ارزیابی برنامه هفتم در حوزه فاوا؛ از پوشش فیبرنوری تا اقتصاد دیجیتال
سندیکای صنعت مخابرات ایران با تأکید بر ضرورت ارزیابی میاندورهای برنامه هفتم پیشرفت، پیشنهاد کرده است میزان تحقق اهداف حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات در هشت محور راهبردی بررسی شود تا ضمن شناسایی عقبماندگیها و موانع اجرایی، اقدامات اصلاحی برای دو سال و نیم باقیمانده مشخص شود.
به گزارش سیتنا، سندیکای صنعت مخابرات ایران به عنوان یک تشکل خصوصی در حوزه فاوا، در رابطه با تحقق احکام برنامه پنجساله هفتم پیشرفت خود را مسئول، شریک و پاسخگو میداند.
با این رویکرد، در میانه برنامه هفتم پیشرفت لازم میدانیم که یک ارزیابی از ۲/۵ سال گذشته و چند توصیه برای ۲/۵ سال باقیمانده داشته باشیم.
این مسیر به مجموعه زیست بوم ارتباطات و فناوری اطلاعات کمک خواهد کرد تا احکام و اهداف جامع تری برای تدوین برنامه هشتم توسعه در اختیار داشته باشد.
ارزیابیای که فقط میزان اجرای احکام را نسنجد، بلکه مشخص کند که؛
-کدام اهداف در مسیر تحقق هستند.
-کدام اهداف عقبمانده یا پرریسک هستند.
-علت عقبماندگی چیست؟
-برای دو ونیم سال باقیمانده برنامه هفتم چه اقدامات اصلاحی لازم است.
-چه درسهایی باید وارد برنامه پنجساله هشتم شوند.
احکام برنامه هفتم حوزه وزارت ارتباطات و فناوری ارتباطات از شبکه ملی اطلاعات و فیبر نوری تا اقتصاد دیجیتال، دولت هوشمند، هوش مصنوعی، داده، تنظیمگری، امنیت سایبری، فضا، پست و لجستیک را در برمیگیرد.
"پیشنهاد برای چارچوب ارزیابی":
به جای ارزیابی حکم به حکم، احکام را در ۸ محور راهبردی تجمیع کنیم.
۱- زیرساخت ارتباطی
شبکه ملی اطلاعات، پهنباند، فیبر نوری،
پوشش، اتصال واقعی، کیفیت، سرعت، سرمایهگذاری
۲- اقتصاد دیجیتال،
افزایش سهم اقتصاد دیجیتال از GDP:
سهم اقتصاد دیجیتال، رشد کسبوکارها و سرمایهگذاری
۳- دولت هوشمند:
خدمات غیرحضوری، هوشمندسازی، ابر دولت،
درصد خدمات هوشمند، تبادل داده، رضایت مردم
۴- داده و حکمرانی دیجیتال:
تبادل داده، دادههای ملی، حریم خصوصی،
تعداد/کیفیت تبادلات، APIها، حکمرانی داده
۵- هوش مصنوعی:
برنامه ملی توسعه AI و زیرساختهای آن،
ظرفیت پردازشی، مدلهای بومی، کاربردهای واقعی
۶- امنیت و تابآوری سایبری:
توسعه خدمات و عرضهکنندگان امنیت،
تابآوری، SOC/CERT، بازار خدمات امنیتی
۷- فضا:
ماهواره، پرتابگر، مدار، اقتصاد فضایی،
قابلیت پرتاب، ماهواره عملیاتی، درآمد و کاربرد
۸- پست و لجستیک دیجیتال:
سکوی ملی توزیع کالا و شناسه یکتای پستی،
پوشش، تراکنش، سهم بخش خصوصی، بهرهوری.
این دستهبندی با ساختار خود احکام نیز سازگار است.
به عنوان مثال، برنامه برای فیبر نوری هم هدف پوشش/اتصال دارد و هم صندوق توسعه شبکه فیبر را پیشبینی کرده است.
همچنین برای اقتصاد دیجیتال، زیرساخت ابری، داده، حفاظت از دادههای شخصی و تنظیمگری، احکام جداگانه دارد.
«پوشش» را نباید با «اتصال» اشتباه گرفت
این موضوع یکی از مهمترین محورهای ارزیابی میاندورهای است.
