کد مطلب: 

3086
شبکه انیمیشن؛ جنگ در کدام جبهه

سیتنا - خبرگزاری ها و سایت های خبری نوشتند سرانجام پس از حرف و حدیث‌های بسیار پیرامون تأسیس شبکه انیمیشن برای کودکان، شبکه انیمیشن از دوشنبه به صورت آزمایشی روی آنتن می‌رود. این خبر گزاری ها در گزارش خود با اشاره به اینکه این شبکه قرار بود از مدت ها قبل راه اندازی شود از انتقاد ضرغامی نسبت به دیر راه افتادن این شبکه خبر دادند اما در این خبر هیچگونه اشاره ای به ضرورت راه اندازی چنین شبکه ای نشده بود.

اما راستی راه اندازی این شبکه توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که از آن به بزرگترین دانشگاه یاد برده می شود چیست و قرار است چه چیزی آموزش داده شود و فرزندان این مرز و بوم چه چیزی را از این شبکه فراخواهند گرفت.
 


ضرورت و کارکردها ی شبکه های تلویزونی کودکان و نوجوانان

یکی از ضرورتهای که برای راه اندازی شبکه های کودکان و نوجوانان مطرح می شود این است که گفته می شود امروزه و در حال حاضر بیش ازهشتصد شبکه تلویزونی کودکان و نوجوان در سراسر دنیا در حال فعالیت هستند و با اشاره بر آمار ذکر شده نتیجه گرفته می شود وجود چنیین حجمی از شبکه ها دال بر اهمیت و ضرورتی است که در دنیا به آن احساس شده است و لذا ما هم در راستای عقب نماندن از این غافله باید دوشادوش آنان و غربیها و اگر هم توانستیم جلوتر از آنان در این مسیر گام برداریم .

مدافعان راه اندازی چنین شبکه های های اعتقاد دارند با توجه به اینکه کودک به فرد دارای سنین بین 5/2 -12 ساله گفته می‌شود. بنابراین با توجه به این شرایط سنی، کودک نسبت به تلویزیون هم فعال است هم منفعل. کودک نسبت به تلویزیون این توانایی را دارد که گزینشی برخورد کند البته هر قدر کودک بزرگتر می‌شود این ویژگی بارزتر می‌شود، ذهن انسان در دوران کودکی و نوجوانی بسیار تأثیر پذیر است.

اولین تجربه مستقیم کودک و تلویزیون عموماً از دو سالگی پیدا می‌شود. بعد به صورت اختیاری و در نهایت در سه سالگی انتخابگر می‌شود و این سنین در اصل پایه‌‌ریزی از سالهای جوانی و بزرگسالی است و برای همین است که یکی از راههای تربیت همین تلویزیون است که جهان با توجه به تأثیر بسیار بالای آن به این رسانه روی آورده‌‌اند وتمام کشورهای جهان برای القای فرهنگ و عقاید خود به کودکان از این روش استفاده می‌‌کنند.

جامعه شناسان غربی به این نتیجه رسیده اند که ،حالا که نقش خانوده ها درجوامع غربی به شدت دچار انحطاط و از هم گسستگی شده است و بخش قابل توجه خانوده ها به معنی واقعی کلمه وجود نداشته ،کودکان فراوانی در اینگونه جوامع وجود دارند که نقش یکی از والدین در آن خانوده یا وجود خارجی نداشته و یا بسیار کمرنگ هستند و تلویزیون بهترین ابزار برای جامعه پذیری کودکان بوده و می توانند جانشینی خوبی برای والدین باشند ولذا با استفاده از ابزار جعبه جادویی سیاستها و برنامه های خود را برای جامعه پذیری کودکان و نوجوانان به کار بسته و آنان را متناسب با اهداف خود برای آینده تربیت کنند.

اهداف ما از راه اندازی شبکه ویژه کودکان

امروزه کودکان بخش زیادی از ساعات آزاد خود را به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند؛ طوری که انگار شیفته صفحه تلویزیون اند. به نظر می رسد تماس مداوم کودکان با تلویزیون، روی نحوه ادراک و تفسیر آنان از این رسانه و دنیایی که در آن زندگی می کنند، اثر می گذارد.
 
