به گزارش سیتنا و بر اساس اعلام دانشگاه علامه طباطبایی، شجاع احمدوند، رئیس دانشگاه علامه طباطبائی، در نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» که با تمرکز بر نسبت میان دانشگاه، رسانه و حاکمیت، از سوی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد، سه نقش محوری را برای دانشگاهیان در مواجهه با بحرانهای نظامی و امنیتی برشمرد.
وی از دانشگاهیان بهمثابه «مورخان لحظهای» یاد کرد و افزود: دانشگاهیان باید در شبکههای اجتماعی و جمعهای تخصصی حضور فعال داشته باشند تا رویدادها بهصورت روشمند ثبت شوند و میدان به شایعه، دادههای پراکنده و «عقدهگشاییهای مجازی» واگذار نشود.
ضرورت نقد روایتهایی بیگانه در جنگ روایتها
رئیس دانشگاه علامه طباطبائی بر ضرورت نقد «روایتهای بیگانه» در جنگ روایتها تأکید کرد و گفت: دانشگاه باید بتواند لایههای پنهان روایتسازیهای هدفمند، بهویژه در ادبیات رسانهای چهرههایی چون ترامپ، را برای جامعه روشن کند.
احمدوند نقش «پل ارتباطی با جهان» را سومین کارکرد دانشگاهها دانست و افزود: این نقش از راه شبکههای بینالمللی استادان میتواند واقعیتهای داخلی را به مخاطبان جهانی منتقل کند و در برابر تصویرسازیهای هراسافکنانه رسانههای خارجی، سازوکار راستیآزمایی متقابل را فعال کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به ضرورت شکلگیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی اشاره کرد و ادامه داد: این سازوکار میتواند در شرایط بحران، میان تحلیل دانشگاهی، سیاستگذاری و روایت رسانهای هماهنگی ایجاد کند و مانع از چندصداییهای فرساینده و واکنشهای دیرهنگام شود.
رئیس دانشگاه علامه طباطبائی در بخش دیگری از سخنان خود، از ضرورت شکلگیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی سخن گفت و افزود: سازوکاری که بتواند در شرایط بحران، میان تحلیل دانشگاهی، سیاستگذاری و روایت رسانهای هماهنگی ایجاد کند و مانع از چندصداییهای فرساینده و واکنشهای دیرهنگام شود.
وی همچنین بر آموزش گسترده سواد رسانهای به دانشجویان تأکید کرد و هشدار داد که در دوره جنگ روایتها، حتی بازنشر ناخواسته یک تصویر یا خبر نادرست میتواند به بخشی از عملیات روانی علیه جامعه تبدیل شود.
به گفته احمدوند؛ دانشگاه باید نسل جدیدی از کنشگران آگاه تربیت کند که نهتنها مصرفکننده خبر، بلکه توانا به تشخیص، راستیآزمایی و مدیریت مسئولانه اطلاعات باشند.
رئیس دانشگاه علامه طباطبائی آموزش «گزارشنویسی بینالمللی» را نیز ضروری دانست و تأکید کرد: ایران برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهانی، نیازمند تربیت نیروهایی است که بتوانند روایتهای داخلی را با زبان حرفهای، مستند و قابل فهم برای رسانهها و مخاطبان جهانی بازنویسی کنند.
بازسازی روحی و روانی جامعه در دوره پساجنگ مهمتر از بازسازی ساختمانها و خرابیهای فیزیکی است
وی با اشاره به پیامدهای روانی جنگ، تصریح کرد: بازسازی روحی و روانی جامعه در دوره پساجنگ، چه بسا مهمتر از بازسازی ساختمانها و خرابیهای فیزیکی است؛ زیرا اگر جامعه از درون فرسوده و ناامید شود، بازسازی زیرساختها بهتنهایی قادر به احیای سرمایه اجتماعی نخواهد بود.
به گفته وی؛ دانشگاه، اگر در میدان بحران حضور نداشته باشد، دیر یا زود به ناظری خاموش بدل میشود؛ اما اگر حاضر باشد، میتواند هم ثبتکننده تاریخ باشد، هم میانجی فهم آن و هم بخشی از فرآیند ترمیم اجتماعی پس از بحران.
