کد مطلب: 

4282
"سلیمانی" وزیر سابق ارتباطات: بهتر است قبرستان کهنه‎ی ترک سل و واگذاری مخابرات را نشکافیم!
"سلیمانی" وزیر سابق ارتباطات: بهتر است قبرستان کهنه‎ی ترک سل و واگذاری مخابرات را نشکافیم!

سلیمانی می گوید بهتر است قبرستان کهنه ترک سل و واگذاری مخابرات را نشکافیم اما کاری کرد که سیم کارت از یک کالای سرمایه ای خارج شود و این همان کاری هست که ایران خودرو از انجام دادنش عاجز است و ...

 

به گزارش سیتنا (citna.ir)، هفته نامه تجارت فردا گفت و گویی با سلیمانی وزیر سابق ارتباطات در دولت  نهم، انجام داده و در آن ضمن دفاع از فیلتر و فیلترینگ ؛ به شدت از فیلتر کردن جی میل انتقاد کرد. متن این مصاحبه بدین قرار است:

پارازیت در دوران او شاید اوج گرفت؛ بال هایی برای پریدن؛ حالا می گوید این پرواز بی ضرر است و کسی را مریض نمی کند. می گوید با عدد و رقم ثابت می­کند شورای شهر و پزشک قانونی اشتباه می کنند برای این پارازیت های بی ضرر؛ می گوید نهادی دیگر مسئولش هست و انها تامین سخت افزاری می کردند اما مطمئن است به کسی ضرر نمی رساند و مردم نگران همان موبایل هایشان باشند.برای نخستین بار عنوان می کند همان هکرهایی که در این یکی دو سال ، سایت های داخلی و خارجی را هک می کردند و حتی برخی خبرگزاری ها با انها گفت و گو می کردند. می گوید فیلترینگ را سلیقه ای می داند و کار اخیر فیلتر جیمیل و گوگل ،اوج کج سلیقگی بوده و نمی داند چه "آیکیو" یی چنین تصمیمی را گرفته است ؛ در مورد اینترنت ملی، حرف های جدیدی می زند؛ می گوید امنیت داده های مردم تضمین می کنیم، اگر هکتان کردند؛ اگر شنود کردند اگر داده هایتان را هر نهادی بدون حکم رسمی قوه قضائیه استفاده کرد، بروید شکایت کنید؛ رسیدگی اش را تضمین می کند.

 

می گوید فرقی نمی کند؛ هیچ دستگاهی اجازه دست اندازی به داده های مردم را ندارد؛ می گوید برخی حرف ها در مورد برخی نهادها شایعه است و این اتفاق رخ نمی دهد که یک دستگاه دولتی بیاید و اطلاعات مردم را جمع کند. می گوید شایعه ست که با امدن نسخه ملی، اینترنت جهانی سرعت استفاده اش کم می شود؛ می گوید مگر می توانیم مرزهای مجازی را ببندیم؟ محال است. می گوید مردم نباید به مبادی داخلی شک کنند که داده هایشان کنترل می شود. در فرستادن اطلاعات به سرور خارجی امکان نشتش بیشتر است.

 

تاکید می کند اصلا برای دور زدن فیلترینگ نیاز به VPN نیست. می گوید آن قدر راه هایی هست که نیاز به پول دادن و خرید فیلتر شکن آن هم به رقم 12 میلیارد تومان نباشد؛می خندد و می گوید جوان های ما راه هایش را بلدند. وزیر ارتباطات سابق؛ البته از فیلتر و فیلتر کردن دفاع می کند؛ استدلالش این است که خدا هم سیستم گوش ما را با نوعی فیلتر آفریده، پس مگر می شود دنیای مجازی بدون فیلتر باشد؟

 

می گوید بهتر است قبرستان کهنه ترک سل و واگذاری مخابرات را نشکافیم اما کاری کرد که سیم کارت از یک کالای سرمایه ای خارج شود و این همان کاری هست که ایران خودرو از انجام دادنش عاجز است و ...حرف از برند های IT می زند و می گوید سرمایه گذارهای سنتی به این بخش آشنایی ندارند و پول نمی اورند. در حالی که به شدت این بخش سودآوری دارد. می گوید 500 میلیارد تومان بیاورید سالانه 1200 میلیارد تومان برداشت می کنید. پیشنهادش تعاونی در این بخش است تا شرکت های جوان و خرد بیایند و با هم یک برند منطقه ای راه اندازی کنند.

 
در شرایط کنونی شاهدیم که دو شرکت نیمه دولتی داده پردازی و IBM مجموعا با 4000 نیرو در حال فعالیت در بخش IT هستند.و تنها برند خصوصی هم همکاران سیستم هست که با 200 نفر مشغول به کار است. اما شاهد این نیستیم که دارای برندهای معروفی باشیم که حداقل در سطح منطقه ضریب نفوذ داشته باشند و کشور را به سود آوری در بخش IT برسانند.در حالی که دربرخی کشورهای آسیایی مانند هند، صادرات این بخش حتی گاهی از تمام صادرات غیر نفتی ایران بیشتر هست؛مشکل از از ریسک بالای سرمایه گذاری در این بخش و نبود امنیت است  یا نبود زیر ساخت های لازم؟

باید دید که اصالا ضرورتی دارد که در این بخش سرمایه گذاری کرد یا نه؟ و بعد باید این سئوال را مطرح کرد که ایرانی ها در این حوزه می توانند وارد شوند، یا نه؟ اول از همه به عنوان وزیر سابق نه، به عنوان یک استاد دانشگاه می گویم که فناوری اطلاعات دارای ارزش افزوده بالایی دارد و یک رشد اقتصادی بالایی را می توان به دست آورد. ببینید یاهو و گوگل، یک باره ایجاد می شود و پول ها را جارو می کند و به سرمایه داران بزرگ جهانی تبدیل می شوند. پس در مورد ارزش افزوده این بخش حرفی نیست. از طرفی ریسک پذیری در این بخش هم بسیار کم هست و کمتر مواجه می شویم که سرمایه گذاری در این بخش با ریسک مواجه شود. چون مردم متقاضی هستند و همه افراد جامعه به این فناوری ها نیاز دارند. پس تقاضا برای گرم بودن بازار IT در ایران هست. در هند در تولید نرم افزار به درامد قابل توجهی رسیده است و کره جنوبی هم همین طور با رشد بالایی در حال توسعه این صنعت هست؛ چین هم همین طور. حتی کشور فنلاند و سوئد درآمد اصلی شان بر این محور است. از طرفی ایرانی ها بالاخره نمی توان گفت استعداد این کار را ندارند. کشور رتبه اول رشد علمی در جهان را سال گذشته گرفت.

