به گزارش سیتنا، مطالعات بینالمللی نیز این موضوع را تأیید میکنند. پژوهشها نشان میدهند که قطع یا اختلال اینترنت میتواند با افزایش استرس، احساس انزوا و اختلال در زندگی روزمره همراه باشد. همچنین تجربه قطعیهای گسترده شبکههای اجتماعی در سطح جهان نشان داده که کاربران دچار بیحوصلگی، ناراحتی و احساس جدا شدن از جریان زندگی میشوند. این یافتهها نشان میدهد اینترنت، فراتر از یک ابزار، به بخشی از ساختار روانی و اجتماعی انسان تبدیل شده است.
برای طیف گستردهای از فعالان اقتصادی و حرفهای، از کسبوکارهای بزرگ و کوچک گرفته تا تریدرهایی که در بازارهای مالی جهانی فعالیت میکنند، قطع اینترنت بهمعنای توقف ناگهانی جریان کار و حتی از دست رفتن سرمایه است. تریدرها ممکن است در لحظهای حساس، امکان تصمیمگیری را از دست بدهند و متحمل زیانهای سنگین شوند؛ وضعیتی که اضطراب شدید و حتی شوک روانی به همراه دارد. در کنار آن، آنلاینشاپها، اینفلوئنسرها، بازاریابان دیجیتال، برنامهنویسان، طراحان سایت، هنرمندان و فریلنسرها نیز با نوعی «خاموشی اجباری» روبهرو میشوند؛ شرایطی که احساس بیثباتی، ناامنی شغلی و فرسودگی ذهنی را تشدید میکند.
در سطحی عمیقتر، اینترنت به یکی از اصلیترین ابزارهای ارتباطی انسانها تبدیل شده است. بسیاری از افراد، از جوانان تا سالمندان و از افراد کمتوان تا خانوادههایی که فاصله جغرافیایی دارند، برای ارتباط روزمره به اینترنت وابستهاند. قطع این ارتباط میتواند حس انزوا، نگرانی و بیخبری را افزایش دهد. تحقیقات نشان میدهد که قطع ارتباط اجتماعی میتواند با افزایش اضطراب، افسردگی و حتی اختلالات خواب همراه باشد.
در حوزه سرگرمی و سبک زندگی نیز اینترنت نقش یک «سوپاپ روانی» را ایفا میکند. گیمرها، کاربران شبکههای اجتماعی و افرادی که از فضای آنلاین برای کاهش استرس استفاده میکنند، با قطع اینترنت دچار بیحوصلگی، تحریکپذیری و حتی نشانههایی شبیه به وابستگی رفتاری میشوند.
دانشجویان، دانشآموزان، معلمان و اساتید نیز از دیگر گروههایی هستند که بهشدت تحت تأثیر قرار میگیرند. آموزش، پژوهش و دسترسی به منابع علمی به اینترنت وابسته است و اختلال در این روند میتواند اضطراب تحصیلی، احساس عقبماندگی و کاهش تمرکز را به همراه داشته باشد.
در بخشهای حیاتیتر، جامعه پزشکی و صنایع نیز با چالشهای جدی روبهرو میشوند. بسیاری از خدمات درمانی، سیستمهای نوبتدهی، پروندههای الکترونیک و حتی برخی تجهیزات پزشکی به اینترنت وابستهاند. در صنعت نیز، از خطوط تولید تا سیستمهای مدیریت و ارتباطات، اختلال در اینترنت میتواند بهرهوری را کاهش داده و حتی روند فعالیتها را مختل کند.
از سوی دیگر، در نبود اینترنت جهانی، بسیاری از دستگاهها و فناوریهای روزمره نیز کارایی خود را از دست میدهند؛ از گوشیهای هوشمند و اپلیکیشنها گرفته تا کنسولهای بازی، نرمافزارها و تجهیزات هوشمندی که نیاز به بهروزرسانی دارند. این موضوع میتواند احساس «جا ماندن از جهان» و ناتوانی در استفاده از ابزارهای مدرن را در افراد تقویت کند.
در یک نگاه کلی، نبود دسترسی به اینترنت جهانی در دنیای امروز، نوعی «گسست از جریان زندگی» ایجاد میکند؛ گسستی که میتواند احساس بیخبری، ناتوانی، اضطراب و حتی بیاعتمادی را در افراد افزایش دهد. این شرایط، بهویژه در جوامعی که اینترنت نقش حیاتی در اقتصاد، ارتباطات و آموزش دارد، میتواند به افزایش فشارهای روانی، اختلال در تعاملات روزمره و کاهش تابآوری ذهنی افراد منجر شود.
در نهایت، اینترنت دیگر یک ابزار لوکس نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از زیست انسانی در عصر دیجیتال است. بنابراین، هرگونه اختلال در این زیرساخت، نهتنها پیامدهای فنی و اقتصادی، بلکه تبعات عمیق روانی و اجتماعی به همراه دارد که نیازمند توجه جدی سیاستگذاران و متخصصان حوزه سلامت روان است.
انتهای پیام
مونا ارشادی فر - سردبیر