در ادامه این نشست علی اسمعیلی اردکانی، استادیار گروه روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی، با اشاره به تدوین بیش از ۳۰ گزارش سیاستی با مشارکت بیش از ۲۵۰ استاد، پژوهشگر، سیاستمدار و تصمیمگیر فعلی و پیشین در یک سال گذشته، ضمن برشمردن مهمترین محورهای مورد توجه در این گزارشها از جمله ابرچالشهای کشور در حوزه اقتصاد، سیاست خارجی، مهاجرت، سالمندی، روانشناسی اجتماعی، تحول نسلی، شکاف طبقاتی و... گفت: دانشگاه علامه در این گزارشها کوشش کرده است همه ظرفیتهای ملی را در کنار چالشهای موجود ببیند و راهبردها و توصیهها را بر همان مبنا تنظیم کند.
وی خاطرنشان کرد: برخی نهادهای کلان سیاستگذار و تصمیمگیر بهخوبی پذیرای این توصیهها بودند و با پیگیری مدیریتی، آنها را به اقدامات سیاستی درست و مؤثری تبدیل کردند؛ اقداماتی که اثرات مثبت آن نیز به دانشگاه گزارش شده است. اما از سوی دیگر توصیهها در برخی محورها مورد توجه قرار نگرفت و بسیاری از چالشهای گفته شده در توصیههای سیاستی دانشگاه در یک سال گذشته به وقوع پیوست یا بهعنوان پیامد همان تحولات در حال رخدادن است.
اسمعیلی اردکانی این پرسش را مطرح کرد که آیا بهتر نیست بهجای اصرار دانشگاه برای رساندن توصیههایش به دولت، همزمان این توصیهها با ماهیت بهواقع تراژیک خود از راه رسانه با جامعه نیز به اشتراک گذاشته شود؟ پاسخ اولیه دانشگاه به این پرسش مثبت بوده، اما این هماندیشی فرصتی است تا پاسخ دیگران نیز شنیده شود.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: اگر یافتههای دانشگاه از مسیر رسانه به جامعه مدنی منتقل شود، مردم بهواسطه آگاهیبخشی، توانمندتر میشوند و دولت نیز میتواند بار دیگر در جایگاه مجری قانون اساسی و ساماندهنده نظم عمومی، بازسازی شود. آیا وضعیت، در این صورت، به شکلی مثبتتر قابل تنظیم نیست؟
اسمعیلی اردکانی گفت: رسانه این قابلیت را دارد که یافتههای دانشگاه را به زبان عمومی ترجمه کرده و در اختیار جامعه قرار دهد؛ فرآیندی که میتواند زمینه رشد اجتماعی و شکلگیری یک دولت ـ ملت قویتر را فراهم کند.
به گفته وی؛ این مسیر نهتنها به احیای امر سیاسی و تقویت ملزومات جامعه مدنی کمک میکند، بلکه در نهایت به قویتر شدن دولت مدنی نیز خواهد انجامید.
پیشنهاد اصلی اسمعیلی اردکانی در این بخش، گذر از چرخه بسته تولید دانش و رسیدن به چرخه عمومی اثرگذاری بود؛ چرخهای که در آن دانشگاه فقط تولیدکننده متن نباشد، بلکه سازنده فهم عمومی از بحران نیز باشد.
دانشگاه میتواند زبان قطبیشده را به سوی گفتوگو، توازن و فهم متقابل سوق دهد
هادی خانیکی، استاد علم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبائی نیز در این نشست با تحلیل جنگ در چهار میدان «نظامی»، «مردم»، «دیپلماسی» و «رسانه»، بر این نکته انگشت گذاشت که در میان این چهار عرصه، میدان رسانه ضعیفترین و همزمان تعیینکنندهترین میدان است.
وی با اشاره به افزایش اعتماد عمومی به نیروهای مسلح، از ضرورت میانجیگری دانشگاه برای رویارویی با «قلدری سایبری» و بازگرداندن عقلانیت به فضای دوقطبی جامعه سخن گفت.
به گفته خانیکی؛ جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ بلکه در ذهنها، در زبانها و در شیوههای فهم واقعیت نیز جریان دارد.
