کد مطلب: 

182432
موتور جویشگر بومی؛ آری یا خیر؟!
آیا وجود موتور جست وجوی بومی یک اولویت محسوب می شود؟ آیا این بازار واقعا بکر است و باید وارد آن شویم؟ هدف از ورود به آن آیا با نگاه امنیتی است یا اقتصادی یا کسب دانش یا ترکیبی از هر سه آنها؟ دولت که نقش اساسی در تعریف این پروژه دارد تا کی باید در پروژه باقی بماند؟ و چه آینده ای را می توان برای جویشگرهای بومی در ایران پیش بینی کرد؟
موتور جویشگر بومی؛ آری یا خیر؟!

به گزارش سیتنا، چندی پیش وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از موتور جست وجوی بومی پارسی جو رونمایی کرد. خبرهایی در این مورد در خبرگزاری ها و سایت های خبری منتشر شد که بسیاری از آنها مشابه بود. در متن بیشتر این خبرها به ضرروت وجود چنین موتور جست وجویی در ایران اشاره شده و آماری به نقل از یکی از مسئولان این پروژه آورده شده که نشان می دهد ایرانیان از خدمات جست وجوی گوگل استفاده زیادی می کنند و برای همین چرا این بازار را خود در دست نگیریم؟

در کنار این اخبار، نقدهایی هم به این پروژه شده است. در این نقدها ضمن آوردن تاریخچه ظهور دیدگاه لزوم داشتن جویشگر یا موتور جست وجوی بومی، به رونمایی های مکرر آنها اشاره شده و این که این موتورهای جست وجو نتوانسته اند جایگاه مناسبی را در بین کاربران ایرانی پیدا کنند.

چرا جویشگر بومی؟

هرچند نمونه های موفق جهان چون موتور جست وجوی بومی بایدو در چین بسیاری از کشورهای دیگر را به فکر انداخت تا دنبال ایجاد جویشگر بومی باشند، اما این پروژه های بومی بجز نمونه های انگشت شمار، موفقیت آمیز نبوده اند.

فارغ از این حقیقت که محتوای فارسی یکی از بخش های بسیار مهم و مغفول مانده حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات در ایران است و خود این مساله در حوزه جویشگر بومی نقش تعیین کننده ای دارد.

اما آیا وجود موتور جست وجوی بومی یک اولویت محسوب می شود؟ آیا این بازار واقعا بکر است و باید وارد آن شویم؟ هدف از ورود به آن آیا با نگاه امنیتی است یا اقتصادی یا کسب دانش یا ترکیبی از هر سه آنها؟ دولت که نقش اساسی در تعریف این پروژه دارد تا کی باید در پروژه باقی بماند؟ و چه آینده ای را می توان برای جویشگرهای بومی در ایران پیش بینی کرد؟

ایران؛ پنجمین استفاده کننده از گوگل

طبق آماری که روز رونمایی از سوی مسئولان پروژه اعلام شده، موتورهای جست وجو رتبه یک استفاده را در کشورهای مختلف دارند و ایران پنجمین استفاده کننده گوگل در دنیاست و 2.7 درصد ترافیک گوگل را کاربران ایرانی اختصاص داده اند. مسائل دیگری در ارتباط با گوگل و استفاده از خدمات آن در ایران وجود دارد که بد نیست به آنها هم اشاره شود.

منبع تولید آمار مربوط به گوگل معمولا خود آن است. یعنی خود گوگل گزارش های مفصلی را در بخش های مختلف منتشر می کند که یکی از این گزارش ها گزارش شفافیت است.

https://www.google.com/transparencyreport

در گزارش شفافیت گوگل بخش های مختلفی وجود دارد، اما نتوانستیم آمار آورده شده در اخبار رونمایی از جویشگر بومی را در این گزارش پیدا کنیم.

در عوض بخش دیگری در این گزارش به وضعیت استفاده از خدمات مختلف گوگل در ایران اشاره می کند. این بخش به اختلال در خدمات گوگل از طریق اعمال فیلترینگ توسط کشورهای مختلف بازمی گردد. در این بخش ایران در کنار جمهوری کنگو، تاجیکستان، ترکیه و پاکستان ازجمله کشورهایی است که با اعمال فیلترینگ برخی خدمات گوگل را مسدود کرده است.

به این ترتیب این مساله که یکی از ترافیک های مهم گوگل مربوط به ایران است با اما و اگر مواجه می شود. با وجود این نباید اصل مطلب یعنی ورود به حوزه جویشگرهای بومی مغفول بماند.

