به گزارش سیتنا، دفتر مطالعات فرهنگی و آموزش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در گزارش «الزامات توسعه زیستبوم هوش مصنوعی در حوزه نمایش خانگی (موضوع بند «ج» ماده (۶۵) قانون برنامه هفتم پیشرفت)» آورده که تحول فزاینده و سریع هوش مصنوعی بهعنوان یک فناوری عمومی و تحولآفرین، ساختارهای سنتی تولید، توزیع و مصرف فرهنگی را دگرگون کرده و چالشهای نوینی را در حکمرانی فرهنگی پدید آورده است.
در ادامه عنوان شده که در صنعت نمایش خانگی، هوش مصنوعی از سطح ابزار فنی فراتر رفته و به بازیگری مستقل در تولید، نویسندگی، الگوریتمهای توصیهگر و حتی نقشآفرین بدل شده است. این تحول، بازتعریف مفاهیمی چون خلاقیت، مالکیت، اثر هنری و مسئولیت را ضروری کرده و نشان میدهد که حکمرانی در این عرصه صرفاً با تنظیمگری قابل تحقق نیست، بلکه نیازمند تلفیق چهارکارکرد سیاستگذاری، تنظیمگری، ارائه خدمات و تسهیلگری است.
در این گزارش گفته شده که در این پژوهش، موضوع از سه منظر کارکردهای نظام حکمرانی، زنجیره ارزش نمایش خانگی و زنجیره ارزش هوش مصنوعی مورد کنکاش قرار گرفته و یافتههای پژوهش در شش سطح دستهبندی شدهاند: حضور هوش مصنوعی در تمام زنجیره ارزش نمایش خانگی؛ الگوهای متفاوت حکمرانی بینالمللی؛ حلوفصل ناکارآمدی ساختاری، خلأهای مقرراتی، چالشهای اخلاقی، حقوقی و نهادی و مجموعهای از پیشنهادهای سیاستی برای حکمرانی هوشمندانه. راهکارها شامل تدوین اسناد مکمل فرهنگی، استقرار تنظیمگری حرفهای، بازنگری حقوق مالکیت فکری، توسعه زیرساختهای فناورانه، حمایت از تولیدات تلفیقی و ارتقای مشارکت صنفی و بینالمللی است.
در بخش دیگری از این گزارش آمده که تحلیل نهایی تأکید دارد مواجهه مؤثر با هوش مصنوعی در فرهنگ نیازمند مدلی «مشارکتی، مسئولانه و یادگیرنده» است؛ مدلی که فناوری را ابزار توانمندساز خلاقیت انسانی میداند، نه جایگزین آن. چنین رویکردی با بازآفرینی سازوکارهای حکمرانی، همراستاسازی سیاستهای فناوری و فرهنگ و تقویت پیوند با بازارهای جهانی، تهدیدها را به فرصت بدل کرده و از هوش مصنوعی بهعنوان موتور بازسازی و تحولآفرینی فرهنگی بهرهبرداری میکند.
در بخش یافتههای کلیدی این گزارش هم به زنجیره ارزش اشاره شده و آمده که هوش مصنوعی در تمامی مراحل زنجیره نمایش خانگی (از خلق تا مصرف) حضور یافته و مرز میان انسان و ماشین در خلاقیت را دگرگون کرده است.
محور بعدی در سطح تطبیق بینالمللی است. در این زمینه گفته شده که کشورها از مدلهای متفاوتی برای حکمرانی بهره گرفتهاند؛ از مدل صنفی–قراردادی (آمریکا) تا حقوقمحور (اتحادیه اروپا)، اخلاقمحور (انگلیس) و امنیتمحور (چین) که در این گزارش تشریح شده است.
محور بعدی توضیح در سطح نهادی است. در همین زمینه گفته شده که ساختار حکمرانی با پراکندگی نهادها، نبود تنظیمگری حرفهای و حداقل مشارکت صنوف در فرایند تصمیمسازی مواجه است.
