به گزارش سیتنا، در هفتههای اخیر، در پی اختلالات بانکی ایجاد شده در بعضی از بانک های کشور، موضوع مهاجرت برخی بانکها از یک شرکت فناوری بانکی به شرکتی دیگر، به یکی از مباحث مهم صنعت بانکداری کشور تبدیل شده است. هرچند تغییر شریک فناوری در برخی شرایط میتواند ضرورتی اجتنابناپذیر باشد، اما تجربه نشان داده است که موفقیت این تصمیم بیش از آنکه به اصل مهاجرت وابسته باشد، به نحوه انتخاب شرکت مقصد بستگی دارد.
کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات بانکی بر این باورند که هیچ بانکی نباید صرفاً در واکنش به یک بحران یا اختلال، اقدام به تغییر شرکت فناوری خود کند. نخست باید علت اصلی مشکلات بهطور دقیق مشخص شود؛ زیرا هر اختلالی الزاماً ناشی از عملکرد شرکت فناوری بانکی نیست و ممکن است عوامل دیگری مانند زیرساختهای داخلی بانک، مراکز داده، تجهیزات شبکه، سیاستهای امنیتی یا فرآیندهای عملیاتی نیز در بروز آن نقش داشته باشند.
با این حال، اگر بررسیهای فنی نشان دهد که شرکت فناوری بانکی در مدیریت بحران، پشتیبانی از سامانههای حیاتی، حفظ پایداری خدمات یا بازگرداندن سامانهها به وضعیت عادی عملکرد قابل قبولی نداشته است، تغییر آن تصمیمی منطقی خواهد بود. اما از همین نقطه، مسئولیت اصلی مدیران بانکی آغاز میشود؛ انتخاب شرکتی که قرار است جایگزین شود.
به اعتقاد کارشناسان، بانکها نباید شرکت مقصد را صرفاً بر اساس تبلیغات، وعدههای فنی یا معرفیهای تجاری انتخاب کنند. آنچه باید ملاک تصمیمگیری باشد، کارنامه واقعی شرکتهای فناوری بانکی در شبکه بانکی کشور است؛ کارنامهای که با بررسی عملکرد آنها در بانکهای مختلف قابل ارزیابی خواهد بود.
یکی از مهمترین معیارهای انتخاب، بررسی عملکرد شرکتهای فناوری بانکی در بحرانهای اخیر است. مدیران بانکی باید بررسی کنند که در جریان اختلالات و حملات سایبری ماهها و هفتههای گذشته، بانکهای تحت پوشش هر شرکت چه وضعیتی داشتهاند؛ چه مدت خدمات آنها با اختلال مواجه بوده، سرعت بازگشت سامانهها به مدار عادی چقدر بوده و تیمهای پشتیبانی تا چه اندازه توانستهاند بحران را مدیریت کنند.
همچنین لازم است سوابق چند سال اخیر شرکتها نیز مورد بررسی قرار گیرد. تعداد و شدت اختلالات، کیفیت خدمات پشتیبانی، میزان رضایت بانکهای مشتری، توان توسعه سامانهها، سرمایهگذاری در امنیت سایبری و تجربه اجرای پروژههای بزرگ، همگی شاخصهایی هستند که میتوانند تصویری دقیقتر از توان واقعی یک شرکت ارائه دهند. در چنین شرایطی، کارنامه عملیاتی هر شرکت بسیار معتبرتر از هرگونه ادعای تبلیغاتی خواهد بود.
کارشناسان تأکید میکنند که هدف از این بررسیها، متهم کردن یک شرکت خاص نیست؛ بلکه استفاده از تجربههای واقعی صنعت برای کاهش ریسک تصمیمگیری است. همانگونه که عملکرد موفق برخی شرکتها در مدیریت بحران میتواند الگویی برای انتخاب باشد، تجربه شرکتهایی که بانکهای تحت پوشش آنها در بحرانهای اخیر با اختلالات طولانی یا مکرر مواجه شدهاند نیز باید بهعنوان بخشی از فرآیند ارزیابی مورد توجه قرار گیرد.
در دنیای امروز، هیچ بانک یا شرکت فناوری بانکی را نمیتوان بهطور کامل مصون از حملات سایبری دانست. تفاوت اصلی میان شرکتها در میزان آمادگی، کیفیت مدیریت بحران، سرعت بازیابی خدمات و توان حفظ تداوم سرویسهاست. به همین دلیل، عملکرد واقعی شرکتها در رخدادهای عملی، مهمترین معیار سنجش توان فنی آنها به شمار میرود.
آنچه نباید از نظر دور بماند، تأثیر مستقیم این تصمیمها بر مردم است. هر ساعت اختلال در خدمات بانکی، میتواند نقلوانتقالهای مالی را متوقف کند، فعالیت کسبوکارها را با مشکل مواجه سازد و دسترسی میلیونها نفر به خدمات مالی را مختل کند. در شرایط اقتصادی دشوار و همچنین در زمان وقوع بحرانهای امنیتی یا جنگ، این اختلالات میتواند فشار مضاعفی بر شهروندان وارد کند؛ در حالی که مردم نباید هزینه انتخابهای نادرست یا تصمیمهای عجولانه در حوزه فناوری را بپردازند.
از این رو، اگر بانکی تصمیم به مهاجرت به شرکت فناوری بانکی جدید میگیرد، باید این تصمیم را بر پایه یک ارزیابی جامع و مستند اتخاذ کند. بررسی کارنامه عملیاتی شرکت مقصد، سوابق همکاری با سایر بانکها، عملکرد آن در بحرانهای اخیر، توان مدیریت رخدادهای امنیتی، کیفیت خدمات پشتیبانی و میزان پایداری سامانهها، باید مهمترین معیارهای این انتخاب باشد.
در نهایت، موفقیت یک مهاجرت زمانی محقق میشود که نتیجه آن افزایش تابآوری، ارتقای کیفیت خدمات و کاهش احتمال تکرار اختلالات باشد. در غیر این صورت، تنها نام شرکت فناوری بانکی تغییر خواهد کرد، اما بحرانها و نارضایتیها همچنان تکرار خواهند شد و هزینه آن را بار دیگر مردم خواهند پرداخت.
انتهای پیام
گزارش از مونا ارشادی فر