 

پس مشکل کجاست؟ بخش IT هم مانند بازار آهن و شکر و گچ و ...نیست که بگوییم انحصارا دست سرمایه گذاران سنتی است و امکان ورود سرمایه های جدید وجود ندارد. آیا حضور قوی دولت و شبه دولتی ها مانع ورود بخش خصوصی می شود؟

صاحبان سرمایه در این بخش کمتر ورود پیدا می کنندو به قول شما سرمایه گذاران سنتی به این بخش ورود ندارند و شاید بتوان گفت یکی از موضوعات اصلی همین است.به نظرم نباید دولت را وارد این موضوع کرد. الان سرمایه و پول اصلی دست کسانی هست که به IT وارد نیستند. سرمایه گذار سنتی در خرید و فروش سیب و شکر تخصص خاصی نمی خواهد وهمان تخصص بازار و تجارت برایش کفایت می کند و تحصیلات آکادمیک درست- نه این دکتری هایی که الان دست هر کسی هست - را ندارند. اما در مورد IT نیاز به این هست که سرمایه گذار دارای علم و تخصص این بخش باشد. سرمایه گذار سنتی هم چون به این فن آشنا نیست، ریسک حضور در این بخش را نمی کند ؛ چون نه به نحوه مدیریت آشنایی دارد و نه اطلاعی دارد که ارزش افزوده ای که این فناوری برایش ایجاد می کند، چه میزان است. فرقی هم ندارد. سرمایه گذاران حقوقی هم همین طور هستند. مثلا بنیاد مستضعفان، هم با اینکه سرمایه بالایی در دست دارد اما بهدلیل ناآشنایی با این بخش ترجیح می دهد برای سرمایه گذاری به این حوزه ورود نکند، هر چند در یکی دو سال اخیر در حال تغییر نگرش هست. در مورد بانک ها همین مصداق وجود دارد. الان دو دسته بانک داریم؛ اسم نمی برم اما شما دو بانک اصلی و بزرگ کشور را ببینید. یکی هنوز به بخش استفاده بهینه از IT ورود نکرده و بسیار در خدمت رسانی به مشتری غقب افتاده و دیگری به شدت پیشی گرفته؛ این مشکل اساسی است که پول دست کسانی است که به این بخش ورود پیدا نمی کنند؛ از آن طرف کسانی وارد این بخش می شوند که عموما جوان هستند و سرمایه های اندک دارند.شرکت های کوچک چند نفره درست کردند و از 10 میلیون تا 200 میلیون می خواهند وارد این عرصه شوند. در حالی که با این پول ها نمی توان وارد بخش IT شد. برای ورود به این بخش بی تعارف باید گفت که سرمایه گذار قدر نیاز داریم.

 

یکی از دلایلش این نیست که احساس می کنند انحصار دولتی وجود دارد؟

من می گویم دولت را از این معادله کنار بگذارید. ما ایرانی ها یک خصلت بدی پیدا کردیم که توپ را همیشه به زمین دیگری می اندازیم که هیچ کس هم پاسخگویش نیست. IT بازاری است که می تواند کاملا مستقل از دولت باشد. به دولت کاری نداشته باشد. کسی سرمایه اش را وارد کند و به راحتی سود ببرد. ببینید به عنوان نمونه در حوزه ای که 10 میلیون مشترک داشته باشید، این مشترکان حاضرند ماهی 10 هزار تومان برای خدمات IT پرداخت کنند. که در سال می شود یک هزار و 200 میلیارد تومان؛ کسی که می خواهد این رقم را باید از مردم جمع کند باید 500 میلیارد تومان حداقل سرمایه گذاری اولیه داشته باشد. حالا شرکتی که 500 میلیارد تومان هزینه کرد، سالی 1200 میلیارد تومان جمع می کند و حالا بگوییم سالی حداکثر 300 میلیارد تومان هم هزینه سالانه داشته باشد؛ با این معادله سالانه سوددهی چند صد میلیاردی دارد که در طی چند سال به سودآوری کامل می رسد.به همین دلیل است که تاکید دارم ارزش افزوده در این بخش بسیار بالاست.

 

پس مشکل از کجاست؟ باید بگوییم سرمایه گذاران غیر سنتی که به این بخش وارد باشند و سرمایه هایی بالایی هم داشته باشند، عملا وجود ندارند و تمام مشکل در همین مبحث است؟

متاسفانه تقریبا صورت مسئله همین است.  دو سه اشتباه در این بخش در ایران در حال شکل گرفتن است. اول اینکه  بر اساس آنچه گفتم باید سرمایه گذاری اولیه در بخش IT بالا باشد. به عبارتی در این بخش وقتی می توان به سودآوری رسید که مشتریان شما بالای چند میلیون نفر باشند. در غیر این صورت با چند صد هزار نفر مشتری نمی توان به سودآوری دست پیدا کرد.هزینه تمام شده بالا می رود و نمی توان به سودآوری رسید. به عنوان نمونه در شبکه تلفن همراه، شرکتی به سود می رسد که به جای 1 میلیون مشترک، سی میلیون مشترک داشته باشد. چون ایجاد سیستم اولیه و هزینه نگهداشت آن بین مشتریان سرشکن می شود. پس مشترک باید بالای چند میلیون نفر باشد. در این حالت گردش مالی چندصد میلیارد است.

 

قوانین شناور در این بخش داریم. سرمایه گذار چطور می تواند مطمئن باشد که سیاستی یک شبه تمام بازار IT را بهم نمی ریزد؟ با توجه به اینکه در چند سال اخیر تجربه نشان داده بخش IT به شدت تحت تاثیر فضای سیاسی کشور است.

ببینید این هایی که شما می گویید برای همه بخش های اقتصادی کشور هم وجود دارد. در همه بازارها این ریسک ها را داریم. ما داریم مقایسه می کنیم.حرف من این هست که آقای سرمایه گذاری که چند صد میلیارد سرمایه داری به جایا ینکه بروی در بخش نساجی سرمایه گذاری کنی و چادر مشکی تولید کنی که در مورد توزیع و فروشش با اما و اگر مواجه باشی و بازار فروشت هم شفاف نباشد، در بخش IT سرمایه گذاری کن. ایران کشور گسترده ای است و 75 میلیون نفر جمعیت دارد. ارزش افزوده در این بخش هست در جای دیگری نیست واقعا و این را باید برای سرمایه گذاران نهادینه کرد.

 

شما 4 سال وزیر بودید. این ادبیات را سرمایه گذاران می پذیرند؟ حاضرند تغییر مسیر سرمایه گذاری بدهند؟

به هر حال باید فضا را برایشان شفاف کرد تا اطمینان کنند می توانند به این بخش ورود کنند. از طرفی باید شرکت های کوچک جمع شوند و سرمایه هایشان را روی هم بگذارند. مثلا 1000 یک هزار شرکت با سرمایه 100 میلیون تومانی هم در یک تعاونی جمع شوند، ان موقع سرمایه شان 100 میلیارد تومان می شود و به راحتی می توانند یک شرکت بزرگ IT را راه اندازی کنند که حتی بعد از مدتی می تواند در سطح منطقه هم به یک برند سرویس ده معتبر تبدیل شود.این کار انگیزه و متولی می خواهد. رسانه ها باید تشویق کنند تا چنین جوی به راه بیفتد. ببینید مصلا یک موتور جستجو را می توان به راحتی ایجاد کرد که شانه به شانه گوگل بزند. استعدادش را داریم. اما با 200 میلیون تومان این دست کارهای بزرگ را انجام داد. سرمایه داران هم باید توجیه شوندو یا حداقل فرزندان آنها که ارث به آن ها می رسد وارد بخش IT شوند. شاید از نسل قبلی دیگر انتظار نداشته باشیم که به قول شما با آن سیستم سنتی سرمایه گذاری در شکر و میلگرد عادت کرده، وارد این دنیای جدید شود.