در احکام برنامه هفتم، برای توسعه فیبر نوری هدف بسیار بزرگی تعیین شده و در ماده ۶۶ نیز ایجاد امکان برقراری حداقل پنج میلیون اشتراک فیبر نوری در سال پیشبینی شده است.
همچنین منابع صندوق توسعه شبکه فیبر و سرمایهگذاری اپراتورها به عنوان ابزار تحقق آن، بنابراین در ارزیابی نباید فقط پرسید که؛
«چند میلیون خانوار تحت پوشش فیبر قرار گرفتهاند؟»
بلکه باید کل این زنجیره را اندازهگیری کنیم.
<ظرفیت پوشش> به <امکان اتصال>، <امکان اتصال> به <اتصال واقعی> به <مشترک فعال> به <مصرف> به <درآمد اپراتور> به <کیفیت تجربه کاربر>.
این تفاوت برای تصمیمگیری درباره ادامه برنامه بسیار مهم است.
پیشنهاد میشود برای هر حکم یک «کارت ارزیابی»
بسازیم
کارت سبز= موفق
کارت زرد= نیاز به تلاش بیشتر
کارت قرمز= ناموفق.
برای مثال برای فیبر نوری،
شاخص
مقدار هدف برنامه،
عملکرد تا ۱۴۰۵،
درصد تحقق
وضعیت
پوشش فیبر
هدف برنامه:
- [ ]امکان اتصال.
هدف برنامه:
- [ ]اشتراک فعال.
هدف برنامه:
-[ ]سرمایه گذاری بخش خصوصی
هدف برنامه:
-[ ]متوسط سرعت
هدف،کیفیت/پایداری هدف
و پس از تعیین
علل شکاف (اقتصادی / مقرراتی / تأمین مالی / اجرایی / تقاضا / فناوری / هماهنگی بین دستگاهی)
اقدام اصلاحی برای سالهای ۱۴۰۵–۱۴۰۷ صورت بگیرد.
این روش اجازه میدهد به جای گزارشهای توصیفی، یک داشبورد مدیریتی برنامه هفتم ایجاد شود.
نکته مهم دیگر: همه احکام ماهیت یکسان ندارند،
در بررسی لیست احکام مشخص احکام دارای خصوصیات متفاوتی هستند.
الف) خروجی مشخص دارند
مثلاً:
ایجاد حداقل پنج میلیون امکان اشتراک فیبر در سال؛
اتصال مراکز داده دستگاهها به ابر دولت هوشمند؛
ایجاد زیرساختهای فضایی؛
تکمیل پایگاه ملی پرتاب.
اینها را میتوان کمی و دقیق ارزیابی کرد.
ب) حکم سیاستی/نهادی است
مثلاً:
تدوین نظام اقتصاد دیجیتال؛
تدوین سند حفاظت از دادههای شخصی؛
تنظیمگری خدمات؛
ایجاد سازوکارهای سرمایهگذاری.
اینجا باید «وضعیت حقوقی، نهادی و اثر واقعی» را سنجید، نه صرفاً اینکه سندی تصویب شده یا خیر.
ج) احکام بیندستگاهی.
این دسته بسیار مهماند؛ مثلاً دولت هوشمند فقط با اقدام وزارت ارتباطات محقق نمیشود.
برنامه، دستگاهها را مکلف کرده که مراکز داده اصلی و پشتیبان خود را به زیرساخت یکپارچه ابری دولت هوشمند متصل کنند و برای انتقال داده و زمانبندی نیز آییننامه پیشبینی شده،
بنابراین اگر دستگاهی همکاری نکرده است، نباید نتیجه را صرفاً به عنوان «ضعف وزارت ارتباطات» ثبت کرد.
در ارزیابی باید سه سطح داشته باشیم:
<عملکرد وزارت>، <عملکرد دستگاههای همکار> و <موانع خارج از اختیار وزارت>.
۵- دولت هوشمند باید از «الکترونیکی شدن» به «هوشمند شدن» تغییر جهت دهد.
در خود برنامه هفتم این تغییر جهت کاملاً قابل مشاهده است.
حکم برنامه فقط ارائه خدمات الکترونیکی را نمیخواهد؛ بلکه ارائه خدمات به اشخاص حقیقی و حقوقی بالای ۱۸ سال را به شکل هوشمند، بدون مراجعه حضوری، بدون دخالت عامل انسانی و بدون دریافت دستی مدارک، هدفگذاری کرده است.
