به گزارش سیتنا، علوم پایه در ایران تصویری دوگانه و متناقض را به نمایش میگذارد؛ از یک سو، ایران در برخی شاخههای علوم پایه در میان ۲۰ کشور برتر جهان قرار گرفته و سهم پژوهشگران پراستناد آن از متوسط جهانی فراتر رفته است، اما از سوی دیگر، تعداد دانشجویان و متقاضیان این رشتهها طی سه دهه گذشته روندی کاهشی و نگرانکننده را تجربه کرده است.
یافتههای مطالعهای که توسط احمد شعبانی از دانشگاه شهید بهشتی و سعید سمنانیان از دانشگاه تربیت مدرس و کمیسیون تخصصی علوم پایه و فناوریهای همگرای شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) در مورد وضعیت علوم پایه در کشور انجام شده است، نشان میدهد که مهمترین چالش پیش روی این حوزه کیفیت علمی نیست، بلکه کاهش اقبال نسل جوان به تحصیل در علوم پایه است.
بررسی وضعیت پژوهشی و آموزشی علوم پایه در ایران نشان میدهد که این حوزه، برخلاف تصور رایج، همچنان یکی از بخشهای اثرگذار نظام علمی کشور به شمار میرود. ایران بر اساس دادههای سایمگو در بازه زمانی ۱۹۹۶ تا ۲۰۲۴ در رتبهبندی جهانی تولید علم، جایگاه نوزدهم جهان را در اختیار دارد، اما برخی رشتههای علوم پایه عملکردی فراتر از این رتبه ملی از خود نشان دادهاند. بر اساس دادههای بینالمللی، ایران در ریاضیات رتبه شانزدهم، در شیمی رتبه چهاردهم، در فیزیک رتبه نوزدهم، در زیستشناسی رتبه بیستم و در علوم زمین رتبه بیستویکم جهان را کسب کرده است.
این آمار نشان میدهد که بهویژه در رشتههای شیمی و ریاضیات، ظرفیتهای علمی کشور در سطحی بالاتر از جایگاه کلی علمی ایران قرار گرفتهاند. در مقابل رشتههای زیستشناسی و علوم زمین فاصله قابل توجهی با کشورهای پیشرو دارند و نیازمند توجه بیشتری هستند.
پژوهشگران ایرانی در جهان؛ سهم علوم پایه بالاتر از میانگین جهانی
یکی از مهمترین یافتههای این بررسی به جایگاه پژوهشگران پراستناد ایرانی مربوط میشود. بر اساس دادههای استنادی بینالمللی، بیش از ۲۵ درصد پژوهشگران پراستناد ایران در حوزه علوم پایه فعالیت میکنند؛ رقمی که از میانگین جهانی ۲۳.۶ درصد بالاتر است.
در میان رشتههای مختلف، شیمی عملکردی چشمگیر داشته و سهم پژوهشگران پراستناد این رشته در ایران حدود دو برابر میانگین جهانی گزارش شده است. همچنین تعداد پژوهشگران ایرانی حاضر در فهرست دو درصد پژوهشگران پراستناد جهان طی پنج سال اخیر بیش از دو برابر افزایش یافته و ایران در میان کشورهای اسلامی، رتبه نخست را به خود اختصاص داده است.
جایگاه بینالمللی دانشمندان علوم پایه ایران در نهادهای علمی جهانی نیز قابل توجه است. ایران با ۲۳ عضو در فرهنگستان علوم جهان (TWAS)، رتبه دهم جهان را در اختیار دارد و بیش از نیمی از اعضای ایرانی این نهاد از حوزه علوم پایه هستند. با این حال، علوم زمین همچنان هیچ نمایندهای در این فرهنگستان ندارد.
کاهش ۵۰ درصدی سهم دانشجویان علوم پایه؛ زنگ خطری برای آینده
در نقطه مقابل این موفقیتهای پژوهشی، وضعیت آموزش علوم پایه تصویری نگرانکننده ترسیم میکند. سهم دانشجویان علوم پایه از کل دانشجویان کشور طی سه دهه گذشته حدود ۵۰ درصد کاهش یافته و از ۱۴ درصد در اواخر دهه ۱۳۶۰ به کمتر از ۷ درصد در سالهای اخیر رسیده است.
در سال ۱۴۰۲، حدود ۲۰۵ هزار دانشجو در رشتههای علوم پایه مشغول به تحصیل بودهاند که ۱۴۹ هزار نفر در مقطع کارشناسی، ۴۰ هزار نفر در کارشناسی ارشد و ۱۶ هزار نفر در مقطع دکتری تحصیل میکردند. اگرچه نسبت دانشجویان تحصیلات تکمیلی در این حوزه به اهداف برنامههای توسعه کشور نزدیک است، اما روند کلی کاهش دانشجو همچنان ادامه دارد.
بررسی روند تاریخی نیز نشان میدهد که تعداد دانشجویان علوم پایه تا اواخر دهه ۱۳۸۰ و نیمه دهه ۱۳۹۰ رشد قابل توجهی داشت، اما پس از آن، بهویژه در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، وارد مسیر نزولی شد.
