به گزارش سیتنا،دفتر مطالعات حکمرانی مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی با عنوان «نگرش تحولی به آینده هوش مصنوعی مبتنیبر تحلیل لایهای علتها» با تاکید بر ضرورت عبور از نگاه سطحی به هوش مصنوعی، عنوان کرده است که هوش مصنوعی تنها یک فناوری جدید نیست؛ بلکه یک «پدیده چندلایه» است که اقتصاد، فرهنگ، حکمرانی، هویت انسانی و حتی مفاهیم بنیادین معرفتی را تحت تأثیر قرار میدهد. رویکرد رایج در سیاستگذاری، غالباً معطوف به لایههای سطحی است: خرید سختافزار، تدوین چند قانون، یا حمایت از استارتآپها. اگرچه این اقدامها ضروری هستند، اما برای مدیریت تحول عمیقتری که هوش مصنوعی ایجاد میکند، کافی نیستند. این گزارش با استفاده از روش پژوهشی پیشرفتهای به نام «تحلیل لایهای علّی»، نشان میدهد که مسائل واقعی هوش مصنوعی در لایههای عمیقتری نهفته است: در «گفتمانها»، «پیشفرضها» و حتی «استعارهها» و «اسطورههای» ناخودآگاه جمعی ما. برای مثال، تا زمانی که در ذهن سیاستگذار، هوش مصنوعی بهعنوان یک «سلاح» یا «ابزار سلطه» تصویر شود، سیاستهای ما حول محور «رقابت» و «انحصار» خواهد چرخید. اما اگر هوش مصنوعی را بهمثابه «سواد عمومی» یا «مغز اقتصاد» ببینیم، راه برای سیاستهای مبتنیبر «همکاری»، «عدالت» و «توانمندسازی عمومی» گشوده میشود.
مرکز پژوهش های مجلس، هدف این گزارش را ارائه «نقشه راه تحولی» دانسته و پیشنهادها و راهکاری تقنینی، نظارتی و سیاستی خود را در در هفت محور اصلی شامل منابع انسانی: تبدیل تهدید به فرصت، اقتصاد و سرمایهگذاری: ایجاد بازار و تحریک تقاضا، حکمرانی و قانونگذاری: ایجاد چارچوبهای امن و قابل اعتماد، فقه و حقوق: پویاسازی اجتهاد، دانشی-فناوری، بینالملل: بازیگری فعال به جای انفعال و زیرساخت فنی: سرمایهگذاری دولتی پیشتاز، ارائه داده است.
پیشنهاد مرکز پژوهش های مجلس در حوزه منابع انسانی با تاکید بر تبدیل تهدید به فرصت شامل تحول در نظام آموزشی: بازنگری اساسی در برنامههای درسی مدارس و دانشگاهها برای گنجاندن «سواد دیجیتال» و «سواد هوش مصنوعی» بهعنوان یکی از مهارتهای پایه، نظام «بازآموزی و ارتقای مهارت» ملی: ایجاد کمپینهای ملی با مشارکت دولت، صنعت و دانشگاه برای آموزش مجدد نیروی کار فعلی که مشاغل آنها در معرض خطر است و جلوگیری از فرار مغزها با ایجاد «جاذبههای درونزا»: ایجاد اکوسیستمهای نوآوری پویا، اعطای گرنتهای پژوهشی و ایجاد شرایط کاری رقابتی برای نخبگان، است.
پیشنهاد این مرکز در حوزه اقتصاد و سرمایهگذاری با تاکید بر ایجاد بازار و تحریک تقاضا بر مواردی چون تعریف مدلهای اقتصادی جدید برای تأمین مالی نوین (نظیر شرکت پروژه، تأمین مالی از بورس و ...) با هدف بازگشت عواید حاصل از سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی، درآمدزایی از محل بهرهوری و کاهش هزینهها، ایجاد فشار معنادار برای بنگاههای بزرگ خدماتی، صنعتی و معدنی برای هدایت جریان نقدینگی و هزینه تحقیق و توسعه آنها در حوزههای زیرساختی هوش مصنوعی، تشویق نهادهای بزرگ حاکمیتی به تجمیع، مدل کردن و قابل دسترس کردن دادههای خود بهگونهای که شرکتها و تیمهای خلاق پیشتاز بتوانند در قالب (RFS) همکاری کنند، تجمیع CSR، مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتی شرکتهای دولتی و هزینهکرد آنها به روش CSV خلق ارزش مشترک این مفهوم بر شناسایی و گسترش ارتباطات بین پیشرفت اجتماعی و اقتصادی تمرکز دارد، هدف، خلق ارزش اقتصادی به گونهای است که همزمان برای جامعه نیز ارزش آفرینی کند، خلق ارزش مشترککسبوکار به کسبوکار به مصرفکننده مدلی که در آن یک کسبوکار، محصول یا خدمات خود را به کسبوکار دیگری میفروشد و آن کسبوکار دوم، آن را به مصرفکننده نهایی میفروشد. کسبوکار اول از کانالهای توزیع و روابط مشتری کسبوکار دوم استفاده میکند و حمایت از کنسرسیومهای مشتقه در این مدل از همکاریها، تاکید دارد.
