سلام به همراهان عزیز سیتنا، به مردمی که این روزها بیش از هر زمان دیگری، «ارتباط» برایشان نه یک کلمه، بلکه تمامِ زندگی است.
مدتی است که در لابلای پیامها و کامنتهای شما، جملهای را زیاد میبینم که قلبم را به درد میآورد. میگویید: «شما خبرنگارها چه میفهمید؟ شما که خودتان "خط سفید" دارید و اینترنتتان وصل است، چطور میخواهید درد ما را بنویسید؟»
امروز میخواهم خیلی صریح و از صمیم قلب با شما حرف بزنم. من، سارا استوار، خبرنگار شما در سیتنا، همینجا و رو به همه شما اعلام میکنم که هیچ «خط سفیدی» ندارم. من هم مثل تکتک شما در همین تهران زندگی میکنم؛ با همان فیلترشکنهایی که وصل نمیشوند کلنجار میروم، همان بغضی را دارم که وقتی پیامم به دوستم نمیرسد گلویم را میفشارد، و همان اضطرابی را تجربه میکنم که کسبوکارهای کوچکمان این روزها با آن دستوپنج نرم میکنند.
باور کنید که من پشت دیوارِ امتیازات ننشستهام. من هم مثل شما، هر روز با موانعِ سختِ ارتباطی روبرو هستم، اما یک تفاوت کوچک وجود دارد: من وظیفه دارم صدای شما باشم.
بنده و همکارانم تمام کامنتهای شما را، حتی آنهایی که از سرِ عصبانیت و ناامیدی نوشته شدهاند، با «جان و دل» میخوانیم و بررسی می کنیم. هر واژه شما برای ما یک مأموریت است. اگر امروز مطالبهای میکنم، اگر با مسئولی گفتگو میکنم و اگر گزارشی از اختلالات مینویسم، نه از سرِ سیری، بلکه از عمقِ تجربهی مشترکمان است.
به شما قول میدهم، تا زمانی که قلم در دست دارم و تا آخرین لحظهای که صدایی برای بلند کردن دارم، پیگیر مطالبات و مشکلات شما باشم.
سیتنا، تریبونِ شما هست، نه توجیهگرِ محدودیتها. ما تا برقراری دوبارهی پایداری و آزادی ارتباطات، در کنار شما و پابهپای شما ایستادهایم.
فراموش نکنید؛ ما در این تاریکی، با هم هستیم.
ارادتمند شما
سارا استوار - خبرنگار سیتنا