در ادامه به سطح مقرراتی اشاره شده و آمده که قوانین حق نشر، حقوق چهره، داده و شفافیت الگوریتمی در کشور با فقدان، عقبماندگی یا ناترازی اجرایی مواجهاند. در سطح چالشهای حکمرانی هم پنج دسته چالش اصلی اخلاقی–فلسفی، حقوقی، اقتصادی–صنفی، نهادی–تنظیمی و مشروعیت عمومی شناسایی شدند.
بخش دیگر این گزارش پیشنهادهای سیاستی است. در توضیح این محور آمده که مجموعهای از مداخلات سیاستی در چهار کارکرد حکمرانی طراحی شد که ترکیبی از اصلاح ساختار، نهادسازی، مقرراتگذاری، توسعه زیرساخت و تسهیل مشارکت را شامل میشود.
در این گزارش گفته شده که تحلیل حاضر نشان میدهد که حکمرانی هوش مصنوعی در حوزه نمایش خانگی، با دو تهدید همزمان مواجه است: فناوریهراسی منفعلانه از یکسو و فناوریزدگی بیقاعده ازسوی دیگر. مسیر بهینه، در میان این دو، «حکمرانی مسئولانه، مشارکتی و یادگیرنده» است؛ مدلی که فناوری را ابزار میبیند، نه مقصد و خلاقیت انسانی را به جای حذف، در موقعیت توانمندسازی قرار میدهد.
در ادامه پیشنهادات این گزارش بیان شده و در سطح سیاستگذاری گفته شده که طراحی کلان، تعیّن نهادی و همراستاسازی حوزه فناوری و فرهنگ باید مدنظر باشد. نخستین گام برای مواجهه فعال با تحولات هوش مصنوعی در صنعت نمایش خانگی، طراحی سیاستهای کلان منسجم، میانبخشی و مبتنیبر شناخت دوگانه زنجیره فناوری و زنجیره تولید فرهنگی است. در کشورمان، بهرغم وجود سند ملی توسعه هوش مصنوعی، ملاحظات فرهنگی، حقوق خلاقیت و هنری و پیامدهای رسانهای این فناوری بهطور جدی در سیاستگذاری کلان لحاظ نشدهاند.
در ادامه به اقداماتی اشاره شده که باید انجام شود و آمده که تدوین سند مکمل «راهبرد ملی هوش مصنوعی در حوزههای فرهنگی» توسط شوراهای بالادستی با تمرکز بر سینما، موسیقی و سکوها ضروری است. این سند باید نحوه استفاده از هوش مصنوعی در خلق، توزیع و مصرف فرهنگی را تعیین کرده و اخلاق و حقوق جامعه را مدنظر قرار دهد. تعریف مفهوم «اثر تولیدشده با مشارکت هوش مصنوعی» برای تفکیک آثار انسانی، ترکیبی و ماشینی در سیاستگذاری فرهنگی اهمیت دارد. مأموریت نهادهای سیاستگذار باید بازبینی شده و در تعریف نقش جدید نهادهایی مانند معاونت علمی، فناوری و دانشبنیان و مرکز ملی فضای مجازی نقش فعالتری ایفا کنند.
در بخش دیگری از این گزارش عنوان شده که تشکیل کارگروههای سیاستپژوهی با حضور نهادهای فرهنگی، دانشگاهیان و سکوها، هماهنگی نهادی و تدوین دستورکارهای تحولی در مجامع تصمیمساز را تسهیل میکند. حمایت مالی از پروژههای تلفیقی با مشروطسازی به اصول اخلاقی، شفافیت و مشارکت انسانی، توسعه کاربردهای بومی و اخلاقمدار، توسعه منطقی هوش مصنوعی را سرعت میبخشد.
محور بعدی تنظیمگری است. در این محور گفته شده که بازتعریف قواعد حقوقی، نهادسازی مستقل و شفافسازی الگوریتمها باید مورد توجه باشد. تنظیمگری در عصر فناوریهای مولد، دیگر صرفاً بهمعنای اعمال کنترل از بالا نیست، بلکه فرایندی است میانکنشگرانه که باید میان خلاقیت، سلامت فرهنگی و هنری و عدالت رسانهای توازن برقرار کند. در این حوزه با برخی خلأهای حقوقی، نهادی و ابزاری مواجهایم.
