پارادوکس سیمکارت سفید؛ وقتی مسئولان داوطلبانه لوکیشن خود را افشا میکنند!
در حالی که نهادهای مسوول، دسترسی مستقیم به پلتفرمهای خارجی را بهدلیل فاش شدن لوکیشن دقیق کاربران، تهدیدی امنیتی تلقی میکنند، سیمکارتهای سفید عملاً مسئولان کشور را به بیدفاعترین طعمههای ردیابی برای سرویسهای بیگانه تبدیل کرده است. این تناقض آشکار نشان میدهد که فیلترینگ نهتنها سدی در برابر نفوذ نبوده، بلکه تنها دو خروجی ملموس داشته است: تبدیل کردن مقامات کشور به سوژههای جاسوسی لحظهای بهدلیل حذف لایههای حفاظتی، و ایجاد یک بازار مکاره برای مافیای فیلترشکن که در آن، مردم عادی باید هزینهی مخفی ماندن هویت خود را به جیب دلالان سرازیر کنند.
به گزارش خبرنگار سیتنا، در تدام محدودیتهای اینترنتی، توزیع «سیمکارتهای سفید» بین خواص و مسئولان، ابعاد جدیدی از یک تهدید امنیتی را فاش کرده است. پارادوکس ماجرا اینجاست: مسوولانی که از «حاکمیت سایبری» دم میزنند، خودشان از مسیری وارد شبکه میشوند که طبق استدلالهای فنی، فرش قرمز پهن کردن برای پلتفرمهای بیگانه است.
لوکیشنِ مسئولان روی میزِ «دشمن»!
طبق منطق فنی، وقتی با سیمکارت سفید (بدون فیلترشکن) به اینستاگرام یا واتساپ یا سایر پلتفرمهای خارجی وصل میشوید، هیچ لایه واسطهای برای مخفیسازی وجود ندارد. یعنی دقیقاً در همان لحظهای که یک مقام مسئول در حال چک کردن دایرکتهای خود است، اپلیکیشنهای بینالمللی «لوکیشن دقیق» او را با کمترین خطا رصد میکنند. اگر نفوذ و ردیابی، خط قرمز امنیت ملی است، پس چطور آقایان با دسترسیهای ویژه، عملاً موقعیت مکانی لحظهبهلحظه خود را تقدیم سرورهای خارجی میکنند؟ آیا این «سیمکارتهای بدون فیلتر»، بزرگترین حفره جاسوسی نیستند که دقیقاً در جیبِ تصمیمگیران کشور قرار گرفتهاند؟
امنیت برای مردم، ردیابی برای مسئولان!
تناقض وقتی اوج میگیرد که میبینیم مردم عادی برای اتصال به همان شبکهها، مجبورند از «کانفیگ» و «پروکسی» استفاده کنند. این ابزارها با وجود تمام دردسرهایشان، حداقل یک لایه پوششی ایجاد میکنند که لوکیشن واقعی کاربر را تغییر میدهد. به زبان ساده: مردم عادی با هزینه شخصی و سختی فراوان، ناخواسته امنیت مکانیشان را حفظ میکنند، اما مسئولان با رانتِ «سیمکارت سفید»، بیدفاعترین کاربران در برابر ردیابیهای دقیق خارجی هستند!
امنیت ملی یا تجارت فیلترشکن؟
اینجاست که بوی یک تجارت کثیف بلند میشود. اگر واقعاً دغدغه امنیت وجود داشت، چرا راهکاری که امنیت (عدم ردیابی) را برای مردم فراهم میکند، به یک کالای پولی تبدیل شده است؟
واقعیت این است که «امنیت» در این ساختار، به ابزاری برای پر کردن جیب مافیای فیلترفروش تبدیل شده است. مردم باید پول بدهند تا با پروکسی، «امنیت» نسبی (و مخفی ماندن لوکیشن) را بخرند، در حالی که همان کسانی که فیلترینگ را وضع کردهاند، با سیمکارتهای بیحفاظِ خود، بزرگترین ریسک امنیتی را برای کشور ایجاد کردهاند.
اگر قرار است امنیت ملی به خطر بیفتد، این اتفاق همین حالا در اتاقهای مدیریتی و با سیمکارتهای سفید آقایان در حال رخ دادن است. فیلترینگ نه تنها مانع دسترسی بیگانه نشده، بلکه فقط یک خروجی ملموس داشته است: «دلالیِ امنیت». مردم هزینه میدهند تا لوکیشنشان مخفی بماند، و برخی مسئولان از رانتی استفاده میکنند که آنها را به طعمههای لذیذی برای ردیابی تبدیل کرده است. این نه یک سیاست امنیتی، بلکه یک سیرک دیجیتال است که بلیط آن را مردم با خرید فیلترشکن میپردازند!
انتهای پیام
گزارش از سارااستوار
دیدگاهها
(پیامک اینترنت پرو برام آمد بعد از احرار هویت فعال دیگه؟؟؟)
قضیه این پیام چیه وقتی من یه شغل آزاد دارم ، این پیام واست اومده
پیام داده رایتلی عزیز
تا 17 روز آینده فرصت دارید سرویس «اینترنت پرو» را فعال کنید.
برای فعالسازی، از طریق لینک زیر اقدام فرمایید
اینترنت را وصل کنید. نزدیک ۸۰ روز گذشته فرسوده شدیم.
یک عده ای که طرفدار حکومت هستند بیایند در فضای مجازی از خوبی های و عدم مشکلات ایران بگن تا دولت بتواند در مذاکرات امتیاز کمتری بده و بگه ما راحتیم و دشواری نداریم. اما شما دشواری دارید.
یا نکنه میخوان بگن نمیشه رد سیم کارت سفید ها و کسایی که از کانفیگ استفاده میکنن رو زد و به امنیت کشور از طریقشون صدمه زد!؟
یعنی تو عمرت حتی اسنپ هم حتی باز نکرد نه ؟ بعد امدی نظر می دی دمت گرم واقعا دمت گرم .
Pagination
افزودن دیدگاه جدید