به گزارش سیتنا، در اکتبر ۲۰۰۶، «درک آماتو» (Derek Amato)، یک مرد ۳۹ ساله از کلرادو، در مهمانی دوستانش در استخر شیرجه زد. اما او عمق آب را اشتباه محاسبه کرده بود و با سر به کف استخر برخورد کرد. ضربه به قدری شدید بود که او دچار آسیب جدی مغزی، کاهش شنوایی و از دست دادن نسبی حافظه شد. اما وقتی از بیمارستان خارج شد، حادثهای غیرمنتظره رخ داد؛ او متوجه شد که به یک نابغهی موسیقی تبدیل شده است!
نابغهای که از هیچجا آمد
آماتو قبل از این حادثه، هیچگونه آموزش موسیقی ندیده بود و حتی نتها را هم نمیشناخت. با این حال، پس از آسیب دیدگی، شروع به شنیدن ملودیهای پیچیده در سرش کرد و توانست آنها را با پیانو بنوازد. او بدون هیچگونه آموزش قبلی، شروع به ساختن قطعات موسیقی کرد و به سرعت به یک پیانیست و آهنگساز تبدیل شد.
ساوان موسیقیایی (Musical Savant)
افرادی که پس از یک آسیب مغزی، استعدادهای جدید و خارقالعادهای از خود نشان میدهند، به عنوان «ساوان اکتسابی» (Acquired Savant) شناخته میشوند. درک آماتو یکی از معروفترین نمونههای این پدیده است. او میتواند قطعات موسیقی پیچیدهای را بدون نتنویسی بنوازد و تاکنون صدها قطعه ساخته است. او حتی یک آلبوم موسیقی نیز منتشر کرده است.
دانشمندان در حیرت
پدیدهی ساوانهای اکتسابی، یکی از رازآلودترین موضوعات در علوم اعصاب است. دانشمندان معتقدند که در برخی موارد، آسیب مغزی میتواند باعث «خاموش شدن» برخی از قسمتهای مغز شود که معمولاً استعدادهای نهفته را سرکوب میکنند. به عبارت دیگر، ممکن است همهی ما استعدادهایی داشته باشیم که در حالت عادی، توسط مغز کنترل میشوند و آسیب به سر، این کنترلها را برطرف میکند.
بر اساس تحقیقات، در افراد مبتلا به «ساوانیسم اکتسابی»، معمولاً آسیب به لوب گیجگاهی چپ یا لوب پیشانی وارد میشود که این نواحی با مهارتهای زبانی و اجتماعی در ارتباط هستند. با آسیب به این نواحی، نواحی دیگری از مغز (مانند نیمکره راست که با خلاقیت و هنر در ارتباط است) فعالتر میشوند.
دیگر موارد مشابه
درک آماتو تنها نمونه از این پدیده نیست. موارد مشابه دیگری نیز ثبت شده است:
تامی مکهیو (Tommy McHugh): یک کارگر ساختمانی انگلیسی که پس از خونریزی مغزی، به یک هنرمند نقاش تبدیل شد.
آلن اسنایدر (Alan Snyder): دانشمندی که ادعا میکود با تحریک مغناطیسی مغز، میتواند استعدادهای نهفته را در افراد عادی آزاد کند.
جیسون پاجت (Jason Padgett): مردی که پس از ضربه به سر، به یک ریاضیدان و هنرمند هندسی تبدیل شد.
نظریههای علمی
چندین نظریه برای توضیح این پدیده وجود دارد:
۱. نظریه «خاموش کردن سرکوبگرها»
بر اساس این نظریه، مغز ما در حالت عادی، برخی از تواناییها را برای حفظ کارایی و تمرکز، سرکوب میکند. آسیب مغزی ممکن است این سرکوبها را از بین ببرد و استعدادهای نهفته را آزاد کند.
۲. نظریه «افزایش اتصالات عصبی»
برخی دانشمندان معتقدند که آسیب مغزی باعث ایجاد مسیرهای عصبی جدیدی در مغز میشود که به شکلگیری استعدادهای جدید منجر میشود.
۳. نظریه «جبران مغزی»
پس از آسیب به یک ناحیه از مغز، نواحی دیگر برای جبران این نقص، فعالتر میشوند و ممکن است تواناییهای جدیدی ایجاد کنند.
داستان درک آماتو، یکی از شگفتانگیزترین مواردی است که نشان میدهد مغز انسان تا چه اندازه مرموز و شگفتانگیز است. این پدیده، پرسشهای جدیدی را دربارهی ماهیت استعداد، هوش و تواناییهای پنهان انسان مطرح میکند. آیا همهی ما استعدادهایی داریم که نمیدانیم؟ و آیا روزی خواهیم توانست بدون آسیبزدن به مغز، این استعدادها را آزاد کنیم؟ شاید آینده، پاسخ این پرسشها را برای ما روشن کند.
انتهای پیام