این یک نقطه بسیار مهم برای برنامه هشتم است.
به نظر می رسد که در برنامه هشتم نباید شاخص اصلی این باشد که؛
«چند خدمت الکترونیکی شده است؟»
بلکه،
چند خدمت دولت به صورت proactive، دادهمحور و بدون درخواست مکرر اطلاعات از شهروند ارائه میشود؟
این تغییر پارادایم میتواند یکی از محورهای اصلی برنامه هشتم باشد.
۶- اقتصاد دیجیتال؛ احتمالاً باید از «زیرساخت» به «ارزش اقتصادی» تغییر جهت دهیم.
احکام برنامه هفتم وزارت ارتباطات را مکلف کرده است سند نظام اقتصاد دیجیتال را تهیه کند، زیرساختهای ارتباطی، ابری، ذخیرهسازی و پردازش را توسعه دهد و دسترسی کسبوکارهای دیجیتال به دادهها را تسهیل کند.
بنابراین ارزیابی اقتصاد دیجیتال نباید صرفاً بر تعداد استارتآپها یا حجم ترافیک اینترنت متمرکز باشد.
پیشنهاد می شود که پنج شاخص اصلی تعریف شود،
از دیجیتال به "GDP" به "بهره وری" به "صادرات دیجیتال"، به "اشتغال دیجیتال"، به "سرمایه گذاری دیجیتال" و سپس بررسی کنیم که هر سیاست وزارت چقدر روی این پنج شاخص اثر گذاشته است.
۷- هوش مصنوعی را نباید یک «حکم مستقل» دید.
در برنامه هفتم، دولت مکلف به اقدام برای اجرای «برنامه ملی توسعه هوش مصنوعی» شده است و موضوعات دانش، زیرساخت اجتماعی، اخلاقی، حقوقی و آگاهی عمومی نیز در حکم دیده شدهاند.
اما از دید برنامهریزی، AI باید در همه محورهای دیگر وارد شود:
AI + دولت هوشمند
AI + سلامت
AI + صنعت
AI + ارتباطات
AI + امنیت سایبری
AI + فضا
AI + آموزش
یعنی برای برنامه هشتم بهتر است «هوش مصنوعی» صرفاً یک فصل فناوری نباشد؛ بلکه یک توانمندساز افقی برای کل برنامه باشد.
۸- حوزه فضا نیز باید از «پروژههای فناوری» به «اقتصاد فضایی» تغییر کند.
برنامه هفتم مجموعه قابل توجهی از اهداف را تعیین کرده است؛ از دسترسی به مدار پایین، زیرساخت آزمون، تکمیل پایگاه پرتاب و ساخت ماهواره تا مدارهای ارتفاع بالا و زمینآهنگ.
همچنین برای صنعت فضایی نرخ رشد سالانه ۸ درصد تعیین شده است.
برای ارزیابی میاندورهای باید سؤال شود:
«چند ماهواره ساختیم؟»
و از این طریق
«زنجیره ارزش فضایی کشور چه مقدار اقتصادی شده است؟»
تغییر دهیم.
یعنی؛
تحقیق به "ساخت" به "پرتاب" به "داده" به "خدمت" به "مشتری" به "درآمد" به "صادرات".
این موضوع میتواند یکی از تفاوتهای مهم برنامه هشتم با هفتم باشد.
۹- یک «چراغ راهنمای» مدیریتی برای ارزیابی پیشنهاد می شود؛
برای هر هدف:
سبز: در مسیر تحقق یا جلوتر از مسیر
زرد: قابل اصلاح در دو ونیم سال باقیمانده
نارنجی: نیازمند تصمیم سیاستی/تغییر مدل اجرا
قرمز: با مدل فعلی احتمال تحقق پایین است
سیاه: خارج از اختیار، وابسته به دستگاه یا عامل خارج از کنترل وزارت
این دستهبندی از نظر مدیریتی بسیار ارزشمند است؛ چون بلافاصله نشان میدهد کجا باید تصمیم گرفت.