همچنین در خصوص حکمرانی و قانونگذاری با تاکید بر ایجاد چارچوبهای امن و قابل اعتماد، مواردی چون تصویب قانون جامع حکمرانی داده: این قانون باید بهطور شفاف به موضوعهای «مالکیت داده»، «دسترسیپذیری»، «حریم خصوصی»، «شفافیت الگوریتمی» و «امنیت سایبری» بپردازد، ایجاد «ساندباکسهای تنظیمگری: ایجاد فضای امن برای شرکتهای نوآور تا بتوانند محصولات خود را بدون پیگرد قانونی آزمایش کنند، الزامبخشی از مقررات مرتبط با دولت الکترونیک به بهرهمندی از هوش مصنوعی و الزام نهادهای دولتی و دستگاههای اجرایی به هوشمندسازی فرایندها و خدمات خود بر پایه هوش مصنوعی، پیشنهاد شده است.
مرکز پژوهش های مجلس، در پیشنهاد خود در زمینه فقه و حقوق با تکیه بر پویاسازی اجتهاد، مواردی چون تدوین «فقهالنظام» در حوزه هوش مصنوعی: بازتعریف مفاهیم: بررسی و بازتعریف مفاهیمی مانند «مسئولیت حقوقی»، «هویت» و «مالکیت» در عصر هوش مصنوعی، اجتهاد «پیشدستانه» به جای اجتهاد «واکنشی»، تبدیل «سواد هوش مصنوعی» به یک «تکلیف دینی» و تأسیس «مرجعیت اخلاقی-فقهی» در سطح بینالمللی، پیشنهاد داده است.
همچنین در زمینه دانشی-فناوری، پیشنهادهایی چون پیشتازی علمی: سرمایهگذاری بلندمدت و پایدار در پژوهشهای بنیادی هوش مصنوعی و تربیت «نیروی انسانی توانمند» در سطح جهانی و توسعه متوازن فناوری، ارائه شده است.
مرکز پژوهش های مجلس در حوزه بینالملل با تاکید بر بازیگری فعال به جای انفعال، پیشنهادهای چون دیپلماسی هوش مصنوعی: حضور فعال و اثرگذار در مجامع بینالمللی تنظیمگر هوش مصنوعی برای دفاع از منافع ملی و ترویج گفتمان «هوش مصنوعی برای توسعه عمومی پایدار»، ایجاد ائتلافهای منطقهای: همکاری با کشورهای همسو و در منطقه برای ایجاد کنسرسیومهای مشترک پژوهشی، اشتراکگذاری داده و توسعه استانداردهای مشترک و اولویتدهی به الگوهای مبتنیبر تشریکمساعی، توزیع منصفانه منافع و توانمندسازی همگانی، ارائه داده است.
همچنین در زمینه زیرساخت فنی با توجه به سرمایهگذاری دولتی پیشتاز بر مواردی ایجاد زیرساختهای پردازشی ملی با سرمایهگذاری دولتی و تسهیلگری ایجاد زیرساختهای پردازشی عمومی هوش مصنوعی در قالب قراردادهای مشارکت عمومی-خصوصی: همکاری بلندمدت بین بخش دولتی و یک شریک خصوصی برای ارائه یک دارایی یا خدمات عمومی، اضافه کردن یک لایه سوم از مشارکتکنندگان، یعنی جامعه محلی یا مردم، به عنوان سهامداران یا ذینفعان فعال در پروژه و ایجاد و استقرار نظام حکمرانی و دسترسپذیر نمودن دادههای ملی و عمومی مبتنیبر روشهای فرایندگرای توزیع شده امن، اشاره شده است.
در جمعبندی نهایی این گزارش تصریح شده است که هوش مصنوعی یک «مسئله فنی» نیست که فقط به کمیسیون صنعت مربوط باشد. یک «مسئله حاکمیتی» و «تمدنساز» است که تمامی کمیسیونهای مجلس از فرهنگی و اقتصادی تا حقوقی و امنیتی باید نسبت به آن حساسیت و آگاهی داشته باشند. قانونگذاری در این حوزه، نیازمند «نگاه تحلیلی عمیق» و «عزم فرابخشی» است. قوانین ما باید به جای آنکه صرفاً واکنشی و محدودکننده باشند، باید «زمینهساز»، «توانمندساز» و «جهتدهنده» باشند. آینده ایران در عصر هوش مصنوعی، نه با تقلید صرف از دیگران، که با «هوشمندسازی درونزا» و «تلفیق خردمندانه فناوری با ارزشهای بومی» ساخته خواهد شد.
انتهای پیام