به گزارش خبرنگار سیتنا، ۱۴ شبانهروز یا به عبارت دقیقتر ۳۳۶ ساعت؛ این زمانی است که از قطع ارتباط کاربران ایرانی با جادههای اطلاعاتی جهان میگذرد. آماری که «نتبلاکس» منتشر کرده، تنها یک عدد نیست، بلکه روایتگر فلج شدن هزاران کسبوکار و اختلال در زیست روزمره مردمی است که به امید جایگزینهای داخلی، پشت درهای بسته اینترنت بینالملل ماندهاند.
اما پرسش اصلی اینجاست: «اینترنت داخلی» که قرار بود در چنین روزهایی تکیهگاه باشد، کجاست؟ گزارشهای میدانی و گلایههای مکرر کاربران نشان میدهد که شبکه داخلی نه تنها «جایگزین» نشده، بلکه خود به بخشی از مشکل تبدیل شده است. سرعت لاکپشتی، قطعیهای مکرر و ناتوانی پیامرسانهای داخلی در جابهجایی سادهترین فایلها، عملاً ارتباطات پایتخت و سایر شهرها را به دوران پیش از عصر دیجیتال بازگردانده است.
خبرنگار «سیتنا» پیش از این، بارها و در گفتگو با مسئولان مختلف، وضعیت جویشگرهای ملی (موتورهای جستجو) و پروژههای هوش مصنوعی ملی را پیگیری کرده بود. در آن جلسات، همواره از «آمادگی کامل» و «پاسخگویی ابزارهای بومی در شرایط سخت» سخن گفته میشد؛ اما امروز که مردم بیش از هر زمان دیگری به این باتها و موتورهای جستجو برای رفع نیازهای اطلاعاتی خود نیاز دارند، سکوت و خطاهای مکرر این سامانهها، تنها پاسخِ موجود است.
در این میان، نبود یک مرجع پاسخگو، نمک بر زخم کاربران پاشیده است. نه نهادهای متولی ارتباطات زمان مشخصی برای اتصال مجدد اینترنت جهانی اعلام میکنند و نه پاسخی برای ضعف مفرط شبکه داخلی دارند. پیامرسانهای داخلی نیز که با بودجههای کلانِ حمایتی قد کشیدهاند، در روزهای اخیر نشان دادند که حتی در میزبانی از ترافیک داخلی هم با لکنت جدی مواجهاند.
در چنبره این «بنبست دوطرفه»، تکلیف شهروندان چیست؟ وقتی نه راهی به بیرون هست و نه خانهای که سقفش نریزد، جامعه با نوعی سردرگمی مواجه شده است. به نظر میرسد زمان آن رسیده که مسئولان به جای ارائه آمارهای کاغذی از پیشرفت شبکه ملی، با واقعیتِ روی زمین روبرو شوند: شبکهای که در زمان صلح با تردید از آن استفاده میشد، در زمان بحران به طور کامل از مدار کارایی خارج شده است.
انتهای پیام
گزارش از سارا استوار