اقتصاد در کنار امنیت

رقابت با بسیاری از غول های فناوری از منظر کسب درآمد و با دیدگاه اقتصادی، رقابتی بی مورد است، اما این مساله باعث نمی شود بسیاری از کشورها برنامه ای برای بومی سازی نداشته باشند.

نمونه های موفقی در حوزه جویشگرهای بومی در جهان وجود دارد، جویشگر بومی چین، کره جنوبی و روسیه از نمونه های موفق این اقدامات در دیگر کشورهاست. درباره کشور چین و جویشگر بایدو، موفقیت تجاری هم حاصل شده است.

دغدغه های امنیتی هم یکی دیگر از نکات اشتراک بسیاری از دولت هاست، اما این که وجود جویشگر بومی یک اولویت در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات است یا نه در شرایط موجود باید گفت نه، قاعدتا تا وقتی که کاستی های بزرگ دیگری چون زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، قوانین و مقررات و رقابت سالم در این حوزه وجود دارد، داشتن جویشگر بومی اولویت اول نمی تواند باشد.

به نظر می رسد از منظر اهداف امنیتی و تولید دانش، دولت به بخشی از خواسته های خود دست یافته است. با وجود این در عمل استقبال کم کاربران ایرانی به دلایل مختلف که یکی از آنها فقدان اطلاع رسانی درست برای عموم مردم است، باعث شده کاربری کم جویشگر بومی در سطح وسیع نتواند اهداف مورد نظر دولت را تامین کند. ظاهرا دستیابی نصفه نیمه به اهداف در مورد بسیاری از پروژه های بومی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات پدیده نادری نیست.

زیرا در همین خصوص یکی از مسئولان با مقایسه گوگل به عنوان بنز و جویشگرهای بومی به عنوان پیکان، عنوان کرده اگر ما نمی توانیم بنز تولید کنیم دست کم می توانیم پیکان بسازیم.

بومی سازی بدون محتوای فارسی؟

مساله مهم دیگر، محتوای فارسی است. تا زمانی که برای حل مساله کمبود محتوای فارسی قابل اعتماد بر بستر وب فکری نشود، پروژه هایی از این دست که موفقیت شان در گرو وجود محتوای قابل اعتماد است، با اما و اگر مواجه است.

در مورد بکر بودن این بازار شکی وجود ندارد. همین مساله که محتوای فارسی یک چالش مهم این حوزه است بر بکر بودن آن صحه می گذارد.

اما نکته قابل تعمق اینجاست که دولت به عنوان تعریف کننده بسیاری از پروژه هایی از این دست، با اختصاص بودجه می تواند همچون شمع در موتور ماشین، جرقه زنی را انجام دهد، اما نیروی محرکه پا گرفتن و راه افتادن این جریان نمی تواند باشد.

زیرا حضور دولت با راه اندازی و رونمایی از بسیاری از چنین پروژه هایی کم می شود و پروژه کاربردی آزمایشگاهی پیدا می کند. به این ترتیب به سختی می توان آینده درخشانی را برای چنین پروژه هایی پیش بینی کرد.

راه موفقیت

آن گونه که مسئولان امر تاکنون گفته اند در حال حاضر روزانه صد هزار کاربر ایرانی از پارسی جو استفاده می کند. هرچند رقابت با گوگل رقابتی نابرابر خواهد بود، باید این انتقاد را به متولیان امر وارد کرد که چرا برای ایجاد جویشگر بومی پروژه های موازی تعریف می کنند؟

اگر هدف این است که ببینند کدام بهتر خواهد شد باید این حقیقت را نیز گفت که در عمل شاید هیچ کدام از این جویشگرها نتواند با گوگل رقابت کند؛ زیرا اول باید تکلیف مسائل دیگری چون محتوای فارسی روشن شود.

پس بهتر است متولیان امر به جای چند بار صرف هزینه، یک پروژه را دنبال کنند و خواسته های خود را از همان یک پروژه پیگیری کنند و همان گونه که گوگل و هر شرکت بزرگ دیگری هم از انواع راه های شناساندن خود به مردم استفاده می کنند.

وزارتخانه و نهادهای مسئول و متولی جویشگر بومی، این جویشگرها را به جای سرویس های فناوری خبرگزاری ها و خبرنگاران حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات به مردم معرفی کنند.

ویژگی های پارسی جو

پارسی جو نکات قابل توجهی دارد؛ مثلا این جویشگر کلمه های دارای غلط را شناسایی می کند و نتایج درست را ارائه می دهد. مثلا اگر کلمه کلیدی شیراز را به اشتباه شراز تایپ کنیم، این جویشگر قادر به شناسایی اشتباه و ارائه نتایج مربوط به شیراز است.