از طرفی کودکان و نوجوانان از اهداف اصلی برنامه ریزان شبکه های تلویزیونی به شمار می روند... سرمایه گذاری برای ساخت برنامه کودکان و تعداد ساعات پخش آن تقریباً در تمام نقاط جهان رو به افزایش است.

همانگونه که ذکر شد غرب و جوامع غربی برای راه اندازی شبکه های ویژه تلویزونی کودکان دوهدف عمده و اساسی را سرلوحه خود قرار دادند نخست پاسخگویی به نیازجوامع خود و استفاده از این ابزار برای جامعه پذیری کودکان و جایگرینی آن در مقابل نهاد خانواده از هم پاشیده شده جوامع خود، و هدف دوم نیز صدور ارزشهای خود در با استفاده از ابزار هنری که بیشترین تاثیر را براذهان جوامع می گذارد به طوری که در حال حاضر تنها ۵ کشور آمریکا، فرانسه، استرالیا، کانادا و انگلستان بر بازار جهانی برنامه های ویژه کودکان و نوجوانان سلطه افکنده اند.

اما هدف ما از ایجاد شبکه تلویزونی ویژه کودکان چیست ومهمتراز آن چه ابزاری برای تاثیر گذاری در دست داریم.

آیا همانند جوامع غربی از این ابزار به عنوان جایگزینی برای نقش خانواده استفاده خواهیم کرد ؟ویا ادعا می کنیم مکملی برای جامعه پذیری و آموزش کودکانمان سود خواهیم برد و یا حتی فراتر از آن برای تاثیر گذاری بر جوامع دیگر و ترویج فرهنگ واندیشه ناب اسلامی و شیعه سودخواهیم برد؟

با توجه به فضا و شرایطی که در حال حاضر بر جامعه فرهنگی خودمان حاکم است به نظر می رسد نه تنها به هیچ کدام از اهداف ذکر شده نخواهیم رسد بلکه با شرایط کنونی با ایجاد این شبکه بستری مناسبی را برای ترویج فرهنگ غربی و رسیدن جوامع غربی به اهداف خود در ایران اسلامی را زمینه سازی خواهیم نمود .

برای اثبات چنین ادعای کافی است به وضعیت برنامه های کودکان و نوجوانان شبکه های متعدد مختلف صدا و سیما نگاهی انداخته شود .در حال حاضر حدود پنچ شبکه مختلف صدا و سیما به صورت روزانه ساعاتی را به برنامه های کودک و نوجوان اختصاص می دهند .

غالب برنامه های پخش شده در این شبکه ها اختصاص به برنامه های سرگرم کننده ای دارد که نه تنها هیچ گونه پیامی برای ترویج ارزشهای اصیل اسلامی نداشته حتی تهی از ارشهای انسانی و نوع دوستی و میهن پرستی بوده و در مقابل بخش قابل توجهی به برنامه های تخیلی و خشونت آمیز اختصاص دارد و اگر نگاهی به رفتارهای کودکان امروزی بیاندازیم کودکان ما در مقایسه با کودکان دهه های گذشته بسیار خشن و با تمایلات خشونت آمیز خواهیم یافت که بخش قابل توجهی از همین رفتار ها به خاطر برنامه های است که در معرض کودکان قرار داده می شود .

