به گزارش سیتنا به نقل از روابط عمومی شرکت مخابرات ایران، در تالار شیشهای بورس تهران، ثانیههایی وجود دارد که بیش از آنکه به معاملات مربوط باشند، به روایتها تعلق دارند. صبح یکشنبه ۱۸ مرداد نیز از همان جنس بود. هنوز نمایشگرهای بزرگ تالار در حال بهروزرسانی ارقام بودند و فعالان بازار، روز کاری خود را آغاز میکردند که زنگ معاملات به صدا درآمد؛ زنگی که این بار به دست مدیرعامل شرکت مخابرات ایران نواخته شد.
در نگاه نخست، این اتفاق شاید یکی از دهها مراسمی به نظر برسد که هر سال در بازار سرمایه برگزار میشود. اما آن روز یک همزمانی جالب توجه در دل خود داشت؛ هجدهمین سال حضور شرکت مخابرات ایران در بورس تهران با هجدهمین رویداد «یکشنبه یک ناشر» تلاقی کرده بود. تقارن دو عدد ۱۸، بهانهای شد تا نگاهها برای لحظاتی از تابلوی معاملات فاصله بگیرد و به مسیری معطوف شود که یکی از قدیمیترین و بزرگترین شرکتهای زیرساختی کشور طی نزدیک به دو دهه در بازار سرمایه پیموده است.
در بازار سرمایه، هجده سال زمان کوتاهی نیست. بسیاری از شرکتها در این مدت متولد شدهاند، رشد کردهاند، به اوج رسیدهاند و حتی از صحنه رقابت کنار رفتهاند. اما داستان مخابرات از جنس دیگری است. این شرکت زمانی وارد بورس شد که مفهوم اقتصاد دیجیتال هنوز در ادبیات عمومی کشور جایگاه امروز را نداشت، گوشیهای هوشمند به فراگیری کنونی نرسیده بودند و اینترنت پرسرعت برای بخش بزرگی از جامعه یک آرزو محسوب میشد.
در آن سالها، بخش مهمی از ارزش مخابرات در شبکه گسترده تلفن ثابت، مراکز مخابراتی و زیرساختهایی تعریف میشد که طی دههها در سراسر کشور توسعه یافته بود. اما امروز، پرسش سهامداران و تحلیلگران دیگر این نیست که مخابرات چه داراییهایی دارد؛ پرسش اصلی این است که این شرکت چگونه میخواهد در عصر اقتصاد دیجیتال ارزش خلق کند.
شاید به همین دلیل بود که مراسم نواخته شدن زنگ معاملات، بیش از آنکه یادآور گذشته باشد، ذهنها را متوجه آینده کرد. آیندهای که در آن، شبکههای مبتنی بر فیبر نوری، مراکز داده، خدمات دیجیتال و ارتباطات پرسرعت، جایگاه متفاوتی نسبت به زیرساختهای سنتی پیدا کردهاند.
یکی از تحلیلگران باسابقه بازار سرمایه که سالها صنعت ارتباطات را دنبال کرده، معتقد است ارزش شرکتهای مخابراتی در جهان دیگر صرفاً با تعداد خطوط تلفن یا گستردگی شبکه سنجیده نمیشود؛ بلکه توانایی آنها در تبدیل زیرساخت به خدمات و خلق تجربههای جدید برای کاربران، معیار اصلی ارزشآفرینی است. این نگاه، تصویری روشن از انتظاراتی ارائه میدهد که امروز در برابر شرکتهای مخابراتی قرار گرفته است.
برای سهامداران نیز ماجرا از زاویه دیگری اهمیت دارد. آنها طی هجده سال گذشته فراز و فرودهای متعددی را تجربه کردهاند؛ از تغییرات فناوری گرفته تا نوسانات اقتصادی و تحولات بازار سرمایه. با این حال، بسیاری از فعالان بازار همچنان مخابرات را یکی از معدود شرکتهایی میدانند که داراییهای آن صرفاً در صورتهای مالی خلاصه نمیشود. شبکهای که میلیونها مشترک را به هم متصل میکند، هزاران کیلومتر مسیر ارتباطی را پوشش میدهد و بخشی از جریان حیاتی ارتباطات کشور بر آن استوار است، چیزی فراتر از یک ترازنامه محسوب میشود.