 

آقای سلیمانی، شما از این بخش گذر کردید اما به نظر می رسد یک سرمایه گذار نمی تواند ریسک کند و بیاید در یک بخشی سرمایه گذاری کند که فردا روزش می گویند بر اساس فلان سیاست، اینترنت ملی می آید، یا از فردا فلان دسترسی ها ممنوع است. دقیقا پیش بینی ناپذیری در بخش IT بسیار جدی شده است.همین الان همین شرکت های کوچک جوابگوی مشتریانشان نیستند در برابر شناوری سیاست های دولتی.

ببینید این موضوعات و این چهارچوب ها شناخته شده است. این طور نیست که بگوییم هیچ چشم اندازی از فردای سیاست گذاری در این بخش نداریم. الان چین از کشور ما در مورد سیاست های بخش IT بسیار سخت گیرانه تر رفتار می کند. چون اینترنت با فیلتر کامل وارد کشورش می کند و در این بخش بسیار حساسیت دارد اما می بینید در صادرات این بخش به چه جایگاهی رسیده است.

 

اما مشتری داخلی نمی تواند پیدا کند. چون نمی تواند سرویس دهی ثابت و بلا اشکالی به مشتری داشته باشد.

چرا پیدا می کند. خوب هم پیدا می کند. نیاز من استاد این نیست که بنشینم فیلم ببینم. یا عکس ببینم. دانشجو اصلا نیازی به فیلم و ...ندارد. این هاتفریحات است. کار اصلی دانشجو درس و تحصیل است. الان 4 میلیون دانشجو داریم که در دوره تحصیلی شان یک رساله حداقل در 4 سال تحصیلشان ارائه می دهند. به عبارتی سالی 1 میلیون رساله در این کشور تولید می شود. اگر کسی پیدا شود و همه این دانشنامه ها را جمع آوری کند و آن را به مشتریانش بفروشد، ببینید به چه درآمدی می رسد؟ هر فایل را هم نمی خواهد 5 هزار تومان بفروشد؛ اصلا 50 تک تومانی بفروشد؛ ببینید چه بازاری برای خودش ایجاد می کند؟ الان بسیاری از کشورها این کار را کردند اما ما هنوز سراغش نرفتیم. متاسفانه ما جنبه های تخریبی هر موضوعی را نگاه می کنیم.هر کشوری روی حریم های خودش حسیاسیت دارد. کدام خانواده می گذارد فرزندش هر چیزی را یاد بگیرد یا هر جایی برود؟ اگر این طور باشد که ذهن فرزندان کور می شود و دیگر نمی تواند جلو برود.باید کنترل داشت روی فرزند.

 

همین ذهنیت را در سطح بزرگ تر اصل قرار دادید که اینترنت ملی را طراحی کردید؟ موضوع را ببریم به این سمت؛ این دست تفکرات در سطخ وزارت ارتباطات را بخشی از شهروندان تعبیر به کشیدن حصار دور آزادی اطلاعاتشان می کنند و اینکه باید خودشان مختار باشند که چه چیزی را می خواهند .

این حصار نیست و تحمیل نیست. کار ما ایجاد یک قابلیت جدید برای مردم هست و نباید به اینترنت ملی بگویید یک حصار به دور شور. مردم نباید چنین ذهنیت اشتباهی داشته باشند.

 

ارزیابی از اینکه افکار عمومی نسبت به این تصمیم چه واکنشی نشان می دهد، داشته اید؟ اینکه از مردم می خواهید چه تصوری داشته باشند و در واقع چه فکر می کنند؟

ببینید ؛ مردم اطلاعات اشتباهی را دریافت می کنند. ما می خواهیم به نفعشان کار کنیم. اینترنت ملی را نباید به آنها اشتباه معرفی کرد. اینترنت ملی یک قابلیت است. کشورهای دیگر چه کار می کنند که قیمت اینترنت را پایین میآورند؟ شبکه ملی خودشان را راه اندازی می کنند و به این شیوه هزینه کار را پایین می آورند. ما برای پایین آوردن هزینه اینترنت و هم چنین بالا بردن سرعت آن به این سیستم نیاز داریم.

 

شما بر اساس چه معیاری به این نتیجه رسیدید که کاربران ایرانی اینترنتی را می خواهند که تنها محدوده استفاده اش فضای داخل کشور باشد. به عبارتی دسترسی به فضای مجازی خارج از کشور حذف شود به قیمت سرعت بالاتر برای استفاده از تبادلات داخلی؟ ایا در وزارت ارتباطات نظرسنجی صورت گرفته بود و نیاز مشتری را این طور تشخیص دادید؟

خیر این کار را نکردیم. اما مگر همه ما بچه پولدار هستیم که این میزان هزینه اینترنت بدهیم؟ شما نگاه کنید در یک دانشگاه مثلا علم و صنعت با 10 هزار دانشجو، اگر فضای باند را بالاتر ببریم دانشجویان چه استفاده ای می کنند؟. در اشل کشوری هم همین طور است. باند را بالا می بریم و سهم هزینه اینترنت هم کم می شود. چرا باید برای ارسال یک میل ساده پول بدهم تا اطلاعاتم به یک کشور خارجی برود و باز از آنجا برای دریافت کننده در داخل کشور ارسال شود؟

 

اما این تقسیم بندی ساده انگارانه نیست؟ بسیاری از فعالیت های مجازی مردم بیرون از شبکه کشوری است و نیازمند به دسترسی به شبکه خارجی هستند.همان دانشجوی ساده برای یک جستجو به موتورهای جستجویی مانند گوگل نیاز دارد که اینترنت ملی شما پاسخگویش نیست.

نه این طور نیست. این دو موضوع با هم فرق دارد. در طول روز 90 درصد کارهای مردم مثلا دانشجو تا استاد به همین همکار های داخلی است. بادانشکده ام، دانشگاه و استادم است.

 

آقای سلیمانی، مصداق نیازهای کاربران ایرانی را در سطح دانشگاه تقلیل می دهیم و به مثال دانشگاه، برای کشور نسخه می دهیم. مثلا یک تاجر، پزشک و ...

