به گزارش سیتنا، رقابت جهانی بر سر توسعه هوش مصنوعی هر روز بیش از گذشته از مرزهای فناوری عبور میکند و به قلب ساختارهای قدرت سیاسی نفوذ مییابد. اگر در سالهای گذشته، لابیگری شرکتهای بزرگ فناوری در واشنگتن عمدتاً بر قانونگذاری، مقررات ضدانحصار و سیاستهای مالیاتی متمرکز بود، اکنون مرحلهای تازه آغاز شده است که در آن خود فرایند انتخابات به یکی از میدانهای اصلی سرمایهگذاری راهبردی این شرکتها بدل گشته است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، گروههای مالی سیاسی وابسته به شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی تاکنون دستکم ۳۷ میلیون دلار به کارزارهای انتخاباتی مختلف اختصاص دادهاند و انتظار میرود این رقم تا زمان برگزاری انتخابات ماه نوامبر به شکل قابل توجهی افزایش یابد. متخصصان تأکید میکنند که این رقم صرفاً شامل کمیتههایی است که اطلاعات مالی خود را به صورت رسمی اعلام کردهاند و برخی دیگر از گروههای مورد حمایت صنعت فناوری متهم هستند که با استفاده از خلأهای قانونی، از الزامات گزارشدهی فدرال عبور کردهاند.
راهبرد حمایت همزمان از هر دو حزب
یکی از مهمترین یافتههای محققان این حوزه، الگوی توزیع منابع مالی میان هر دو حزب اصلی آمریکا است. برخلاف تصور رایج که شرکتهای فناوری را عمدتاً نزدیک به حزب دموکرات معرفی میکند، صنعت هوش مصنوعی رویکردی عملگرایانهتر در پیش گرفته است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، کمیته «American Mission PAC» که با اوپنایآی ارتباط دارد، حدود ۸ میلیون دلار به نامزدهای جمهوریخواه اختصاص داده است. در مقابل، کمیته «Think Big PAC» نیز که به همین شبکه نزدیک است، تاکنون بیش از ۱۴.۱ میلیون دلار در حمایت از نامزدهای دموکرات هزینه کرده است. در سوی دیگر، آنتروپیک نیز از طریق دو کمیته «Jobs and Democracy PAC» و «Defending Our Values PAC» به ترتیب حدود ۱۱ میلیون دلار برای دموکراتها و ۵.۲ میلیون دلار برای جمهوریخواهان هزینه کرده است.
این الگو نشان میدهد که هدف اصلی شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی آمریکا، پیروزی یک حزب خاص نیست. آنچه در این معادله اهمیت دارد، تضمین حضور بازیگران سیاسی همسو با توسعه سریع صنعت هوش مصنوعی، فارغ از نتیجه انتخابات است. در چنین چارچوبی، سرمایه سیاسی به ابزاری برای مدیریت ریسک حکمرانی تبدیل میشود.
انتخابات به مثابه ابزار مدیریت ریسک تنظیمگری
آدام کواچویچ، مدیر پیشین سیاستگذاری عمومی گوگل، معتقد است شرکتهای هوش مصنوعی اکنون استفاده از قدرت اقتصادی خود برای دستیابی به اهداف سیاسی را امری عادی تلقی میکنند. این تغییر نگرش را باید در بستر رقابت جهانی هوش مصنوعی تحلیل کرد. آینده این صنعت به تصمیمهای قانونگذاران درباره موضوعاتی همچون مسئولیت حقوقی مدلهای مولد، حفاظت از دادهها، مالکیت فکری، مصرف انرژی مراکز داده، مقررات ایمنی، صادرات تراشه و محدودیتهای توسعه مدلهای پیشرفته وابسته است. هر تصمیم قانونگذاری میتواند میلیاردها دلار بر ارزش شرکتهای فعال در این حوزه اثر بگذارد. بنابراین، سرمایهگذاری در انتخابات از منظر این شرکتها صرفاً یک فعالیت سیاسی نیست، بلکه بخشی از راهبرد مدیریت ریسک اقتصادی محسوب میشود.
