به گزارش خبرنگار سیتنا، در فاصله حدود یک تا دو هفته اخیر، از اوایل اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، گزارشهایی درباره اختلال در سایت دانشگاه صنعتی شریف، مشکل در سامانه «بهستان» دانشگاه شهید بهشتی، کندی یا اختلال در سامانه یادگیری الکترونیکی دانشگاه تهران و نیز نارضایتیهای مرتبط با سامانه «آموزشیار» دانشگاه آزاد منتشر شده است. هرچند در همه این موارد اعلام شده که مشکل برطرف شده یا در حال پیگیری است، اما همزمانی این رخدادها توجه افکار عمومی و جامعه دانشگاهی را به خود جلب کرده است.
اختلال اخیر در سایت دانشگاه صنعتی شریف که به گفته مسئولان با حمله سایبری یا مشکل فنی همراه بوده، تنها نمونهای از این موارد است. در همان بازه زمانی، دانشگاه شهید بهشتی نیز به دلیل مشکل در سامانه ثبتنام آزمون زبان، زمان آزمون را تغییر داد. پیش از آن نیز سامانه آموزشیار دانشگاه آزاد در ایام انتخاب واحد با مشکلاتی روبهرو شد که واکنش دانشجویان را در پی داشت. همچنین گزارشهایی از کندی یا اختلال در سامانه یادگیری الکترونیکی دانشگاه تهران منتشر شده است.
اگرچه هر یک از این موارد ممکن است بهتنهایی «حادثهای مقطعی» تلقی شود، اما تکرار آنها در فاصله زمانی کوتاه، نشاندهنده یک مسئله ساختاری است؛ مسئلهای که دیگر نمیتوان آن را صرفاً به خطای فنی یا فشار ترافیکی نسبت داد.
سامانههای دانشگاهی امروز فقط یک وبسایت اطلاعرسانی نیستند. انتخاب واحد، ثبتنام، پرداخت شهریه، دریافت نمرات، آزمونهای آنلاین، امور پژوهشی و حتی خوابگاه و تغذیه، همگی به این بسترها وابستهاند. هر اختلال چند ساعته میتواند هزاران دانشجو را بلاتکلیف کند و روند اداری و آموزشی را مختل سازد.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا زیرساخت فناوری اطلاعات دانشگاههای کشور متناسب با حجم کاربران و حساسیت دادهها طراحی شده است؟
بخش دیگری از نگرانیها به موضوع امنیت سایبری بازمیگردد. با افزایش حملات سایبری در سطح جهان و منطقه، زیرساختهای آموزشی نیز به اهداف بالقوه تبدیل شدهاند. دانشگاهها به دلیل در اختیار داشتن دادههای گسترده، حسابهای کاربری پرتعداد و بعضاً محدودیتهای بودجهای در حوزه امنیت سایبری، میتوانند آسیبپذیر باشند.
تجربههای اخیر نشان میدهد که امنیت سایبری در حوزه آموزش عالی باید از سطح مدیریت داخلی دانشگاهها فراتر رود و به یک سیاست ملی در سطح وزارت علوم تبدیل شود.
اکنون هر دانشگاه بهصورت مستقل مسئول زیرساخت دیجیتال خود است. این مدل پراکنده اگرچه از نظر اداری قابل توجیه است، اما در شرایط پیچیده امنیتی و افزایش بار ترافیکی، ممکن است پاسخگو نباشد.
به نظر میرسد وزارت علوم نیازمند یک بازنگری جدی در این حوزه باشد؛ از جمله ایجاد مرکز ملی پایش امنیت سامانههای دانشگاهی، استانداردسازی زیرساختهای فناوری اطلاعات، تخصیص بودجه هدفمند برای ارتقای امنیت و توسعه مراکز داده پایدار و پشتیبان در سطح ملی.
اگرچه اختلالهای اخیر در مدت کوتاهی برطرف شدهاند، اما تداوم چنین رخدادهایی میتواند اعتماد دانشجویان و اعضای هیئت علمی به زیرساختهای دیجیتال آموزش عالی را کاهش دهد. در عصر آموزش الکترونیکی و تحول دیجیتال، پایداری و امنیت سامانهها نه یک مزیت، بلکه یک ضرورت است.
تکرار اختلال در چند دانشگاه بزرگ کشور طی مدت کوتاه، شاید هنوز بحران محسوب نشود، اما بدون تردید یک هشدار جدی است؛ هشداری که اگر بهموقع جدی گرفته نشود، ممکن است در آینده با هزینهای سنگینتر بروز کند.
انتهای پیام