تاجر و محیط کسب و کار هم نیازش در داخل است؛ مشتری داخلی و ....چه کار به خارج دارد. حالا گروهی کم می مانند که مثلا وارد کننده هستند. مثلا صنعت برق می خواهد سیستمی داشته باشد که قبض هایش به صورت انلاین پرداخت شود. از قضا ما می گوییم بیشتر استفاده های روزانه مردم از فضای مجازی محدوده داخلی دارد. حالا می خواهیم با اینترنت ملی نیازهای داخلی را در یک شبکه داخلی تامین کنیم. این طوری سرعت بالا می رود.

 

اما این اجازه را داریم که مردم را به دلیل یک امتیاز، از یک امتیاز دیگر محروم کنیم؟

این طور نیست که ما در ورودی های خارجی را ببندیم. از قضا برعکس هست. سرعت استفاده از درگاه های خارجی را بالا می بریم. اصلا این طور نیست که دروازه های خارجی را ببندیم. اصلا بستن دروازه های خارجی که کار بی ربطی است و خبط است. مثل اینکه مرز را به روی خودمان ببندیم.

 

سرعت استفاده را اما پایین می آورید؟

خیر متاسفانه این شایعاتی است که بعضا هم در بین مردم شنیده می شود. اما اصلا ما در وزارت ارتباطات دنبال چنین طرحی نبودیم و الان هم نیستند. از قضا با اینترنت ملی، سرعت استفاده افرادی که نیاز به دسترسی جهانی دارند هم بالاتر می رود چون بخش وسیعی از بار ترافیکی روی آن کاسته می شود. این طور هم سرعت بالا داریم هم هزینه کمتر. بحث ایجاد یک قابلیت جدید است. کسی که واقعا به درگاه های خارجی نیاز دارد از این فضا استفاده می کند و این طوری تقسیم بار صورت می گیرد. این کار ما امنیت را بالاتر می برد. این کار بدی نیست که تمام تبادلات اطلاعاتی که در داخل یک شهر صورت می گیرد در همان فضا پاسخ داده شود تا دروازه ورودی کشوری خلوت تر شود. من یک مثالی برای دوستان می زنم وضع کنونی شبیه این است که شما پرتقال مورد نیازتان را از یک شهر می خرید اما یک دور می فرستید خارج از کشور، بعد از آنجا تحویل می گیرید.

 

دقیقا روی بالا رفتن امنیت تبادل اطلاعات در صورت ایجاد اینترنت ملی، حرف و حدیث زیاد است.

این طور نیست. شما توی یک خانواده دارید گپ می زنید. می خواهید همسایه نشنود. چون احتمال می دهید یک روزی این ها را کنار هم بگذارد و علیه شما استفاده کند و سو تفاهمی برایش ایجاد شود. پس امنیت معنایش خیلی وسیع است و نباید همیشه ذهن اطلاعاتی و محرمانه در مورد واژه امنیت داشت. الان شما در حال مکالمه با تلفن هستید دوست دارید تلفنت تان شنود شود؟ اگر شنود شود، چه می کنید؟ صحبت نمی کنید مسلما. در مورد اطلاعات دیجیتال هم همه چیز قابل ثبت است. حالا شما دارید این اطلاعاتتان را به یک سرور خارجی ارسال می کنید. این حفظ امنیت است؟ حالا شما اگر این اطلاعات را از بیرون ، به داخل اوردید امنیتش بیشتر تامین می شود. نمی گویم کامل تامین می شود اما به جد امنیت این که داده ها در داخل کشور تبادل شوند، بیشتر است.

 

اگر بخواهیم بی تعارف صحبت کنیم، تصور عامه مردم تا افرادی که کارشناس این حوزه هستند برعکس است. شما هم این را می دانید و دلیل برخی نگرانی ها را در مورد حریم شخصی؟

خیر؛ به نظر من بسیار بیشتر امنیت مردم تامین می شود. مردم نباید به مبادی داخلی شک کنند که داده هایشان کنترل می شود. در فرستادن اطلاعات به سرور خارجی امکان نشتش بیشتر است.

 

ببینید همین یک سال پیش گوگل هشدار داد از داخل ایران برخی ایمیل های مردم هک شده است. اگر خاطرتان باشد منجر به گذاشتن مبادی امنیتی بیشتری برای این امر شد. چطور باید تصورات مردم در این باره را تغییر داد که در صورت ملی شدن اینترنت و میل ملی، این امنیت راحت تر مخدوش نمی شود و در صورت مخدوش شدن هم کسی هست که هشدارهای امنیتی را به آنها بدهد؟

ببینید این دو موضوع را باز تفکیک کنیم. این بحثی که شما می گویید اسمش خرابکاری است و در هر فضایی ممکن است. ربطی هم به اینترنت ملی ندارد. به قول خودتان در همان مبادی خارجی هم چنین اتفاقی رخ می دهد. به این می گویند سوءتدبیر و سو

 

اما آن نگرانی داخلی چطور؟

خوب حالا یک جایی پیش می آید که خود من که اینترنت را ملی کردم، همه اطلاعات را دادم به دیگران؛ خوب اینجا دیگر می شود سوء استفاده و خرابکاری و اصلا بحثش فرق می کند.

 

خوب همین بحثی که می گویید فرق دارد، اگر رخ داد، کاربران چه کنند؟ اینکه مثلا یک دستگاه دیگر....

امکان ندارد. این اتفاق رخ نمی دهد که یک دستگاه دولتی بیاید و اطلاعات مردم را جمع کند.

 

حتی یک نهاد ویژه و ....

نمی تواند. ببینید خیلی شفاف صحبت کنیم. در کشور ما  قانون هست. شما در دریافت کننده خارجی نمی توانید از سرور خارجی تان شکایت کنید و اگر بکنید خرجش زیاد است. اما در داخل کشور اگر ببینید تلفنتان شنود می شود چه کار می کنید؟

 

شکایت می کنیم؟

بله! مطمئن باشید. همین الان هم هست. مواردی داریم که شنود شده و مردم شکایت می کنند. می دانند که طرفشان هم چه کسی ست. مسئول دارد. سازمانی که موظف است که حفاظت کند در برابر شنود هم معلوم است و دادگاه رسیدگی می کند و جریمه می کند.

 

اگر طرفی که از آن شکایت می کنیم یک شهروند عادی نباشد، چطور؟ مثلا یک نهاد و ....

اصلا مهم نیست. طرف مقابل که شنود کرده ، می خواهد هر کسی باشد.وزارت ارتباطات یک نهاد دولتی است اما حتی از آن هم شکایت می شود. چون مسئول است و قانون او را مسئول حفظ داده های شخصی مردم می داند.مثلا الان داریم با موبایل پیامک می دهیم. این پیامک طبق قانون تا سه ماه به حالت جعبه سیاه ذخیره می شود.اما آیا اپراتور می تواند این پیامک را باز کند؟ امکان ندارد. نمی تواند. این یک جعبه سیاه است و دسترسی به آن توسط هر کس و نهادی امکان پذیر نیست.مگر به حکم قضایی. یعنی قاضی. مثلا شکایت می کنید که فلان شماره به من پیامک غیر اخلاقی زده، تنها یک قاضی می تواند دستور بازخوانی را دارد.