وی بر دفاع از عقلانیت ارتباطی تاکید کرد و گفت: دانشگاه میتواند زبان قطبیشده را به سوی گفتوگو، توازن و فهم متقابل سوق دهد.
از دست رفتن مرجعیت رسانهها در ایران به خاطر فئودالیسم فناورانه
محمدمهدی فرقانی، استاد پیشکسوت علم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبائی نیز با طرح مفهوم «فئودالیسم فناورانه» به وضعیتی اشاره کرد که در آن غولهای فناوری بر حاکمیتهای سنتی سایه میاندازند و اکوسیستم رسانهای ایران، بهدلیل ضعف ساختاری، نبود قوانین حمایتی و نظارتهای شدید، مرجعیت خود را از دست میدهد.
وی تصریح کرد: تا زمانی که «تقاضای واقعی» از سوی حاکمیت برای بهرهگیری از دانش دانشگاهی وجود نداشته باشد، تولیدات دانشگاهی در حاشیه خواهند ماند و به متن تصمیمسازی راه پیدا نخواهند کرد.
فرقانی در این میان بر یک نکته کلیدی تأکید کرد و گفت: مسئله فقط تولید محتوا نیست، بلکه بازسازی مرجعیت است؛ مرجعیتی که اگر از دست برود، جامعه ناگزیر به سوی منابع بیرونی و نامطمئن فهم واقعیت رانده میشود.
به گفته وی؛ بدون بازتعریف رابطه قدرت، فناوری و رسانه، هیچ برنامه ارتباطی پایداری شکل نخواهد گرفت.
جامعه با خطر واگذاری تمامیت ذهنی روبروست
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور نیز در این نشست هشدار داد: در کنار خطر تهدید تمامیت ارضی، جامعه با خطر واگذاری «تمامیت ذهنی» نیز روبهروست.
وی با بازخوانی یک استعاره تاریخی، نسبت به دوقطبیسازیهای حذفی هشدار داد و رسانه را نه ابزاری برای پروپاگاندا، بلکه عنصری از قدرت ملی دانست که باید در برابر «از جاکندگی ذهنی» ایرانیان ایستادگی کند.
وی رسانه را بخشی از زیرساخت امنیت ملی دانست و گفت: رسانه برای تحمیل معنا نیست، بلکه رسانه برای حفظ انسجام روانی و اجتماعی جامعه است.
ربیعی خاطر نشان کرد: اگر ذهن جامعه از درون فرسوده شود، حتی حفظ مرزهای جغرافیایی نیز بهتنهایی ضامن پایداری ملی نخواهد بود.
وجود شکاف زبانی میان دولت و دانشگاه
در این نشست فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، به وجود یک «شکاف زبانی» میان دولت و دانشگاه اشاره کرد و از دانشگاهیان خواست شاخصهای مشترکی برای همزبانی با حاکمیت تعریف کنند.
وی با اشاره به رویکرد دولت نسبت به بازگشایی اینترنت، از دانشگاه خواست در «ترجمه اجتماعی» دغدغههای امنیتی به دولت کمک کند تا زبان سیاست از زبان جامعه دور نماند.
مهاجرانی خاطر نشان کرد: سیاستگذاری بدون فهم اجتماعی، به تصمیمی ناتمام تبدیل میشود.
وی پیشنهاد کرد که زبان مشترک میان دولت، دانشگاه و جامعه ایجاد شود؛ زبانی که بتواند هم نگرانیهای امنیتی را توضیح دهد و هم حساسیتهای اجتماعی را به رسمیت بشناسد.
سقوط «حاکمیت سایبری» معادل از دست دادن یک سرمایه ملی است
محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات نیز از دیگر سخنرانان این نشست بود. وی با اشاره به قطعی اینترنت، پیامدهای آن را فراتر از یک مسئله اجتماعی دانست.
وی سقوط «حاکمیت سایبری» را معادل از دست دادن یک سرمایه ملی دانست.
به باور وی؛ ادامه محدودیتها به رواج ابزارهای موازی مانند استارلینک میانجامد و در نهایت، مدیریت فضای ارتباطی را از دسترس خارج میکند.