در این گزارش برای ارتقای کیفیت تنظیمگری، پیشنهادهاییی مثل تعبیه تنظیمگری تخصصی برای رسانههای هوش مصنوعی-محور لازم است؛ مجموعهای میانبخشی با توان مقررهگذاری، رتبهبندی و رسیدگی به تخلفات با ساختار شفاف و صنفیو بازنگری قوانین مالکیت فکری برای پوشش حقوق تصویر، صدا و هویت رقومی (دیجیتال)، با الزام رضایت آگاهانه و مجازات تخلفات، ضروری دانسته شده است.
همچنین گفته شده که وضع مقررات برچسبگذاری محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی برای شفافسازی و نظارت بر ابزارهای مورد استفاده در سکوها الزامی است. شفافسازی عملکرد الگوریتمهای پیشنهادگر باید قانونمند شود؛ سکوها باید اطلاعاتی در مورد منطق انتخاب محتوا و سوگیریها ارائه دهند. تدوین آییننامه اخلاق حرفهای تولید محتوا با هوش مصنوعی، با مشارکت صنفی و حمایت و نظارت دولتی، میتواند از تعارضها جلوگیری کند.
در بخش ارائه خدمات هم به توسعه زیرساختهای بومی، توانمندسازی تولیدکنندگان و تسهیل ابزارهای فناورانه اشاره شده و آمده که ارائه خدمات در حکمرانی فرهنگی صرفاً بهمعنای حمایت مالی یا تخصیص بودجه نیست، بلکه فراهمکردن زیرساختها، ابزارها و ظرفیتهایی است که بازیگران مختلف-اعم از هنرمندان، سکوها، شرکتهای دانشبنیان و گروههای مستقل- بتوانند به شیوهای مسئولانه و نوآور از فناوری استفاده کنند. ایجاد پایگاه داده فرهنگی ملی برای آموزش مدلهای بومی هوش مصنوعی، با لحاظ حقوق پدیدآورندگان و معیارهای اخلاقی، ضرورت دارد. جزئیات این اقدام باید توسط سازمان ملی هوش مصنوعی تعیین شود.
در ادامه بیان شده که حمایت از تولید رابطهای برنامهنویسی کاربردی خلاق برای استفاده هنرمندان در تولید هنری، فیلمنامهنویسی، جلوههای ویژه و تحلیل مخاطب، فضای نوآورانهتری را فراهم میکند. تأسیس مراکز نوآوری میانرشتهای در دانشگاههای هنری، رسانهای و مهندسی کشور، بستری برای پرورش هنرمندان آشنا با هوش مصنوعی ایجاد میکند.
در این گزارش ذکر شده که تدوین نظام اعتبارسنجی آثار تولیدشده با هوش مصنوعی بهعنوان مکمل مجوزدهی سنتی، با معیارهایی چون اصالت، شفافیت و مخاطبپسندی، الزامی است.
محور بعدی تسهیلگری است. تسهیل گری به معنی ظرفیتسازی میانبخشی، گفتوگوی اجتماعی و اتصال به شبکههای جهانی است. در این زمینه آمده که تسهیلگری در حکمرانی فرهنگی بهمعنای ایجاد فضا، انگیزش و ساختار برای همکاری داوطلبانه، نوآورانه و میانرشتهای است. این فضا نیازمند رویکرد تسهیلگرانه در مواجهه با فناوریهایی است. در این چارچوب صنوف باید با آموزش حقوقی و فناورانه، بهعنوان سیاستیار در فرایند سیاستگذاری وارد شوند، نه صرفاً ذینفع و برنامههای سواد فرهنگی-فناورانه برای آگاهسازی مخاطبان نسبت به محتوای مصنوعی، جعل عمیق و حقوق کاربران باید توسط رسانهها، وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سمنها اجرا شود.
در پایان تاکید شده که تأسیس رصدخانه ملی هوش مصنوعی در فرهنگ و رسانه برای پایش فناوری، ریسکهای اخلاقی و ارائه هشدارهای سیاستی، ضرورتی آیندهنگر است. این رصدخانه میتواند توسط سازمان ملی هوش مصنوعی، فعالان این صنعت یا نهادهای مشاوره سیاستی ایجاد و راهبری شود.
انتهای پیام