 

شما دیروز وزیر بودید؛ امروز یک استاد دانشگاه که با دانشجویان رو به رو هستید. خودتان قضاوت کنید. چقدر از صحبت هایی که تا اینجا کردید را یقین دارید مردم هم با همین میزان به آن اعتماد دارند و باورش می کنند؟

ببینید من امروز ایمیل دانشگاه را استفاده می کنم و هر روز هم با آن کار هایم را به پیش می برم. فکر می کنید این شیوه صحیح است که من تصور کنم رئیس دانشگاه هر روز در حال خواندن میل های من و دانشجویانم هست؟ به هیچ وجه؛ من بروم بگویم ایمیل من را بدهید را هم نمی دهند.ببینید نمی گویم نمی شود اما واقعا حکم نهاد قضایی می خواهد و خوب بحث آن دیگر خیلی فرق دارد.

 

آقای سلیمانی ؛ در دوره شما ما شاهد آغاز هک شدن برخی سایت های خارجی بودیم. حتی خبرگزاری ها با این هکرها مصاحبه می کردند و هکر عنوان می کرد من به عنوان ارتش سایبری این کار را کردم و ...یعنی هویت هکرها حداقل برای برخی رسانه ها هم مشخص بود. از طرفی شما در همان دوران به دو کنوانیسیون جهانی پیوسته بودید که عملا برخورد با این دست جرایم را جزو وظایف دولت ها کرده بود. در ظاهر برخوردی از طرف وزارت شما با این هکرها که به هر حال عملشان طبق قانون جرم بود صورت نگرفت.این موضوع اعتماد به وزارت ارتباطات را کمی مخدوش کرد. حالا فرقی نمی کند سایت هاشمی باشد یا سایت ناسا.

اولا در زمان من نبود. دوما هکرها از داخل ایران نبودند.

 

اما با خبرگزاری ...مصاحبه می کردند.

هک از داخل ایران نیست.در همه این موارد هک از داخل ایران نبود. اگر شبکه اینترنت ملی راه بیفتد بحث هک کردن هم حداقل مدیریت می شود. الان در فضای مجازی یک فرد می تواند خیلی کارها بکند اما ردش گم باشد. داخل ایران باشد اما نشان دهد خارج ایران است. یا برعکس خارج ایران است اما نشان دهد در داخل ایران است. چون هر چی بشر می سازد، ضدش را هم می سازد. با اینترنت ملی دیگر مدیریت می شود. کسی نمی تواند از بیرون وارد سیستم اینترنت ما شود و مثلا اطلاعات مردم را هک کند. این طوری از هکرهای خارجی در امان می شوند.

 

حرف اما از هکرهای داخلی است؟

هکرهای داخلی هم پیدا می شوند. راحت پیدا می شوند.

 

اما الان هم وقتی با یک خبرگزاری مصاحبه می کنند، مردم احساس می کنند که اینها شناسایی شده هستند اما برخوردی نمی شود؟یا توانایی برخورد وجود ندارد.

ببینید بگذارید راحت تر بگویم. مثل یک دزدی است. که دزدی صورت می گیرد اما نیروی انتظامی نمی تواند برخوردی کند. اما دزدی رخ داده است.

 

یعنی توانایی شناسایی این افراد برای وزارت ارتباطات ممکن نبود؟

ما به این می گوییم جنگ الکترونیکی؛ یک سخت افزاری برپا می کنید و فرد دیگری به آن وارد می شود. باز شما راه نفوذ می بندید اما باز یک راه جدید پیدا می کنند. این موضوع پایان ندارد و به توانایی ملی ربط دارد که بتوان هکر پیدا کرد. این حرف به این معنی نیست که با اینترنت ملی هیچ هکی رخ نمی دهد، رخ می دهد اما کمتر و شاید قابلیت پیگیری بهتر باشد. به هر حال همه دزدی ها هم شناسایی نمی شوند.

 

اجازه دارم برای این که خوانندگان مصاحبه با رسیدن به این بخش ، سئوال هایی در ذهنشان شکل نگیرد که بی پاسخ مانده باشد، خیلی صادقانه و شفاف از شما بپرسم ایا در دوره ای که شما وزیر بودید اصلا اراده ای بود که با هکرهای ارتش سایبری برخوردی شود؟ این احتمال دارد که بشناسند اما برخورد نکنند؟

من هم صریح می گویم، قابلیت فنی ما ضعیف بود. اصلا روی این حوزه کار نکرده بودیم. اصلا روی این بحث در ایران کار نشده بود. ما کار را سال 86 شروع کردیم. یک پروژه کلان را تعریف کردیم و کار بزرگی بودو مولفه های وسیعی داشت و حدود 8 شرکت خصوصی و دولتی درگیر بودند.مرکز تحقیقات مخابرات شرکت یزر ساخت مرکز مخابرات، مرکز تنظیم مقررات همه اینها تقسیم کار برایشان صورت گرفت تا بتوانیم به حدی برسیم که بتوانیم با هکرها برخورد کنیم که نتیجه اش را از دو سال پیش به این طرف می بینیم.

 

هکرهایی هم داریم که استخدام خود وزارت ارتباطات باشند و با وزارت ارتباطات برای برخی کارها همکاری کنند؟

خیر ؛ چنین چیزی را سراغ ندارم.فکر هم نمی کنم هیچ وقت چنین چیزی صحت داشته باشد.

 

شما دوره وزارت را پشت سر گذاشتید. الان که به دوره خودتان نگاه می کنید دقیقا با اوج گرفتن فیلترینگ در کشور هست. به نظر خودتان این فیلتر چه سودهایی داشت و چه ضررهایی و آیا این توازن مثبت بود؟

هر ابزار خوبی را یک نفر می تواند بد استفاده کند؛ این یک حرف دیگری است.اما فیلتر یک امر اجتناب ناپذیر است. به طور کلی هر دستگاه الکترونیکی که بسازید دارای فیلتر است. نمی توانید دستگاه الکترونیکی را ببینید که بدون فیلتر باشد. من به عنوان استاد دانشگاه دارم صحبت می کنم. رشته برق و الترونیکی را پیدا کنید که درس فیلتر نداشته باشد. خدا هم کارش همین است. سیستم شنوایی ما به صورتی است که همه اصوات را نمی گیرد. پرندگان هم ممکن است 40 کیلو هرتز هم ممکن است تولید صدا کنند اما نمی شنوند.

 

آقای سلیمانی ما داریم در مورد جریان آزاد اطلاعات صحبت می کنیم نه مورد فیلتر به معنای خاص کلمه.

فرق ندارد. فرقی ندارد. الان شما پهنای باند گوشتان را از 20 کیلوهرتز به 50 کیلیوهرتز برسانید. ببینید یک لحظه دیوانه می شوید.

