اینبار شما روایتگر باشید؛ خاطره، نقد یا تجربه شما از پست در روزهای جنگ
سیتنا از مخاطبان خود دعوت میکند تا تجربهها، خاطرات و نقدهایشان از خدمات پستی در دوران جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی اخیر (جنگ رمضان) را با ما به اشتراک بگذارند.
در روزهایی که کشور شرایط خاص و پرالتهابی را پشت سر گذاشت، خدمات پستی یکی از مسیرهای مهم ارتباطی میان مردم بود. اینبار سیتنا تصمیم دارد روایت این روزها را از زبان شما مخاطبان منتشر کند؛ روایتهایی واقعی از تجربههای شما در دریافت یا ارسال مرسولات.
از شما دعوت میکنیم اگر در دوران جنگ ۱۲ روزه یا جنگ رمضان، تجربهای در این حوزه داشتهاید، آن را با ما و دیگر مخاطبان به اشتراک بگذارید. این روایت میتواند یک خاطره دلنشین، یک تجربه متفاوت یا حتی یک نقد و گلایه از روند خدمات باشد.
لطفاً خاطرات خود را بههمراه ذکر منطقه پستی و نام شهر، در بخش نظرات ذیل همین خبر منتشر کنید تا امکان بررسی و انعکاس دقیقتر آنها فراهم شود.
همچنین در صورت تمایل، میتوانید یک ویدیوی کوتاه (حداکثر یک دقیقه) از خود تهیه کرده و با رعایت شئونات اسلامی، از طریق آیدی پیام رسان بله @Citnanews برای ما ارسال کنید. از میان ویدئوهای ارسالی شما، کلیپی تهیه و منتشر خواهد.
در پایان، از مخاطبان گرامی درخواست میشود صرفاً مطالب مرتبط با موضوع این فراخوان را در بخش نظرات ثبت کنند. پیشاپیش اعلام میشود کامنتهای غیرمرتبط حذف خواهند شد.
انتهای پیام
دیدگاهها
اینترنت باید متصل شود
لطفا تایید کن سیتنا ممنون
اما در مقابل همه خدماتی که انجام دادن و البته ممنونیم ولی نقد بزرگی بهشون وارده، هرچند ما شرایط خاصی رو تجربه کردیم اما آیا حریم خصوصی جزو تعریفات و حقوق اولیه این مراکز نباید باشه؟ یا به بهانه جنگ مثل اینترنت هرچیزی رو باید توجیه کنیم؟ چون ما بارها از پست این مدت استفاده کردیم و بدون استثنا همیشه بستهها از قبل باز شده تحویلمون شد!
24 ساعت پاسخگویی میکنن
از همه تشکر میکنم
از پستچی آقای ابراهیمی
پستچی آقای اکبر بیگی
خداییش پستچی ها قشر زحمتکشی هستند
و علی آقا پستچی قدیمی منطقه هفت تهران که رو پوشش میزاشت
منطقه 17 پستی تهران
متولی قطع اینترنت خود پزشکیان هست
و 18 اسفند در اوج جنگ به دستم رسوندن...اونم من در شهری بودم که بشدت مورد حمله بوده
حقیقتا فک نمیکردم بدستم برسه وسط جنگ
ولی دقیقا همون تاریخی که گفته بودن رسوندن دمشون گرم
اولیش همون روزهای ابتدایی جنگ بود که از اسنپ شاپ خرید داشتم و بسته م به موقع و توسط پیک فروشگاهشون بدستم رسید. دومیش همین هفته پیش بود و خرید غیرحضوری داشتم که از شهر فردوس به مشهد و با پست پیشتاز ارسال شد و یک روزه بدستم رسید.
البته باید اعلام کنم معمولا خریدهای اینترنتی و غیر حضوریم بیشتره ولی بنابدلایلی از روی اجبارهای ناخواسته و همچنین ترجیح های شخصی، خریدهام خیلی کم بود.
اینترنت باید وصل بشه حق شهروندی مردم
حتی ادرس بقالی سرکوچه که از 7 صبح تا 11 شب بازه، هم میدیم، باز میگن اومدیم نبودین.
بخاطر این مشکلات همیشه مجبورم سفارشات پستی رو به محل کارم سفارش بدم که منطقه 2 تهران هست.
خاطره از جنگ تحمیلی سوم : جنگ رمضان
✍عنوان: پستچیهایی که زیر باران موشک، نامه رسانِ امید بودند
صدای آژیر قرمز و غرش موشکها در آسمان خرمشهر، برای ما معنای توقف نداشت. آن روزها در اداره پست خرمشهر، جنگ در متن زندگی ما جاری بود، اما نبض خدمات پستی هرگز از تپش نیفتاد. یادم هست که ساختمان زیر لرزش انفجارها تکان میخورد، اما همکاران ستادی پشت میزهایشان ماندند تا هیچ سندی روی زمین نماند. در بخش تجزیه و توزیع، بچهها با چشمانی بیدار، امانتهای مردم را دستهبندی میکردند، گویی هر بسته، پیوند میان دو قلب در زیر آتش بود.
من به عنوان راننده خط مبادله، شاهد بودم که چگونه جادههای ناامن و زیر آتش، زیر چرخهای خودروی پست رام میشدند. ما میدانستیم که مردم در آن شرایط سخت، بیش از هر زمان دیگری چشمانتظار خبری یا بستهای هستند. ما در جبههی مقاومتِ خدمت، شانه به شانه رزمندگان ایستادیم؛ از ستاد تا اجرا، همه یک عهد بسته بودیم: خرمشهر اگرچه در آتش میسوخت، اما پستِ آن، قاصدِ زنده بودن و ایستادگی ماند.
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
در میانِ دود و آتش، جادهها در مشتِ ماست
غیرتِ ایرانیان، همواره پشتِ پستِ ماست
رعدِ موشک میوزد بر شهر، اما لحظهای
ترس ننشیند به جانی که در این ره مبتلاست
از صفِ ستاد تا میدانِ تفکیک و توزیع
همتِ هر قاصدی، بر دردِ مردم توتیاست
من که راننده در این خطِ خطر بودم، بدان:
مرکبِ زردِ من اینجا، مَرهمی بر زخمهاست
ما نه تنها نامه، که امید جابهجا کردیم و عشق
پست در خونِ خرمشهر، جبههی بیادعاست
نامِ ما را در کتابِ استقامت حک کنید
قاصدِ پیروزِ میدان، سرافراز و بیریاست
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
ارادتمند: رضا میاور(راننده خط مبادله اداره پست خرمشهر به اهواز)
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
جنگ تکلیفش روشن بود یه لحظه جونمونو میگرفت
ولی قطعی اینترنت و خراب شدن کاسبیمون و اهمیت ندادن مسئولین به زندگیمون ،ذره ذره داره جونمون و زندگیمونو میگیره
همون تو جنگ ازبین میرفتیم بهتر بود
😔😔😔
افزودن دیدگاه جدید