسید که رسید و امیرالمؤمنین با آنان جنگید؛ در حالی که آنان قرآن را همانگونه که نازل شده بود حفظ داشتند. در این هنگام، امیرالمؤمنین به کمیل ـ که در برابر ایشان ایستاده بود ـ نگریستند؛ در حالی که شمشیر در دستشان بود و از آن خون میچکید و سرهای آن کافران فاجر بر زمین پراکنده بود. سپس نوک شمشیر را بر یکی از آن سرها نهادند و فرمودند: «ای کمیل! “آیا آن کس که در ساعات شب در حال سجده و قیام است...”»؛ آری، این همان شخصی است که در آن شب میخواند و حالش تو را به شگفت آورده بود. پس کمیل پیشانی پای ایشان را بوسید و از خداوند آمرزش طلبید.
انتهایپیام
افزودن دیدگاه جدید