تلویزیون عاملی برای شکاف کودکان با خانواده

در دهه های نه چندان دور اکثر خانواده های جامعه ما ،خانواده های پر جمعیتی بودند که اکثر بچه در کنار پدر بزرگ ومادربزرگ ها و دیگر اعضای خانوده رشد نموده و ارتباطات بسیار مستحکمی بین اعضای خانوده ها بر قرار بود اما امروزه بر اثر شرایطی که بر دنیا حاکم شده که بخشی از جامعه ما هم از آ ن متاثر شده است اکثر خانواده ای ایرانی ،خانواده ای هسته ای و کم جمعیتی متشکل از پدر و مادر و یک فرزند را تشکیل می دهد که در آن ارتباط عاطفی اعضای خانوده به واسطه شرایط کاری و جامعه به حد اقل رسیده است عموما یکی از اعضای خانواده و گاها پدر و مادر هر دو در بیرون از خانه به کار مشغول بوده و کودک در ساعت نبود والدین یا در مهد کودک ها در کنار تلویزون ساعات زیادی را به تماشا مشغول می شدند و در اینجا این جهبه بی روح جادویی است که نقش جامعه پذیری و عاطفی پدر بزرگ ومادربزرگ ودیگر اقوام وهمبازی ها را ایفا می کند و تماشای تلویزیون به یک عادت برای کودکان تبدیل می شود لذا در چنین شرایطی بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند خانواده ها در ساعاتی که در کنار هم قرار گرفته اند باید حداکثر استفاده را از باهم بودن و ایجاد جو عاطفی و صمیمی را تجربه کرده و از سعی نمایند تلویزیون و دیگر ابزارهای را از کودک دور نموده تا کودک از آن حلقه تنگی که تلویزیون در دور وی می تند رهایی یابد.

اگر نگاهی دقیقتر به اطرافمان بیاندازیم کودکان امروز جامعه را بسیار تنهاوافسرده تر از سالهای و نسلهای گذشته خواهیم یافت و شاید بخشی از علتهای آن را در نوع زندگی امروزی بتوان جستجو کرد اما بخش قابل توجه آن را باید در میان تماشای شبکه های تلویزیونی و بازی های رایانه ای بتوان یافت چرا که کودکان امروزی به جای اینکه در کنار خانواده و دوستان وهمبازی های خود رشد پیدا کرده و در تعامل با دیگران به شخصیت خود برسند ،در تماشایی برنامه های تلویزیونی و برنامه ها و بازی رایانه ای شخصیت پیدا می کنند و به اصطلاح به جای دنیای واقعی در دنیای مجازی رشد و شخصیت پیدا می کنند و و این مسئله موقعی به نقطه فاجعه خود نزدیک می شود که بدانیم شخصیتهای که کودکان ما خود را در آن همانند می کننددر جوامع غربی و توسط کمپانی های صهیونیستی نگا شته می شوند ، شخصیتهای که قهرمانان آن یا برای جوامع منحط غربی نگاشته شده که در آن خانواده به معنی واقعی آن بسیار کمرنگ شده است و یا برای جوامع جهان سوم نگاشته می شوند تا این جوامع را از درون تهی کنند و با قهرمان سازی کاذب آینده کودکان ما را به سوی اهداف پلید خود رهنمون سازند.به هر حالحد اقل در شرایط کنونی با توجه به محتوی برنامه های کودک ونوجوان در ایران اینگونه برنامه نه تنها در خدمت خانه وخانه واده و تحکیم استحکام نهاد خانه واده وایجاد رابطه عاطفی و انسانی نبوده بلکه عملا به ترویج برنامه های خشونت آمیزخارجی و جوامع غربی که پشت پرده اکثر این برنامه ها رسانه های و کمپانی های صهیونیستی قرار گرفته است بوده است و بخش دیگر برنامه ها نیز اختصاص به برنامه های بی محتوی داخلی می باشد.

روند کنونی ویژه برنامه های کودک، نشان از پررنگ شدن موسیقی بی هدف و تحرک و حرکات به اصطلاح موزون در این برنامه‌ها دارد. در حالی که در سال‌های گذشته برنامه‌هایی با تکنیکی نه چندان بالا مانند خونه مادر بزرگه، هادی و هدا و علی کوچولو و... با قالبی مبتکرانه و ساده، حاوی پیام‌های جذابی برای کودکان بود، امروز کمتر برنامه‌ای برای کودکان ساخته می‌شود که در عین آنکه از پیشرفت تکنولوژی برنامه‌سازی بهره‌مند شده است، محتوایش مغلوب تکنیک و ظاهر برنامه نشده باشد و سرگرم کردن مخاطب و جذابیت زود گذر اولویت داده نشده باشد.