در سوی دیگر این روایت، مردم قرار دارند؛ کاربرانی که شاید کمتر به این فکر کنند اینترنتی که هر روز استفاده میکنند یا تماسی که برقرار میکنند، بر شانههای چه زیرساختی ایستاده است. واقعیت این است که بخش بزرگی از زندگی دیجیتال امروز، از آموزش و کسبوکار گرفته تا خدمات بانکی و سرگرمی، بدون توسعه مستمر شبکههای ارتباطی امکانپذیر نیست. به همین دلیل، هر تحول در شرکتهای زیرساختی کشور، اثری فراتر از مرزهای یک بنگاه اقتصادی دارد.
مخابرات در سالهای اخیر تلاش کرده است روایت تازهای از خود ارائه دهد؛ روایتی که در آن، عبور تدریجی از شبکههای مبتنی بر مس و حرکت به سمت فناوریهای نوین ارتباطی، محور اصلی تحول محسوب میشود. توسعه فیبر نوری را میتوان مهمترین نمود این تغییر دانست. پروژهای که تنها یک برنامه فنی نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف جایگاه شرکت در زیستبوم ارتباطی آینده کشور به شمار میرود.
برخی کارشناسان حوزه فناوری بر این باورند که دهه پیشرو، دهه رقابت بر سر کیفیت زیرساخت خواهد بود. در چنین فضایی، شرکتهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند تقاضای رو به رشد برای پهنای باند، خدمات ابری، اینترنت اشیا و کاربردهای مبتنی بر هوش مصنوعی را پاسخ دهند. از این منظر، سرمایهگذاری روی شبکههای نسل جدید نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است.
این نگاه در میان بخشی از سهامداران نیز دیده میشود. آنها معتقدند ارزش واقعی مخابرات در سالهای آینده نه از داراییهای تاریخی، بلکه از توانایی شرکت در تبدیل این زیرساخت عظیم به موتور رشد اقتصاد دیجیتال حاصل خواهد شد. به بیان دیگر، بازار بیش از آنکه به گذشته شرکت نگاه کند، در حال ارزیابی ظرفیتهای آینده آن است.
در همین میان، مدیران شرکت نیز بارها تأکید کردهاند که مسیر تحول مخابرات بدون توسعه شبکه فیبر نوری و نوسازی زیرساختها قابل تصور نیست. این رویکرد را میتوان پاسخی به همان پرسشی دانست که امروز در ذهن سهامداران، کارشناسان و حتی کاربران عادی شکل گرفته است؛ اینکه مخابرات در عصر جدید چه نقشی بر عهده خواهد داشت؟
شاید پاسخ این پرسش را بتوان در همان زنگی جستوجو کرد که صبح یکشنبه در تالار بورس به صدا درآمد. زنگ آغاز معاملات معمولاً نشانه شروع یک روز کاری است، اما گاهی معنایی فراتر پیدا میکند. گاهی یادآور این واقعیت است که شرکتها نیز مانند بازارها، در حال عبور از یک دوره به دورهای دیگر هستند.
هجده سال پیش، ورود مخابرات به بورس نشانه ورود یکی از مهمترین شرکتهای زیرساختی کشور به عرصهای بود که شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی مستمر را طلب میکند. امروز، هجده سال بعد، همان شرکت در نقطهای ایستاده که باید خود را برای فصل تازهای آماده کند؛ فصلی که در آن، ارزش یک شرکت مخابراتی نه فقط با تعداد مشترکان یا گستره شبکه، بلکه با سهم آن در ساختن آینده دیجیتال کشور سنجیده خواهد شد.
شاید به همین دلیل، مهمترین پرسش پس از پایان مراسم آن روز نه درباره عدد شاخص بود و نه درباره حجم معاملات. پرسش اصلی این بود که مخابرات در دهه آینده قرار است چه چیزی برای ایران باشد؟
این شرکت میخواهد از یک اپراتور زیرساختی سنتی، به یکی از ستونهای اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شود؛ اقتصادی که رشد آن بیش از هر زمان دیگری به شبکههای ارتباطی پایدار، پرسرعت و هوشمند وابسته است.
اگر چنین مسیری با موفقیت طی شود، آنگاه شاید سالها بعد، از زنگی که در هجدهمین سال حضور مخابرات در بورس به صدا درآمد، نه بهعنوان یک مراسم نمادین، بلکه بهعنوان یکی از نشانههای آغاز یک فصل تازه در تاریخ این شرکت یاد شود.
انتهای پیام