 

شما از الگوی الهی برای محدود کردن دسترسی استفاده می کنید؟

(خنده) شما یک رادیو را بدون فیلتر استفاده کنید. می گیرد؟ نه؛ برای همین از یک ایستگاه به یک ایستگاه دیگر می روید.فیلتر را تنظیم می کنید. اگر فیلتر نبود که ... .

 

پس بگذارید برای عدم انحراف بحث من سئوالم را تغییر بدهم و به جای استفاده از واژه فیلتر بگویم ممانعت از دسترسی آزاد به اطلاعات.

پس اول یک بحث را قبول کنید به اسم فیلتر و نیازش را ؛ اجتناب ناپذیری اش؛ شما در منزل تان برای فرزندتان تقسیم بندی می کنید. این که در هر سنی از چه امکاناتی استفاده کند.این ها امور تربیتی است و سرمایه انسانی تان را باید حفظ کنید.پس فیلر لازم است. شما از یک خانواده بپرسید آیا حاضر است فرزندش کامپیوتر روشن کند و هر چیزی خواست روی صفحه مانیتورش بیاید؟مگر اینکه عقل طرف معیوب باشد.وگرنه می گوید نه چنین چیزی را نمی خواهم. یا اینکه آیا حاضری فرزندت با هر کسی در ارتباط باشد؟ پاسخ منفی است. باید من بدانم با چه کسی در ارتباط است. در فضای مجازی هم همین طور است. از هر پدر و مادر و خواهر برادری صحبت کنید، می گوید نه نمی خواهم با هر کسی ارتباط چتی وکلامی پیدا کند. پس فیلتر لازم است. حیات بشری نیاز به آن دارد.

 

اما حرف از کودک و فرزند می زنید. در حالی که آنچه امروز مخاطب شما در فیلترینگ است، عموما افراد بزرگسالی هستند که مسلما قدرت تشخیص بین خوب و بد را دارند و انتخاب هایشان از روی عقل است نه جهل و کودکی .

خوب سراغ کشورهای اروپایی بروید.شما فکر می کنید فیلترینگ ندارند؟ شک نکنید که دارند. من 4 سال و نیم در یک دوره و یک سال دیگر در دوره ای دیگر در اروپا زندگی کردم. کشورهای اروپایی به مردمشان و اطلاعات شان کاملا تسلط دارند. همه اطلاعات مردم را ذخیره می کنند. شناسایی می کنند. حتی اطلاعات خصوصی. چون حداقل ما یکسری حکم های شرعی داریم که آنها این را هم ندارند.حتی برای ما غیبت هم گوش مرده خوردن است. اما برای آنها این محدودیت های شرعی هم نیست. پس روی این هم نباید حرفی باشد. حالا می رسیم به سئوال شما که چه چیزی را فیلتر کنیم و چه چیزی را نکنیم.برای شبکه مجازی، خوب اگر فیلتر نباشد که هر کسی می آید و سایت من را نگاه می کند. این می شود؟

 

سایت شما را نگاه می کند؟

بله؛ فیلتر که نباشد هر کسی می تواند بیاید سایت من را هم ببیند.

 

منظور ایمیل تان هست؟

نه همین کامپیوترم. همین صفحه ای که روی دستگاهم باز هست و دارم رویش کار می کنم.

 

آقای سلیمانی؛ این چیزی که شما می گویید اسمش هک کردن یک دستگاه هست که آن هم تخصص افراد خاصی است با کاربری های ویژه.

نه منظورم هک نیست. شما می توانید مثلا به دوستتان اجازه بدهید بیاید و صفحه کامپیوتر شما را از داخل یا خارج از کشور همزمان با خودتان ببیند و حتی در اختیار بگیرد. یعنی کامل دستگاه شما در اختیار یک نفر دیگر. این عملیاتی هست.

 

آقای سلیمانی؛ در عملیاتی بودنش که شکی نیست. اما ما داریم در مورد مردم عادی حرف می زنیم , در مورد دسترسی آزادشان به اطلاعات. در مورد فیلتر به معنی اینکه ورودشان به هر سایت و وبلاگ و محیطی که مثلا فلان واژه درونش باشد، ممنوع است. یا فلان محیط مجازی به دلایل سیاسی فیلتر است و مصداق هایی شبیه این.

ببنید این یک بحث دیگر است. این موضوع دیگر ربطی به من ندارد. من نمی توانم در موردش حرف بزنم.اما اینکه هر شبکه ای نیاز به فیلتر دارد یک اصل اجتناب ناپذیر است اما در مورد اینکه کجا را فیلتر کنیم، خوب آن دیگر به حوزه من ربط ندارد. باید با مسئول این کار حرف زد. مثلا تلویزیون ایران همه چیز را نشان می دهد ؟ نه تلویزیون فرانسه همه چیز را نشان می دهد؟ نه؛ یک فرانسوی یک فیلم ساخت در مورد نقش کشورهای خارجی در جنگ ایران و عراق. یک مستند ساده بود که حالا به نفع این کشورها نبود. ما هر قدر پیگیر شدیم اجازه ندادند این مستند در تلویزیون فرانسه پخش شود.خبرنگار خودشان هم این فیلم را تههی کرده بود از حضور 9 کشور صنعتی در کمک به عراق. خوب اسم این را چه می گذاریم؟

 

شما استاد رشته IT هستید. مطمئنا می دانید ما داریم در مورد فضای مجازی صحبت می کنیم.

خوب گفتم آن مرجع تصمیم گیری جای دیگری است. گاهی سلیقه ای تصمیم می گیردو گاهی قانون است.خوب جای مناقشه دارد. مثلا مطلبی را فیلتر می کنند، من مخالف باشم، کسی موافق باشد. این حرف دیگری است. من این ها را گفتم که بدانید نفس فیلتر خوب است.

 

خودتان به عنوان فردی که چهار سال وزیر این بخش بودید، موافق این روند محدود کردن بودید؟

ما کاره ای نبودیم در این بخش.کار ما فنی بود.

 

این چند روزی که جیمیل و گوگل فیلتر شد، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه 12 میلیارد تومان گردش مالی خرید و فروش VPN بود. شما به عنوان سیاستمدار این بازار کاذب رو به نفع چه گروهی ارزیابی می کنید؟

من این عدد را واقعی نمی دانم.بعید می دانم. به نظرم چنین رقمی صحیح نیست.

 

به هر حال مردم مجبور بودند برای دسترسی به میل هایشان وموتور جستجوی گوگل دست به خرید VPN بزنند.

12 میلیارد تومان؟ ما ایرانی ها چنین پول هایی خرج نمی کنیم. دور زدن فیلتر که پول نمی خواهد (خنده) بی پول می شود انجامش دهد. جوان های ما آن قدر کارهای فنی بلد هستند که برای این کارها پول نمی دهند. کارهای دیگری برای این موضوع بلد هستند. به من بگویید حتی 12 میلیون تومان هم بعید می دانم.مگر کسی بخواهد کلاهی سر دیگری گذاشته باشد.کسی برای این کارها پول نمی دهد؛ چون راهکار دارد و راهکارش هم ساده تر از این حرف هاست.

