به گزارش خبرنگار سیتنا، شبکههای اجتماعی در حال ورود به مرحلهای جدید از تحول در الگوریتمهای خود هستند؛ مرحلهای که در آن سیستمهای توصیهگر سنتی جای خود را به ابزارهای شخصیسازیشده و قابل تنظیم میدهند و نقش کاربران از دریافتکننده صرف محتوا، به فردی فعال در شکلدهی به محتوای نمایشدادهشده تغییر میکند.
این تغییر که با بهرهگیری از هوش مصنوعی و مدلهای زبانی پیشرفته در حال توسعه است، از یک سو میتواند به افزایش شفافیت و کنترل کاربران بر محتوای دریافتی کمک کند اما از سوی دیگر نگرانیهایی درباره پیامدهای امنیتی، شناختی و اجتماعی آن مطرح شده است.
در سالهای گذشته، الگوریتمهای شبکههای اجتماعی عمدتا بر اساس افزایش تعامل کاربران طراحی میشدند. این سیستمها محتوایی را در اولویت قرار میدادند که بتواند زمان بیشتری از کاربر را در پلتفرم نگه دارد؛ موضوعی که به گفته کارشناسان، در بسیاری موارد باعث تقویت محتوای هیجانی، جنجالی و بعضاً قطبیکننده شده و به شکلگیری اتاقهای پژواک و انتشار اطلاعات نادرست کمک کرده است.
در این ساختار، کاربران معمولا نمیدانستند چرا یک محتوا به آنها نمایش داده میشود و الگوریتمها مانند یک سیستم غیرشفاف یا جعبه سیاه عمل میکردند اما در مدل جدید، شرکتهای فناوری تلاش میکنند بخشی از این کنترل را به کاربران واگذار کنند. در این رویکرد، افراد میتوانند تا حدی مشخص کنند چه موضوعاتی بیشتر یا کمتر در فید آنها نمایش داده شود و در واقع در فرآیند تنظیم الگوریتم نقش داشته باشند.
برای نمونه، برخی پلتفرمها ابزارهایی ارائه کردهاند که به کاربران امکان میدهد موضوعات مورد علاقه یا نامطلوب خود را مدیریت کنند. اینستاگرام تلاش کرده با شفافتر کردن عملکرد الگوریتم نشان دهد چرا یک محتوا به کاربر نمایش داده میشود. تیکتاک نیز ابزارهایی برای کنترل و دستهبندی دقیقتر محتوای پیشنهادی در اختیار کاربران قرار داده است.
با این حال، کارشناسان معتقدند با وجود این تغییرات، ساختار اصلی قدرت همچنان در اختیار پلتفرمها باقی مانده است. به بیان دیگر، اگرچه کاربران در انتخابها نقش بیشتری دارند، اما چارچوب اصلی انتخاب و نحوه طراحی گزینهها همچنان توسط شرکتهای فناوری تعیین میشود.
از سوی دیگر، این تغییرات میتواند به افزایش حجم دادههای رفتاری و شناختی جمعآوریشده از کاربران منجر شود؛ دادههایی که قابلیت استفاده در حوزههایی مانند تبلیغات هدفمند و تحلیل رفتاری را دارند.
همچنین این نگرانی وجود دارد که امکان فیلتر و شخصیسازی بیش از حد محتوا، کاربران را در محیطهای اطلاعاتی محدودتر قرار دهد؛ جایی که کمتر با دیدگاههای متفاوت روبهرو میشوند و بیشتر محتوای همسو با باورهای قبلی خود را میبینند. این موضوع میتواند در بلندمدت به کاهش تنوع دیدگاهها و افزایش قطبیسازی اجتماعی منجر شود.
شبکههای اجتماعی در حال حرکت از مدلهای سنتی مبتنی بر الگوریتمهای یکسویه به سمت فضاهای شخصیسازیشدهتر هستند؛ تغییری که اگرچه میتواند تجربه کاربری را بهبود دهد، اما چالشهای جدیدی در حوزه شفافیت، حریم خصوصی و مدیریت اطلاعات به همراه دارد و پرسش اصلی این است که در این ساختار جدید، چه کسی واقعا تعیین میکند کاربر چه چیزی را ببیند؟
انتهای پیام
گزارش از فاطمه مرادخانی