به گزارش سیتنا، در اقتصاد دیجیتال، ارتباطات دیگر ابزار پشتیبان نیست؛ خود زیرساخت تولید ارزش است. تجربه اختلالهای ارتباطی نشان داده است که بدون طراحی اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA و استانداردهای حرفهای، تداوم کسبوکار (Business Continuity) در معرض ریسک مستقیم قرار میگیرد. اینترنت پایدار سازمانی یک امتیاز ویژه نیست؛ بخشی از معماری امنیت اقتصادی کشور است.
برای یک کاربر عمومی، ناپایداری اینترنت به معنای کندی یا نارضایتی است؛ اما برای یک شرکت صادراتمحور، به معنای توقف عملیات، نقض قرارداد، جریمه بینالمللی و از دست رفتن اعتبار تجاری است.
اقتصاد دیجیتال امروز ایران شامل لایههایی است که مستقیماً به ارتباطات پایدار وابستهاند:
* شرکتهای صادرات خدمات نرمافزاری
* صرافیهای ارزی و بازیگران بازارهای مالی دیجیتال
* شرکتهای دانشبنیان دارای مشتری خارجی
* بانکها و مؤسسات مالی
* شرکتهای لجستیک بینالمللی
* استارتاپهای فعال در بازارهای برونمرزی
در این ساختار، اینترنت یک «امکان ارتباطی» نیست؛ بستر عملیاتی است.
هر دقیقه اختلال میتواند به موارد زیر منجر شود:
* توقف پردازش تراکنشهای مالی
* از دست رفتن سفارشهای صادراتی
* اختلال در تسویههای بینالمللی
* افزایش ریسک عملیاتی و حقوقی
* کاهش رتبه اعتبار تجاری در تعاملات خارجی
* تحمیل هزینههای سنگین بازیابی (Recovery Cost)
در سطح کلان، این اختلالها صرفاً خسارت شرکتی نیستند؛ به تضعیف سهم اقتصاد دیجیتال در تولید ناخالص داخلی منجر میشوند.
بنابراین مسئله اصلی، «دسترسی» نیست؛ مسئله، «پایداری زیرساخت» است.
به گزارش سیتنا، در اقتصادهای پیشرفته، ارتباطات سازمانی در طبقه «زیرساختهای حیاتی» تعریف میشود؛ همانطور که برق، آب یا شبکه بانکی حیاتی تلقی میشوند.
برای صنایع مالی، بانکها، بورسها، شرکتهای بزرگ صادراتی، مراکز داده و حتی نهادهای دیپلماتیک، مدلهای ارتباطی اختصاصی تعریف میشود که ویژگیهای آن شامل موارد زیر است:
* SLA رسمی و الزامآور
* تضمین سطح دسترسپذیری (Availability Guarantee)
* مسیرهای ارتباطی پشتیبان (Redundant Links)
* مانیتورینگ ۲۴ ساعته توسط مرکز عملیات شبکه
* مدیریت هوشمند ترافیک
* امنیت سازمانی چندلایه
این خدمات در چارچوب استانداردهای حرفهای بینالمللی ارائه میشوند و بخشی از سازوکار تابآوری اقتصادی هستند.
تابآوری اقتصادی به این معناست که حتی در شرایط بحران یا اختلال، فعالیتهای حیاتی کشور متوقف نشود. بدون ارتباطات پایدار سازمانی، چنین تابآوریای ممکن نیست.
یکی از نقاط ضعف در گفتمان عمومی، مخلوط شدن اینترنت مصرفکننده (B2C) با اینترنت سازمانی (B2B) است؛ در حالی که این دو از نظر طراحی، تعهد و کارکرد، کاملاً متفاوتاند.
اینترنت مصرفکننده (B2C):
* مبتنی بر اشتراک عمومی
* فاقد SLA الزامآور سازمانی
* IP اشتراکی
* بدون تضمین سطح دسترسپذیری
* فاقد مانیتورینگ اختصاصی
اینترنت سازمانی (B2B):
* مبتنی بر SLA رسمی و قابل پیگیری
* دارای IP اختصاصی
* مانیتورینگ لحظهای و گزارشگیری مستمر
* مدیریت ترافیک و اولویتبندی سرویسها
* امنیت پیشرفته سازمانی
* بهرهگیری از فناوریهایی مانند MPLS، VPN سازمانی و لینک اختصاصی
در مدل B2B، اینترنت بخشی از «برنامه مدیریت ریسک عملیاتی» سازمان است. هدف، تضمین تداوم کسبوکار است، نه صرفاً اتصال.
در چنین مدلی، اگر سطح دسترسپذیری به تعهد اعلامشده نرسد، سازوکارهای پاسخگویی و جبران وجود دارد؛ موضوعی که در اینترنت عمومی تعریف نشده است.
در ادبیات مدیریت بحران، Business Continuity Plan (BCP) یکی از مهمترین اسناد راهبردی هر سازمان است.
هیچ طرح تداوم کسبوکاری بدون تعریف ارتباطات پایدار کامل نیست.
در صنایع مالی و صادراتی، ارتباطات پایدار جزو کنترلهای کلیدی (Key Controls) محسوب میشود.
قطع یا ناپایداری ارتباط، مستقیماً شاخصهای مدیریت ریسک عملیاتی را تحت تأثیر قرار میدهد.
در نتیجه، اینترنت پایدار سازمانی نه امتیاز، بلکه یک الزام در معماری حاکمیت شرکتی (Corporate Governance) است.
در بازار ارتباطات، سرویس اینترنت سازمانی مبتنی بر SLA باید دارای ویژگیهای زیر باشد:
* انطباق کامل با ضوابط قانونی
* ارائه محدود به کسبوکارهای دارای نیاز عملیاتی مشخص
* تعریف دقیق سطح خدمات (Availability, Latency, Packet Loss)
* پشتیبانی فنی تخصصی
* قابلیت مانیتورینگ و گزارشدهی شفاف
سرویس اینترنت سازمانی جایگزین اینترنت عمومی نیست؛ کارکرد آن، پشتیبانی از ارتباطات حیاتی سازمانی است.
به گزارش سیتنا، اگر هدف کشور توسعه صادرات دیجیتال، جذب سرمایه خارجی، تقویت شرکتهای دانشبنیان و گسترش صنایع مالی است، نمیتوان ارتباطات سازمانی را در سطح مصرفکننده تعریف کرد.
به عبارتی، اقتصاد دیجیتال بدون پایداری زیرساخت، شکننده است.
گفتمان آینده در فضای تخصصی باید حول این محور شکل بگیرد که اینترنت پایدار سازمانی بخشی از زیرساخت تابآوری اقتصادی است و تضمین تداوم کسبوکارها بدون آن ممکن نیست.
این یک مطالبه اجتماعی نیست؛ یک مطالبه حرفهای از سوی بدنه کسبوکارهاست.
انتهای پیام