 

در مورد فیلتر جیمیل و گوگل و بعد هم عقب نشینی از آن چه چیزی عایدمان شد؟

در فضای مجازی، اگر بهانه این بود که به پیامبر توهین شد، خوب در سطح جهان انعکاس داشت و مردم به میدان آمدند و در فضای مجازی هم مردم به میدان آمدند . چون همه در موردش اتفاق نظر دارند و از زرتشتی و مسیحی هم این عمل محکوم می کنند. چون فیلم نامناسبی بود. این هیجان در بین همه ایجاد شد. این تیپ اعتراض ها وقتی مردمی باشد، اثر می گذارد و این یک همبستگی ملی و متطقه ای و جهانی بود و همه خودشان را شریک می دانستند. حتی خود مردم تصمیم گرفتند که سه روز گوگل تحریم کنند. مردم ایران هم استقبال می کردند ممطئنا؛ مگر اینکه موقع اضطرار که آن هم راه حلش را پیدا می کردند.که از جیمیل استفاده نکنند. اما این کاری که دوستان ما کردند که البته معلوم نشد آخرش فیلتر شد یا نشد؛ مستقیم یا غیر مستقیم؟ حالا می گویند غیر مستقیم هست و آمدیم یوتیوب را بستیم و حالا برخی جیمیل ها بسته شده است. چون من برای خبرنگاری یک مقاله فرستادم و ایشان برایم زد که می تواند از جیمیلش بدون فیلتر استفاده کند.به هر حال حرکت دوستان حرکت خوبی نبود. یک حرکت مردمی را در حد یک دستور کمیته پایین آوردند و ارزش کار کم کردند. یک سوء تدبیر بود و واقعا نمی دانم چه "آیکیو" یی چنین تصمیمی را گرفته است.

 

درارتباط با همین سوء تدبیری که می گویید گاهی هست، آیا در دوره شما چنین ظرفیتی نبود تا در زمان تصویب اصلاحیه ساختار این کنیته، به دولت فشار بیاورید که این کمیته فیلترینگ تصمیم گیری ها و حداقل عملکردش به نوعی با حضور قوی تر وزارت ارتباطات باشد؟

کار وزارت ارتباطات نیست. یعنی ورود به محتوا، حالا هر چیزی می خواهد باشد، کار ما نیست. وزارت ارتباطات باید محدوده عملکردش بستر باشد. اما نمی تواند بگوید در این مسیر چه چیزی برود یا نرود.

 

در مورد پارازیت ها؛ باز هم یکی دیگر از موضوعاتی است که از زمان وزارت شما شدت بیشتری گرفت و ما شاهد سکوت معنادار وزارت خانه شمابودیم. در بخشی از مصاحبه به شرع اشاره کردید. آیا شرع اجازه می دهد که برای ندیدن برخی شبکه های ماهواره ای پارازیت هایی به شهر انداخته شود که سلامتی مردم را به خطر می اندازد و حتی با مواردی مانند افزایش سرطلان به مرگ انسان منجر شود؟

ببینید بیایید این موضوع را هم دو بخش کنیم که بتوانیم به تفکیک جوابهای معقولی بدهیم و درگیر برخی جوهای حاکم بر جامعه نشویم. اینکه پارازیت بشود یا نشود واقعا باز هم به ما مربوط نبود. یعنی ما نمی توانستیم نظر بدهیم. من نه در این باره تخصصی دارم و نه تجربه.

 

فکر می کنید مردم می پذیرند وزیر ارتباطات بگوید در مورد پارازیت که تمام بنیانش توسط زیر ساخت های همان وزارت خانه ساپورت می شود بگوییم پارازیت به ما ربطی ندارد؟

بله بحث اجرا واقعا به ما ربط ندارد. یک گروه دیگر تصمیم می گیرند که پارازیت انداخته شود یا نه؛ چه شبکه ای را ببینند یا نبینند.

 

اما از وسایل شما استفاده می کنند. خوب اگر این استفاده منجر به ضرر به سلامت باشد؟

می خواهم همین را بگویم؛ هیچ ضرری ندارد. همه این ها متاسفانه فقط برخی شلوغ کردن های بدون اساس و ریشه علمی است. بسیاری از آن ها فقط برای برخی جوسازی هاست. پارازیت روی سلامت مردم هیچ اثری ندارد. ما در همین دانشگاه یک پروژه تحقیقاتی طراحی کردیم و در بخش های مختلف تهران این سیگنال ها را اندازه گرفتیم.در هزار نقطه. از هر مهندس مخابراتی هم بپرسید می تواند سرانگشتی، برایتان محاسبه کند. یک دستگاه با توان یک وات امواج می فرستد.20 متر ان طرف تر توانی که به دریافت کننده می رسد میکرووات است. 200 متر ان طرف تر صحبت از پیکو و نانو وات است. 2 کیلومتر آن طرف تر حرف از 10 به توان منفی 13 وات است.

 

خوب این 10 به توان منفی 13 وات، از دریافت امواج شبکه های ماهواره ای جلوگیری می کند؟ این اعداد واقعا صحیح هست؟

بله اثر دارد. چون ماهواره در فاصله 36 هزار کیلومتر از زمین قرار دارد و توانی را به روی یک منطقه ارسال می کند که شعاع تشعشعیش یک منطقه ایران و کشورهای همسایه است. این توان وقتی به زمین می رسد 10 به توان منفی 15 است یعنی فنتووات؛ و حالا به این توان دو برابری هم برسانید مختلش می کنید.

 

خوب با همین محاسبه شما همسایه های ان پارازیت انداز در فاصله کمتر از 50 متر تشعشع بالایی را دریافت می کنند؟

خوب اگر فاصله چند متری باشد، بله همین طور است.اما فاصله 20 متری نه؛ ببینید یک پارازیت انداز روی ساختمان رو به رو هست و یک وات انرژی هم تشعشع می کند، این امواجی که به ما می رسد تاثیری روی ما ندارد.

 

در ماه های اخیر از پزشک های مستقل تا پزشکی قانونی و اعضای شورای شهر مستنداتی را در مورد تاثیرات منفی پارازیت روی مردم ارائه می کنند. چطور این ها را می توانیم انکار کنیم؟

با ادعا که نمی شود حرف زد. اگر این طور باشد که گوشی همراه که بدتر است. دو وات تشعشع را دم در گوشم می گذارم که فاصله اش هم دو سانت است.