۱۰- برای «راهبرد اصلاحی نیمه دوم برنامه هفتم»
بر اساس احکام برنامه، چهار راهبرد کلان را میتوان از همین حالا به عنوان فرض اولیه مطرح کرد:
راهبرد اول : تغییر تمرکز از «ایجاد زیرساخت» به «بهرهبرداری و تقاضا»به خصوص در فیبر، دیتاسنتر و زیرساخت ابری.
راهبرد دوم : عبور از «پروژههای منفرد» به «زنجیره ارزش»
مثلاً:
فیبر به "دسترسی" به "سرویس" به "کسبوکار" به "اقتصاد دیجیتال".
و ماهواره، "داده" به "کاربرد" به "بازار" به "اقتصاد فضایی".
راهبرد سوم :
تنظیمگری توسعهگرا:
برنامه هفتم اختیارات قابل توجهی در حوزه پروانه، تعرفه، حق اشتراک و جرایم به وزارت ارتباطات داده است.
در ارزیابی باید مشخص کنیم آیا تنظیمگری فعلی "واقعاً سرمایه گذاری و رقابت را افزایش داده یا خیر؟".
راهبرد چهارم :
حکمرانی مبتنی بر داده و نتیجه
از اینجا به بعد، هر پروژه باید یک Baseline، Target، KPI، مسئول، منبع مالی و زمانبندی داشته باشد.
۱۱- پیشنهاد برای برنامه هشتم توسعه :
باید از یک سؤال بنیادیتر شروع کنیم:
«زیرساخت و زیستبوم دیجیتال ایران در سال ۱۴۱۲ باید چه قابلیتهایی داشته باشد؟»
و سپس از آن به عقب برگردیم.
برای برنامه هشتم توسعه، در حال حاضر این ۷ مأموریت ملی را پیشنهاد میکنیم:
۱- ایران متصل:
شبکه فیبر، 5G/6G، ارتباطات ماهوارهای و تابآوری شبکه
۲-ایران هوشمند:
دولت دیجیتال و خدمات بدون مراجعه
۳-اقتصاد دیجیتال رقابتپذیر:
افزایش بهرهوری و صادرات
۴-ایران دادهمحور:
حکمرانی داده، دادههای باز و حفاظت از داده
۵-ایران هوش مصنوعی:
زیرساخت، مدل، کاربرد و بازار
۶-ایران امن و تابآور:
امنیت سایبری و تداوم خدمات حیاتی
۷-ایران فضایی:
تبدیل فناوری فضایی به صنعت و اقتصاد
لازمست اینکار در سه مرحله انجام شود.
مرحله اول: «ارزیابی میاندورهای برنامه هفتم»
از برنامه هفتم پیشرفت لیست احکام مرتبط با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را استخراج و در یک جدول جامع قرار دهیم:
حکم | هدف | شاخص | خط پایه | هدف ۱۴۰۷ | عملکرد ۱۴۰۳ | عملکرد ۱۴۰۴ | عملکرد ۱۴۰۵ | درصد تحقق | شکاف | علت شکاف | اقدام اصلاحی | متولی
مرحله دوم :
«گزارش مدیریتی»
از جدول بالا یک گزارش استخراج کنیم با ساختار:
وضع موجود ، دستاوردها، عقبماندگیها، ریشهیابی، سناریوهای ادامه برنامه ، راهبردهای ۱۴۰۵–۱۴۰۷
و در پایان یک داشبورد مدیریتی در اینمورد تهیه شود.
مرحله سوم :
«پیشنویس چارچوب برنامه هشتم»
برای هر یک از ۷ مأموریت بالا:
چشمانداز ۱۴۱۲ ، اهداف کمی ، سیاستها ، پروژههای پیشران، الزامات قانونی ، منابع مالی ، نقش دولت ، نقش بخش خصوصی ،KPI
طراحی شود.
" نکته زیر هم برای مقایسه بینالمللی مهم است":
سازمان ملل در پیمایش دولت الکترونیکی ۲۰۲۴ تأکید کرده که ارزیابی دولت دیجیتال دیگر فقط به خدمات آنلاین محدود نیست و زیرساخت ارتباطی، ظرفیت انسانی و کیفیت خدمات را توأمان میسنجد؛ ضمن اینکه هوش مصنوعی را نیز بهعنوان جزء جدید حکمرانی دیجیتال وارد چارچوب ارزیابی کرده است.
انتهای پیام
افزودن دیدگاه جدید