به گزارش خبرنگار سیتنا، با آغاز دوباره روزهای گرم تابستان، قصه آشنای قطعی برق و به دنبال آن افت فشار و قطع آب، بار دیگر به زندگی روزمره شهروندان بازگشته است؛ اتفاقی که این بار نیز پرسشهای جدی درباره فاصله میان وعدههای مسئولان و واقعیتهای میدانی ایجاد کرده است.
چندی پیش، مصطفی رجبیمشهدی در گفتوگو با سیتنا تأکید کرده بود که «قطعی برق در برنامه نیست» و وزارت نیرو با اجرای برنامههای مدیریت مصرف تلاش میکند تابستان بدون خاموشی سپری شود. اما اکنون در نیمه تیرماه گزارشهای متعدد شهروندان از نقاط مختلف کشور، حکایت از خاموشیهایی دارد که نهتنها برق، بلکه تأمین آب را نیز مختل کرده است.
شاید مسئولان بگویند این خاموشیها «اضطراری» است و با خاموشی برنامهریزیشده تفاوت دارد؛ اما برای شهروندی که آسانسور ساختمانش از کار افتاده، آب منزلش قطع شده، کسبوکارش آسیب دیده یا وسایل برقیاش در معرض نوسان قرار گرفته، تفاوت میان «برنامهریزیشده» و «اضطراری» چندان اهمیتی ندارد. آنچه مردم لمس میکنند، قطع شدن برق است؛ نه عنوانی که برای آن انتخاب میشود.
سالهاست که از مردم خواسته میشود مصرف خود را کاهش دهند، کولر را روی دمای مشخص تنظیم کنند، از وسایل پرمصرف کمتر استفاده کنند و در مدیریت مصرف مشارکت داشته باشند. این مطالبه، اگر با شفافیت و پاسخگویی همراه باشد، منطقی است. اما انتظار متقابل شهروندان نیز روشن است؛ اینکه مسئولان واقعیت را همانگونه که هست بیان کنند، نه آنگونه که دوست دارند باشد.
اگر شبکه برق با ناترازی روبهروست، اگر احتمال خاموشی در روزهای اوج مصرف وجود دارد یا اگر بخشی از زیرساختها تحت فشار است، اعلام صادقانه این وضعیت، اعتماد عمومی را بیشتر از وعدههایی حفظ میکند که چند روز بعد با تجربه روزمره مردم در تعارض قرار میگیرد.
خاموشی برق فقط خاموش شدن یک لامپ نیست؛ در بسیاری از شهرها به معنای قطع آب، اختلال در اینترنت، توقف فعالیت کسبوکارها، ایجاد مشکل برای بیماران وابسته به تجهیزات برقی و افزایش نارضایتی عمومی است. این زنجیره از پیامدها نشان میدهد که مدیریت بحران انرژی، بیش از هر چیز به مدیریت اعتماد عمومی نیاز دارد.
امروز مسئله اصلی این نیست که نام خاموشی چیست؛ مسئله این است که مردم آن را تجربه میکنند. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تأکید بر اینکه «قطعی در برنامه نیست»، درباره واقعیتهای شبکه برق، محدودیتها، برنامههای جبران و زمانبندی احتمالی با مردم صریحتر سخن گفته شود. سرمایه اجتماعی با شفافیت تقویت میشود، نه با بازی با واژهها.
انتهای پیام
گزارش از زهرا طاهری