برنامه‌های کودک در تلویزیون، با توجه به انعطاف پذیری زیاد و ظرفیت بالای فراگیری کودکان، طیف وسیع مخاطبان و تداوم پیام رسانی، می‌توانند مسئولیت تعلیم و تربیت و سرگرمی کودکان را بر عهده بگیرند و در صورت مدیریت هوشمندانه، تعالی فرهنگی جامعه در آینده را محقق کنند.

شبکه انیمیشن ،جنگ در کدام جبهه

به هر حال ایجاد شبکه ویژه کودکان و نوجوانان در ظاهر ودر شرایطی که به قول آقایان عصر عصر ارتباطات و استفاده از ابزار هنر برای رساندن پیام به مخاطب و تاثیر گذاری بر مخاطبین و حتی عصر جنگ نرم می باشد کار بزرگی می باشد که اگر درست ومنطقی به سرانجام برسد می تواند نتایج بسیار بزرگی در داخل و خارج از کشور انتظار داشت.

اما واقعیت این است که ایجاد چنین شبکه ای قبل از اینکه در آن به مرحله تولید محتوی تاثیر گذار نرسیده باشیم نه تنها تاثی مثبتی نخواد داشت بلکه عملا بازی در میدان و زمین خودی می باشد . باید واقعیت ها را پذیرفت در حال حاضر محتوی برنامه های کودک ونوجوان ما تهی و خالی از مفاهیم و ارزشهاست.

در این حوزه هنوز به خود کفایی محتوی و تاثیر گذار نرسیده ایم چرا که محتوی برنامه های کودک ونوجوان شبکه های مختلف صدا و سیما نشان می دهد که اکثر برنامه ها تولید کمپانی های خارجی است که اکثر این برنامه ها نه تنها با فرهنگ وارزشهای ما همخوانی نداشته و با جهت دهی خواصی تولید شده است که در دراز مدت آثار سویی را بر روی آینده سازان جامعه ما به جا خواهد گذاشت از طرف دیگر هم برنامه های ساخت داخل نیز بدون هیچگونه جهدت دهی محتوی تولید و پخش می شود.

به نظر می رسد اگر ما خواهان ایجاد شبکه ای در حوزه کودک ونوجوان هستیم که که نه تنها برای کودکان ونوجوان جامعه ما تاثیر گذار باشد بلکه در آینده برای کودکان دیگر کشور های اسلامی و غیر اسلامی آثاری از خود به جا بگذارد باید نخست نهضتی در این حوزه ایجا د شده و و پس از تولید محتوی برای برنامه های کودک و نوجوان نخست آنها در شبکه های مختلف صدا وسیما پخش و مورد ارزیابی و کارشناسی قرار گرفته و درصورتی واقعا به مرحله ای رسیدیم که بتوانیم ادعای در این زمینه داشته باشیم آن وقت به فکر ایجاد چنین شبکه های باشیم در غیر این صورت با ایجاد شبکه های اینچنینی نه تنها خدمتی به کودکان و نوجوانان این مرز بوم صورت نخواهد گرفت بلکه با پخش برنامه های بی محتوی تولید خارج عملا ترویج کننده سیاستهای ناتوی فرهنگی در جامعه خودمان خواهیم بود و عملا جنگ در زمین خودمان و با خودمان به راه خواهیم انداخت.

در عصر کنونی مهمتر ایجاد از غالب و شکل که همان شبکه می باشد اصل تولید و محتوای تاثیر گذار می باشد که در این زمینه یعنی تولید انبوه برنامه های انیمیشن به بلوغ نرسیده ای و تا زمانی که در این حوزه به تکامل نرسیده باشیم با ایجاد چنین شبکه های نه تنها خدمتی به کودکان ونوجوانان و آینده سازان این مملکت نخواهیم کرد بلکه با ایجاد بستری مناسب برای پخش برنامه های تولید جوامع غربی خسارت جبران ناپذیری را بر خانواده های ایرانی تحمیل خواهیم نمود.

منبع: پایگاه 598 - رشیدغریبی اندبیلی

به این محتوا امتیاز دهید: 

هنوز رأی ندارید
سیتنا 5
2012-07-01 21:19

افزودن دیدگاه جدید