سفر استرالیا خوش گذشت دوستان؟!
این روزها توجه بسیاری از رسانه ها به ماجرای بانوان ایرانی پناهنده در استرالیاست.
به گزارش سیتنا، تقریبا همه در جریان اتفاقاتی که برای تیم ملی بانوان کشورمان در استرالیا افتاده هستند؛ از رئیسجمهور آمریکا تا رسانههای معلومالحال همه مشغول ماهیگیری از این شکار بینظیر هستند. کشورمان درگیر جنگ رمضان است و آسیبی که این اتفاق به اتحاد ملی کشورمان زد، بهمراتب بیشتر از بمبهای سنگرشکن و موشکهای تاماهاوک است.
همه میدانند که فدراسیون فوتبال در سالهای اخیر در کنار هر تیم اقدام به اعزام نفراتی میکند که هر کدام وظیفهای دارند؛ درست مثل خود تیم که بازیکن بازی میکند، مربی مربیگری، پزشک، ماساژور و آشپز هر کدام کار خود و خبرنگاران اخبار را میرسانند، مسئولانی هم کنار تیم هستند که وظیفه آنها مراقبت از تیم و نظم اردو است. اینکه بهترین امکانات از نظر هتل، غذا و ترانسفر شهری مهیای کاروان است و از همه مهمتر، حق ماموریتی به دلار پرداخت میشود، این سوال را پیش میآورد که نفراتی که مسئولیت برقراری نظم در اردو را دارند در استرالیا کجا بودند و چه میکردند؟
فرض کنیم این مسئولین در اتفاق اول غافلگیر شده و به دلیل کمبود تجربه نتوانستند از پس وظایف خود برآیند. سوال اینجاست که روزهای بعدی و درمورد نفراتی که بعدتر اضافه شدند کجا بودند و چه میکردند؟ سوال مهمتر این که در بازگشت این کاروان چه کسی قرار است گزارش ناظر بر این سفر را بنویسد و آیا او میتواند به مسئولان ارشد فدراسیون هم خرده و ایراد بگیرد؟
در چنین سفرهایی معمولا مسئولی عالیرتبه از بالاترین سطح مدیریت فدراسیون همراه تیم است که حالا هر شایعهای پیرامون این اتفاق منتشر میشود، به نوعی زیرمجموعه اوست! انشاالله همه دروغ است اما آنچه که حقیقت دارد و همه میدانیم و میبینیم این است که این جناب مسئول در بهترین حالت کاملا منفعل بوده و نتوانسته کارش را درست انجام دهد. در تمام این سالها فوتبال پر شده از کسانی که نه مدیریت بلدند و نه فوتبالی هستند. نتیجهاش همین میشود که به سفر میروند، گشتوگذار و خریدی میکنند و برمیگردند و با عکسهای سفر، استوری میگذارند! البته حق ماموریت دلاری هم فراموش نشود!
جملهای معروف از دکتر مصدق در جریان مجلس معروف سال ۱۳۰۴ وجود دارد که در تاریخ باقی مانده؛ همان جلسهای که مجلس رای به خلع قاجاریه و نشاندن رضاخان پهلوی به سلطنت داد. در آن جلسه مصدق گفت «سی سال به یک توپچی مواجب میدهند تا در لحظه درست، یک روز و یک جا شلیک کند. اگر به هر دلیل آن کار را نکرد، او هیچ کاری نکرده است»! و حالا همین را میتوان در مورد این مسئول عزیز گفت که همراه تیم بود، اما نتوانست کارش را انجام دهد!
انتهای پیام
افزودن دیدگاه جدید