رهبری دفاع از اینترنت را نه بهعنوان یک امتیاز رفاهی، بلکه بهمثابه بخشی از امنیت ملی و اقتدار حکمرانی دانست.
۴ وظیفه اصلی رسانهها در دوران پسا جنگ؛ از آشتی ملی تا نقد روایتهایی افراطی
غلامعلی چگنیزاده، استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی نیز با تأکید بر ضرورت عبور از اطلاعرسانی صرف در دوران پساجنگ، چهار وظیفه اساسی برای رسانهها برشمرد.
وی نخست از «آشتی ملی» سخن گفت و تأکید کرد: رسانهها باید با تکیه بر منافع ملی و تمامیت ارضی، از تشدید شکافها جلوگیری کنند. دوم، بازسازی روایت تاریخی را ضروری دانست تا جایگاه قهرمان و متجاوز در حافظه جمعی بهدرستی تثبیت شود و تاریخ قربانی تحریف نگردد. سوم، او بر مطالبه پاسخگویی از نهادها در برابر آسیبهای واردشده به معیشت و سلامت روان جامعه تأکید کرد. چهارم نیز به نقد و جراحی روایتهای افراطی پرداخت و گفت دیدگاههای رادیکال، مانع از بازسازی پیوندهای اجتماعی میشوند.
پیشنهاد اصلی چگنیزاده آن بود که رسانه در دوره پساجنگ نباید صرفاً راوی بحران باشد، بلکه باید به معمار بازسازی اجتماعی بدل شود.
در ادامه نشست، بهمن نامور مطلق، استاد دانشگاه شهید بهشتی با اشاره به پیامدهای قطعی اینترنت بر زندگی روزمره مردم، تأکید کرد که دانشگاه در چنین شرایطی باید در کنار جامعه بایستد و صدای مسائل و رنجهای عمومی باشد.
نامور مطلق در عین حال، بر ضرورت اقدامات عملی و نمادین برای ترمیم سرمایه اجتماعی تأکید کرد و گفت: دولت میتواند با اقداماتی ملموس، مانند تجلیل ملی از پرستاری که جان سه نوزاد را نجات داده است، بخشی از اعتماد و همدلی عمومی را بازسازی کند.
گزارشهای دانشگاهی به صورت عمومی منتشر شوند
در همین بخش، محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت، با انتقاد از «محرمانگیهای ساختگی» خواستار انتشار عمومی گزارشهای دانشگاهی شد تا جامعه بتواند بر روندها نظارت کند.
روزبه علمداری، مدیرمسئول سایت جماران نیوز، نیز با تأکید بر ضرورت ارائه روایتهای همهجانبهنگر از وقایع داخلی و رویدادهای پیشا و پساجنگ، بر همکاری مشترک دانشگاه و رسانه برای ساختن روایتهای دقیقتر و منصفانهتر تأکید کرد.
ماندانا تیشهیار، معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبائی، بر ضرورت تبدیل این جلسه به یک جریان مستمر تأکید کرد و گفت: این جریان باید از سطح گفتوگوی مقطعی گذر کرده و به سازوکاری نهادی برای ارتباط میان دولت، دانشگاه و رسانه تبدیل شود.
از مهمترین الزامات آینده که در این نشست برجسته شد، میتوان به تدوین پروتکل ملی رسانهای برای شرایط اضطرار، شکستن محرمانگیهای ساختگی از راه انتشار گزارشهای سیاستی دانشگاه، بازگرداندن مرجعیت تحلیل به درون کشور، ترجمه اجتماعی دغدغههای امنیتی و فنی، مقابله با قطبیسازی و تعریف رسانه بهعنوان زیرساخت قدرت ملی اشاره کرد.
جمعبندی نهفته در سخنان همه سخنرانان این بود که ایران در دوره جنگ و پساجنگ، بیش از هر چیز به بازسازی زبان مشترک نیاز دارد؛ زبانی که بتواند میان دولت، دانشگاه، رسانه و جامعه پلی پایدار بسازد و از فرسایش اعتماد، مرجعیت و عقلانیت جلوگیری کند.
انتهای پیام