 

اما وقتی یک شهر مثلا مورد هجوم 100 هزار انتن پارازیت انداز قرار می گیرد کمی این محاسبات شما بهم می ریزد؟

باشه؛ شما 100 هزار را ضربدر 10 به توان منفی 14 بکنید . باز هم رقم بسیار کم است. من به عنوان یک متخصص می گویم که حوزه کاریم این هست می گویم توانی که به من می رسد بسیار کمتر از موبایل است. اختلاف را ببینید. سلامت ما را موبایل به خطر می اندازد. رادیو، تلویزیون بیشتر اثر دارد.اینها را هم همه دنبا دارند. همین آنتن های موبایل. پس باید آقایان بیایند و ثابت کنند. در دنیا هنوز چیزی گزارش نشده که امواج پارازیت با این توان بتواند منجر به بیماری شود. خوب افتابش را هم می گویند نگذارید به بدنتان مستقیم برسد. حالا اینکه یک نفری در اینترنت ادعایی می کند ثابت شده که نیست نباید به آن توجه کرد.

 

فعلا این ادعا را اعضای شورای شهر می کنند و وزارت بهداشت.

خوب اعضای شورای شهر باید بیاید یک مرکز آزمایشگاهی و پزشکی و تحقیقاتی راه اندازی کند و ثابت کند که این تشعشع ها سبب بیماری می شوند.

 

خود وزارت ارتباطات وظیفه نداشت که برای حفظ سلامت شهروندان یک چنین آزمایشگاهی داشته باشد. وقتی تجهیزات را به قول خودتان به دستگاه دیگری می دهید نباید در مورد تبعاتش آزمایش می کردید؟

این موضوعی است که کل دنیا درگیرش هست. سازمان بهداشت جهانی یک تحقیق بین المللی را در این باره راه انداخته و نتایج روی سایتش هم هست. نشان می دهد تا الان تشعشع های رادیویی نتوانستند ثابت کنند بیماری زا باشد.

 

اگر بحث را به سمت سیم کارت ها ببریم. در دوره شما اپراتورهایی به بازار راه پیدا کردند که بهای سیم کارت را پایین آورد. اما از آن طرف یکسری انتقادات و حاشیه ها هم مطرح بود از شکایت ترک سل تا موضوع واگذاری مخابرات بدون رعایت قوانین مزایده. فکر نمی کنید همین حاشیه ها سبب شده تا امروز شاهد باشیم که این موضوع خصوصی سازی کمتر با استقبال سرمایه گذار خارجی مواجه شود؟

ما نگرشمان اقتصادی بود. من نگرش اقتصادی وزارت را تغییر دادم.سیم کارت سال 73 وارد بازار شد. تا سال 84 که من رفتم، و اصلاحات را شروع کردیم. تا آن موقع سیاست این بود که مردم بیایید در بخش موبایل سرمایه گذاری کنید. یعنی سیم کارت یک کالای سرمایه ای بود که فردی بیاید 500 هزار تومان ودیعه بگذارد و دو سال منتظر بماند. بعد بیاورند در بازار 1 میلیون تا دو میلیون بفروشند. دیدگاه دولت این بود که یک پول هنگفت دستش برسد. مثلا سال 82، 5 میلیون نفر مبلغ 440 هزار تومان پرداخت کردند که روی هم سرمایه ای معادل 2200 میلیارد تومان به خزانه آمد. سال 84، 8 میلیون ثبت نام کردند با مبلغ 390 هزار تومان ثبت نام کردند و مبلغی حدود 4 هزار میلیارد تومان به خزانه آمد. ما محاسبه کردیم که این یک بازار کاذب است. سرمایه گذاری نبود. تلفن خدمات بود و هیچ جایدنیا این رسم 11 ساله ما را نداشت. شهریور 84 دست مردم 7 میلیون سیم کارت بود. دیدیم اگر این نگرش جلو برود، باز 10 سال دیگر ضریب نفوذ تلفن همراهمان از تمام کشورها پایین تر است. در حالی که مردم متقاضی بودند. و حاضر بودند هزیه خدمات بدهند. این 400 هزار تومان اجحاف به مردم بود. طرحی تهیه کردیم که دولت پول می خواهد و با طرح جدید ما دولت نفعش بیشتر می شود. مثلا 7 میلیون همراه اول به 37 میلیون افزایش بدهیم. متوسط هم ماهی 10 هزار تومان هزینه قبض شان بشود، 300 میلیارد تومان در ماه درآمد اضافه بر درامد مشتری های 7 میلیون نفری داریم.به عبارتی 3600 میلیارد تومان در سال که ودیعه هم نیست و تازه درامد سالانه است و دیگر این طور نیست که دو سال یک بار باشد.به همین دلیل دولت دید به نفع خودش و مردم هست و طرح را اجرایی کرد.

 

اما هنوز هم هزیه سرویس دهی بالاست.

من در آن شرایط در موردش جرف می زنم. نه هفت سال بعد. به هر حال شرکت مخابرات کاری کرد که به نفعش بود. سال 84، سودش 150 میلیارد تومان بوده و سال 88 که من وزارت ترک کردم 1600 میلیارد تومان سود بود. یعنی 10 برابر سود شرکت مخابرات. مردم هم سود بردند. همه هم قبول داشتند سیستم قبلی دلال بازی بود. الان سیم کارتها تعدادش به همراه اول 38 میلیون رسید. ایرانسل هم طرفیت بالا برد. دیگر تا جایی رسید که اپراتور التماس می کند پول یکی بده دو تا ببر. این ها را گفتم تا ببینیم که شیوه ما صحیح بود. الان ایران خودرو و سایپا را ببینید. سوء مدیریت و نگرش هست. مردم دارند پیش فروش می کنند. پولشان را چند ماه تا سال می گذارند دست کارخانه؛ در صف انتظار هم می ایستند.گردش مالی 8 هزار میلیارد تومان در سال برای ایران خودرو هست اما باز می گوید بانک وام ندهد ورشکست می شوم و ال و بل می شوم. الان ثبت نام کند ببینید چند هزار نفر همان لحظه حاضرند پول بدهند و ماشین بگیرند. گران هم که می فروشند. خوب این چه مرگش هست؟ نگرش اقتصادی است.این نگرش را اگر درست کنیم هم مشتری نفع می برد و هم کارخانه قدر می شود. هم دولت مالیاتش را می دهد و هم رضایت نسبی مردم تامین می شود.

 

آقای سلیمانی در مورد ترک سل و واگذاری مخابرات...
این دیگر مال 10 سال پیش است. نبش قبر نکنید. موضوعی بوده که دیگر حالا به آن نپردازیم بهتر است. به هر حال ما در بخش IT پیش رفت های خوبی کردیم و این بخش هم  فناوری اطلاعات پیش روانه است. فرقی ندارد مشتری بانک باشد یا دانشگاه ها شهروندان؛ مثلا کارت سوخت ؛ 20 سال پیش باید با بن و کاغذ این کار را می کردیم و حالا به راحتی این کار قابلیت مدیریت دارد. یا در مورد هدفمندسازی یارانه ها بدون IT امکان پذیر نبود. در مورد بورس هم همین طور.باید سعی کرد به این بخش توسعه داد و تلاش کرد این حوزه در کشور ریشه دار و سودآور شود.
انتهای پیام
 

به این محتوا امتیاز دهید: 

هنوز رأی ندارید
سیتنا 5
2012-10-10 18:56

افزودن دیدگاه جدید