این جویشگر تا سه اشتباه در مورد این کلمه کلیدی را شناسایی می کند، اما در مورد کلمه اشتباه شیارز، پیغام خطا می دهد. در مورد وجود اشتباه در کلمه های کلیدی پیچیده تر مثلا دو کلمه ای هم این جویشگر عملکردی قابل قبول دارد.

اگر بدون نگاه کردن به صفحه نمایش و تنظیم فارسی بودن یا انگلیسی بودن صفحه کلید، عبارتی معنی دار در فارسی را با همان حروف فارسی که روی کیبورد است. به اشتباه با حروف انگلیسی تایپ کنید، پارسی جو می تواند آن را شناسایی کند. مثلا کلمات کلیدی jivhk ;gdkd; که در واقع عبارت اشتباه تایپ شده تهران کلینیک بدون تغییر کیبورد از انگلیسی به فارسی است، توسط پارسی جو به درستی شناسایی می شود.

با تمام این اوصاف و فارغ از این که پارسی جو غلط ها را به خوبی شناسایی می کند و نتایج صحیح را به کاربر ارائه می دهد، وقتی کلمات کلیدی جویشگر بومی را در هر دو جویشگر گوگل و پارسی جو جست وجو می کنیم، تعداد نتایج گوگل با اختلاف زیادی از پارسی جو بیشتر است.

خدمات مختلفی هم در پارسی جو گذاشته شده تا برای کاربران ایرانی جذاب باشد. مثلا در بخش اخبار و در سمت چپ، وضعیت آب و هوا و قیمت طلا و سکه آورده شده است.

در خدمات دیگر چون بخش عکس، ضعف جدی در پارسی جو وجود دارد ؛ زیرا تعداد زیادی تصویر از کدهای امنیتی سایت هایی مختلف که کلمه های کلیدی مورد جست وجو در این سایت ها وجود دارد به عنوان عکس مورد نظر کاربر آورده می شود.

همچنین کیفیت پیش نمایش عکس ها در خود جویشگر و در بخش جست وجوی عکس بسیار پایین است. در بخش های دیگر مثل نقشه و مکان یاب هم ضعف های اساسی دیده می شود.

یکی از بخش های دیگر این جویشگر، بخش ترجمه آن است که طبق برآورد کارشناسان و با استناد به داده های آلکسا، این بخش یکی از بخش های پرکاربر و پر استقبال پارسی جو بوده است. این بخش برای ترجمه انگلیسی به فارسی و برعکس و از فینگلیش به فارسی است. البته بیشتر کاربران ایرانی حداقل تجربه یک بار نوشتن یا خواندن متن با فینگلیش را دارند.

سرنوشت دیگر جویشگرها

یاحق، گرگر و یوز نام هایی است که در این چند سال در ارتباط با پروژه جویشگر بومی شنیده ایم. هرچند به گفته مسئولان، پارسی جو همان یاحق است که تغییرنام داده، این سوال در ذهن شکل می گیرد که پس تکلیف دیگر جویشگرهای بومی چه می شود؟ پس از این که پروژه های قبلی به نام های یوز و گرگر رونمایی شدند، مشخص شد منبع این دو پروژه مشابه هم بوده و یوز درواقع نسخه به روزرسانی شده گرگر است.

جویشگر یوز نسبت به پارسی جو تفاوت های زیادی دارد و در حوزه جست وجوی متنی می توان گفت پارسی جو بهتر است. برای امتحان صحت این گفته می توان به راحتی همان روش های اشاره شده در مورد پارسی جو را آزمایش کرد.

با واردکردن کلمه کلیدی شراز به جای شیراز می بینیم که نتایج دقیقا برای همان کلمه کلیدی با غلط تایپی آورده شده و جویشگر، کلمه شیراز را پیشنهاد نمی دهد. اما در زمینه جست وجوی عکس، فیلترهای یوز به خوبی عکس های بی ربط و متفرقه را غربال کرده و از نمایش آن جلوگیری می کند، ولی تعداد نتایج عکس ها بسیار کم است. در زمینه طراحی، آنهایی که از طرح های خلوت خوششان می آید با یوز احساس راحتی بیشتری خواهند داشت تا پارسی جو.

در کل امکانات پارسی جو بیشتر از یوز است و همین مساله باعث می شود طراحی آن هم شلوغ تر باشد.

محمدعلی پورخصالیان

انتهای پیام

به این محتوا امتیاز دهید: 

هنوز رأی ندارید
سیتنا 5
2015-11-30 00:45

افزودن دیدگاه جدید