دکتر داوود ادیب، دکترای کارآفرینی و عضو اتاق بازرگانی ایران، در یادداشت تحلیلی که در اختیار سیتنا قرار داده، با نگاهی نقادانه به عملکرد شبکه ملی اطلاعات پرداخته و بر ضرورت بازتعریف و اصلاح بنیادین آن تأکید کرده است؛ چراکه بهنظر میرسد ذهنیت منفی شکلگرفته پیرامون این شبکه، حاصل کاستیهایی است که بدون بازنگری جدی در ماهیت و کارکرد آن برطرف نخواهد شد.
او یادآور میشود که کارآمدی واقعی هر زیرساخت ملی، نه در شرایط عادی، بلکه در بزنگاههای بحران سنجیده میشود؛ جایی که میزان آمادگی، انعطافپذیری و تابآوری یک سیستم در عمل به آزمون گذاشته میشود.
به باور وی، آنچه در تجربههای سال گذشته از عملکرد این شبکه مشاهده شد، صرفاً یک اختلال گذرا نبود، بلکه نشانهای از چالشهایی عمیقتر در سه سطح کلیدی «طراحی معماری»، «نظام حکمرانی» و «درک مفهوم تابآوری دیجیتال» است. از این منظر، این رخداد بیش از آنکه یک خطای اجرایی باشد، بازتابی از نارساییهای ساختاری و راهبردی انباشته در طول زمان است.
وی تأکید میکند: در تعریف دقیق، شبکه ملی اطلاعات باید بستری امن و پایدار برای تداوم خدمات حیاتی کشور در تمامی شرایط فراهم آورد؛ از اختلالات داخلی گرفته تا بحرانهای ناشی از تحولات ژئوپلیتیکی. با این حال، شواهد حاکی از آن است که این شبکه در زمان بحران، خود را در قالب افت کیفیت خدمات و ناپایداری گسترده نشان میدهد.
ادیب در ادامه به یک سوءبرداشت مهم اشاره میکند: برداشت نادرست از مفهوم «استقلال». از نگاه او، استقلال به معنای انزوا یا فیلترینگ کور نیست، بلکه به معنای «توان استمرار فعالیت در صورت اختلال یا قطع ارتباطات بینالمللی» است. عدم تفکیک این دو مفهوم میتواند سیاستگذاری را به سمت رویکردهای افراطی و ناکارآمد سوق دهد و بهجای تقویت زیرساخت، محدودیتهای غیرضروری ایجاد کند.
وی ادامه میدهد: از منظر فنی، نخستین گام اصلاحی، بازنگری در معماری شبکه با تأکید بر توزیعگرایی است. تمرکز بیش از حد در نقاط محدود، یکی از عوامل اصلی آسیبپذیری در برابر تهدیدات محسوب میشود. توسعه مراکز داده در نقاط مختلف جغرافیایی، ایجاد مسیرهای ارتباطی جایگزین و تقویت نقاط تبادل ترافیک داخلی، از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری شبکه را بهطور معناداری افزایش دهد.
با این حال، او تأکید میکند که تقویت زیرساخت بهتنهایی کافی نیست. لایه خدمات، بهویژه خدمات عمومی پرکاربرد، نقشی تعیینکننده در پایداری زیستبوم دیجیتال دارد. در شرایطی که بخش بزرگی از نیازهای روزمره مردم و کسبوکارها به پلتفرمهای خارجی وابسته باشد، هرگونه اختلال در دسترسی به این پلتفرمها مستقیماً زندگی روزمره و فعالیتهای اقتصادی را مختل میکند؛ ازاینرو، لازم است به پیامدهای فیلترینگ کور نیز با نگاهی دقیقتر و واقعبینانه توجه شود.
موضوع مهم دیگر از نگاه ادیب، مدیریت هوشمند ترافیک در شرایط بحرانی است. شبکه باید بتواند میان ترافیک حیاتی، مانند خدمات بانکی، درمانی و امدادی، و ترافیک غیرحیاتی تمایز قائل شده و اولویتبندی مناسبی اعمال کند. تحقق این امر مستلزم طراحی سناریوهای از پیش تعریفشده، بهرهگیری از ابزارهای کنترلی پیشرفته و آمادگی عملیاتی در سطح ملی است؛ در غیر این صورت، حتی ظرفیتهای موجود نیز بهدرستی مدیریت نخواهند شد.
ادیب همچنین بر ضرورت حکمرانی یکپارچه تأکید دارد. شبکه ملی اطلاعات صرفاً یک پروژه فنی نیست، بلکه طرحی ملی با ابعاد اقتصادی، امنیتی و اجتماعی است. نبود یک مرکز فرماندهی هماهنگ در شرایط بحران میتواند به تصمیمگیریهای متناقض، اتلاف منابع و کاهش اثربخشی منجر شود.
در کنار این موارد، او به مسئلهای کمتر مورد توجه اشاره میکند: «هزینههای خطای راهبردی». بهگفته وی، تبعات اشتباهات سیاستگذاری و اجرای نادرست این شبکه نباید بر دوش مردم، فعالان اقتصادی و صنعتگران قرار گیرد. کاستیهای زیرساختی مستقیماً خود را در قالب اختلال در کسبوکار، کاهش بهرهوری و زیانهای مالی نشان میدهد؛ در حالیکه مسئولیت این خطاها در سطح سیاستگذاری تعریف میشود، نه در سطح جامعه.
در جمعبندی، ادیب تأکید میکند که «تابآوری» حاصل رویکردی بلندمدت، برنامهریزی راهبردی و سرمایهگذاری مستمر است، نه واکنشی مقطعی. زیرساختی که تنها برای شرایط عادی طراحی شده باشد، در شرایط بحرانی کارآمد نخواهد بود. ازاینرو، تجربههای اخیر باید فرصتی برای بازنگری جدی در مسیر توسعه شبکه ملی اطلاعات تلقی شود.
در نهایت، اگر این شبکه قرار است بهمعنای واقعی «ملی» باشد، باید همزمان سه ویژگی کلیدی را محقق سازد:
۱. استقلال عملکردی
۲. پایداری در شرایط بحران
۳. کارآمدی در ارائه خدمات
تحقق این سهگانه، نیازمند تصمیمگیریهای شجاعانه، تخصیص هدفمند منابع و فاصله گرفتن از رویکردهای کوتاهمدت و واکنشی است؛ در غیر این صورت، بحرانهای آینده صرفاً تکرار تجربههای پرهزینه امروز خواهند بود، بیآنکه به اصلاحی ماندگار بینجامند.
انتهای پیام