روایتی از پشتِ صحنهی یک پرسش؛ چرا خبرنگار نباید همیشه فریاد بزند؟
سارا استوار، خبرنگار سیتنا، در یادداشتی صمیمانه خطاب به مخاطبانی که او را به «عدم جسارت» در نشست خبری سخنگوی دولت متهم کردهاند، از لایههای پنهان و محدودیتهای نانوشتهی دنیای رسانه میگوید؛ جایی که گاهی برای رساندن یک پیام، باید از «پروتکلهای رسمی» عبور کرد.
به گزارش سیتنا، سارا استوار در این یادداشت آورده است:
امروز که کامنتهای شما را زیر ویدئوی نشست خبری سخنگوی دولت میخواندم، لبخندی تلخ بر لبانم نشست. نوشته بودید: «چرا سوال اینترنت را نپرسیدی؟»، «چرا جسور نبودی؟» و «صدای ما کجاست؟». حق دارید! دغدغه شما، اکسیژنِ کار من است و اگر شما نپرسید، من هویتی ندارم. اما اجازه بدهید کمی بیپردهتر با هم حرف بزنیم.
اما حقیقت این است که قاب دوربینی که شما میبینید، تمامِ واقعیتِ یک نشست خبری نیست. در دنیای خبرنگاری رسمی، ما گاهی با «فیلترهای نامرئی» روبرو هستیم. نشستهایی وجود دارند که در آنها دایره پرسشها از پیش تعیین شده و گاهی سوالات باید پیش از طرح، از مرحله تایید عبور کنند. در چنین اتمسفری، خبرنگار میان دو لبهی قیچی قرار میگیرد: یا باید طبق قواعد حرکت کند تا فرصتِ ماندن و پرسیدنِ سوالات بعدی را داشته باشد، یا با یک پرسشِ خارج از چارچوب، برای همیشه پشت درهای بسته بماند.
با این حال، من در تمام هفتههای اخیر، حتی در میان همین محدودیتها، تمام توانم را به کار بستهام تا لای چرخدندههای این پروتکلها، صدای خستگی شما از وضعیت اینترنت و کسبوکارهای آسیبدیده را به گوش مسئولان برسانم. جسارت یک خبرنگار همیشه در «فریاد زدن» نیست؛ گاهی جسارت یعنی ماندن در میدان، جنگیدن با محدودیتهای رسانهای و باز کردنِ روزنهای کوچک برای شنیده شدنِ حقیقت.
مطمئن باشید دغدغههای شما در گلویم نمانده است. من هم مثل شما در همین فضا نفس میکشم و با همین اینترنتِ محدود دست و پنجه نرم میکنم. از شما میخواهم محدودیتهای این حرفه را درک کنید و با حمایتتان به من قدرت بدهید تا در نشستهای بعدی، بیپردەتر و صریحتر، مطالبات شما را روی میز مسئولان بگذارم.
ما خبرنگاران، پل هستیم؛ نه بنبست. و من تا جایی که این پل اجازه عبور بدهد، حاملِ پیامهای شما خواهم بود. از درک و همراهیتان صمیمانه ممنونم.
انتهای پیام
دیدگاهها
مگه حقوقشون رو میدی یا خدمه هستش؟ صرفا ی خبرنگار از نوع با غیرت و با شرف.
بهت یاد ندادن با ی خانم چطور باید حرف بزنی؟!
خسته نباشید به شما خبرنگار شجاع. ممنون که پشت پردههای دشوار حرفهتان را برای ما روشن کردید. درک میکنیم که ماندن در میدان و عبور از فیلترهای نامرئی چقدر توان میخواهد. ما کنار شما هستیم و به قلم و قدمهای شما برای باز کردن روزنههای حقیقت ایمان داریم. پرقدرتتر از قبل ادامه بدهید. سربلند و پیروز باشی
خانم استوار، شما صدای خستگیهای ما هستید. یادداشتتان نشان از هوش و شجاعت شما داشت. نگذارید ناملایمات شما را متوقف کند؛ مسیرِ حقطلبی دشوار است اما شما نشان دادید که مردِ میدان هستید. با آرزوی موفقیتهای روزافزون برای شما خبرنگار جسور.
۲۰ مرداد ۱۴۰۳
مسعود پزشکیان
واقعا فکر میکنید وقتی نشست خبری میزارن میگن هرکی هر سوالی دلش میخاد بپرسه؟ اکثرا نشست های اینا یا قبلش باید سوالی ک میخای بپرسی رو بگی یا بر اساس ی لیستی ک تعیین میشه میتونی سوال بپرسی
بابت پیگیری اینترنت بین الملل
منم مشکل نت دارم
در بیرون محل کار دسترسی ندارم و تاثیر گذاشته روی پروژه هام
سپاسگزارم
ما خبرنگاران در ایران اونطور که در کل جهان خبرنگاران هستند نیستیم
پروتوکل ها فیلترها دستورالعمل ها ضوابط و مقررات
وووووو
ولی الان متوجه شدم که یادم رفته بود کجا زندگی میکنیمو چقدر افکارو صدامون ترسناک واسشونو اکسیژن هم امنیتی هستش چه برسه به سوال یه خبرنگار توی جایی عمومی که ویدئوش ضبط هم میشه.
ادمین تایید کن
Pagination
افزودن دیدگاه جدید