افت متقاضیان دکتری؛ هشدار تازه برای نظام علمی کشور
یکی از نگرانکنندهترین یافتههای این مطالعه، کاهش علاقه به ادامه تحصیل در علوم پایه در مقطع دکتری است. در حالی که تعداد کل داوطلبان آزمون دکتری کشور در دو سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ حدود ۱۷۰ هزار نفر بوده، سهم متقاضیان علوم پایه نسبت به سال گذشته از حدود ۷ درصد به حدود ۴ درصد کاهش یافته است. به گفته نویسندگان این مقاله؛ این کاهش داوطلبان علوم پایه جای تامل دارد.
بررسیها همچنین نشان میدهد که نرخ اشتغال دانشآموختگان علوم پایه بین ۳۹ تا ۴۴ درصد است که کمترین آن مربوط به رشته شیمی و بیشترین اشتغال مربوط به زیستشناسی است. عواملی مانند محدودیتهای جذب دانشجو، کاهش نرخ رشد جمعیت، بیکاری فارغالتحصیلان، پایین بودن دستمزدها و مهاجرت، از جمله دلایل اصلی کاهش استقبال از این رشتهها محسوب میشوند.
تمرکز دانشگاههای وزارت علوم؛ یک مزیت یا یک هشدار؟
این مطالعه که در فصلنامه «نامه علوم پایه» منتشر شده است، نشان میدهد که بیش از نیمی از دانشجویان علوم پایه کشور و حدود ۷۰ درصد دانشجویان تحصیلات تکمیلی این حوزه در دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تحصیل میکنند. همچنین، دانشآموختگان این دانشگاهها سهم غالب پذیرفتهشدگان مقاطع تحصیلات تکمیلی را تشکیل میدهند؛ به طوری که ۶۶.۵ درصد پذیرفتهشدگان کارشناسی ارشد و ۸۶ درصد پذیرفتهشدگان دکتری از فارغالتحصیلان همین زیرنظام هستند. نویسندگان مقاله این تمرکز را نشانهای از کیفیت بالاتر آموزش و پژوهش در این بخش میدانند، اما همزمان هشدار میدهند که تداوم کاهش جذب دانشجو میتواند در آینده ظرفیت انسانی علوم پایه کشور را با چالش جدی مواجه کند.
در کنار ترسیم چالشها، این مطالعه مجموعهای از پیشنهادهای سیاستی را نیز برای ارتقای جایگاه علوم پایه در کشور ارائه کرده است. بر اساس این پیشنهادها، تقویت علوم پایه نیازمند یک برنامه بلندمدت و هماهنگ در سطح ملی است؛ برنامهای که از اصلاح ساختار حکمرانی علمی آغاز شود. نویسندگان پیشنهاد کردهاند «دفتر رصد، پایش و اعتلای علوم پایه» در وزارت علوم ایجاد شود، نظام ارزیابی و صلاحیت حرفهای برای متخصصان علوم پایه توسعه یابد و پایش اجرای اسناد بالادستی کشور با تمرکز ویژه بر این حوزه تقویت شود. همچنین، افزایش نقش دیپلماسی علمی، معرفی دانشمندان برجسته علوم پایه بهعنوان الگوهای ملی و حمایت بیشتر از جشنوارهها و جوایز علمی، از جمله اقداماتی است که میتواند به ارتقای جایگاه اجتماعی این رشتهها کمک کند.
پژوهشگران همچنین بر ضرورت سرمایهگذاری هدفمند در آموزش و پژوهش علوم پایه تأکید کردهاند. از جمله پیشنهادهای مطرحشده میتوان به شناسایی و حمایت از استعدادهای برتر از دوره متوسطه، اعطای بورس و حمایتهای مالی ویژه به دانشجویان مستعد، ایجاد مسیرهای شغلی مشخص برای فارغالتحصیلان علوم پایه و بازنگری در برنامههای آموزشی با رویکرد مسئلهمحور اشاره کرد. این مطالعه همچنین پیشنهاد میکند که دستکم ۱۵ درصد بودجه پژوهشی کشور به علوم پایه اختصاص یابد، زیرساختهای آزمایشگاهی توسعه پیدا کند و از پژوهشهای بنیادی، پروژههای کلان و همکاریهای علمی بینالمللی در این حوزه حمایت بیشتری صورت گیرد؛ اقداماتی که به اعتقاد نویسندگان، میتواند نقش علوم پایه را در توسعه علمی و استقلال فناورانه کشور تقویت کند.
در مجموع، این بررسی، تصویری متناقض از علوم پایه ایران ارائه میدهد؛ حوزهای که در تولید علم و تربیت پژوهشگران اثرگذار است همچنان ظرفیتهای قابل توجهی دارد، اما در جذب نسل جدید دانشجویان با بحرانی روبهرو شده که میتواند در بلندمدت، همین دستاوردهای علمی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
انتهای پیام