حذف رقابت سیاسی از مسیر برتری مالی
شاید مهمترین محور تمرکز گزارشهای انتشار یافته در این خصوص، تأثیر این منابع مالی بر حذف نامزدهای مستقل و غیرحزبی باشد. برخی گزارشها به نمونه آل اولشفسکی، نامزد جمهوریخواه ایالت مونتانا، اشاره میکند که خود را یک نامزد محافظهکار مردمی معرفی میکرد و دیدگاههایی درباره ضرورت اعمال محدودیت بر هوش مصنوعی مولد و کنترل توسعه مراکز داده داشت.
بر همین اساس، یک کمیتههای اقدام سیاسی وابسته به یکی از بنیانگذاران اوپنایآی نزدیک به ۹۰۰ هزار دلار برای حمایت از رقیب اولشفسکی هزینه کرده است و همین امر در عمل امکان رقابت را از این نامزد سلب مینماید. خود اولشفسکی پس از شکست تصریح کرد که هیچ نامزد مردمی توان مقابله با چنین حجم از منابع مالی را ندارد.
این نمونه، صرفاً یک رقابت انتخاباتی محلی نیست. بلکه نشان میدهد سرمایهگذاری شرکتهای فناوری میتواند پیش از ورود قانونگذاران به کنگره، ترکیب نیروهای سیاسی را به گونهای بازآرایی کند که احتمال تصویب قوانین محدودکننده صنعت هوش مصنوعی کاهش یابد. به بیان دیگر، تنظیمگری از مرحله تدوین قانون به مرحله انتخاب قانونگذار منتقل میشود.
تولد بازیگران فراملی در حکمرانی فناوری
اهمیت این روند تنها به سیاست داخلی آمریکا محدود نمیشود. بخش عمده مقررات مرتبط با هوش مصنوعی که در آمریکا تصویب میشود، به دلیل جایگاه جهانی شرکتهای آمریکایی، آثار فرامرزی پیدا میکند. تصمیمات کنگره درباره استانداردهای ایمنی مدلهای زبانی، مقررات صادرات فناوری، مالکیت داده یا مسئولیت پلتفرمها، مستقیماً بر بازار جهانی هوش مصنوعی اثر میگذارد.
در چنین شرایطی، شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی دیگر صرفاً بازیگران اقتصادی نیستند. آنها به تدریج ویژگیهای کنشگران ژئوپلیتیکی را پیدا میکنند که علاوه بر سرمایه، زیرساخت محاسباتی، داده، استعدادهای انسانی و فناوری، اکنون بر فرایند تولید قدرت سیاسی نیز سرمایهگذاری میکنند. این تحول، مرز سنتی میان دولت، بازار و فناوری را بیش از گذشته کمرنگ میکند.
جمعبندی
روندی که در انتخابات میاندورهای آمریکا مشاهده میشود، نشانه ورود صنعت هوش مصنوعی به مرحلهای جدید از اعمال قدرت است. شرکتهای پیشرو این حوزه دیگر تنها تولیدکننده فناوری یا بازیگر بازار سرمایه نیستند، بلکه با سرمایهگذاری مستقیم در فرایند انتخابات، در حال اثرگذاری بر معماری آینده حکمرانی هوش مصنوعی هستند. حمایت همزمان از هر دو حزب، حذف تدریجی نامزدهای مستقل و تمرکز بر کاهش احتمال تصویب مقررات محدودکننده، تصویری از راهبردی بلندمدت را ترسیم میکند که هدف آن تضمین ثبات محیط سیاستگذاری برای صنعتی است که ارزش اقتصادی آن به تریلیونها دلار رسیده است. از این منظر، رقابت بر سر هوش مصنوعی تنها در آزمایشگاهها، مراکز داده و بازار سرمایه جریان ندارد و صندوقهای رأی نیز به یکی از مهمترین میدانهای این رقابت راهبردی تبدیل شدهاند.
انتهای پیام