به گزارش سیتنا، ایلان ماسک استدلال میکند صفحات خورشیدی خارج از جو زمین کارآمدترند؛ در مدار، خبری از ابر و آبوهوا نیست و ماهوارهها میتوانند در بخش عمدهای از شبانهروز انرژی خورشیدی دریافت کنند. او پیشبینی کرده ظرف سه سال، فضا به ارزانترین بستر برای تولید توان محاسباتی هوش مصنوعی تبدیل میشود.
پیش از اعلام عمومی این طرح، اسپیسایکس درخواست مفصلی به کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا ارائه کرد. بر اساس این طرح، ماهوارهها در ارتفاع ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتری مستقر میشوند و از طریق پیوندهای لیزری با یکدیگر و با شبکه استارلینک ارتباط برقرار میکنند.
برای تأمین انرژی پایدار، شرکت پیشنهاد داده صورتفلکی جدید در مدار خورشیدآهنگ قرار گیرد؛ مداری که فضاپیماها در امتداد مرز روز و شب زمین حرکت میکنند و تقریباً همواره در معرض نور خورشید هستند.
در نگاه اول، سرمای شدید فضا (حدود منفی ۴۵۰ درجه فارنهایت) ممکن است خنکسازی را ساده جلوه دهد، اما در خلأ تقریباً کامل، گرما فقط از طریق تابش دفع میشود؛ فرآیندی کند که میتواند مشکلساز باشد.
Scott Manley، تحلیلگر حوزه فضا، معتقد است اسپیسایکس پیشتر با ماهوارههای نسل سوم استارلینک (V3) تجربه مدیریت گرما را کسب کرده است؛ ماهوارههایی با حدود ۳۰ متر مربع پنل خورشیدی که بخش زیادی از انرژی دریافتی را به گرما تبدیل میکنند.
در مقابل، Kevin Hicks، مهندس سابق ناسا، هشدار میدهد ماهوارههایی که مأموریت اصلیشان پردازش انبوه محاسبات است، گرمایی بسیار بیشتر از ماهوارههای معمولی تولید خواهند کرد. به گفته او، طراحی سامانه خنککنندهای پایدار در چنین مقیاسی پیچیده و پرریسک است.
فضا مملو از ذرات پرانرژی است که میتوانند موجب «برگشت بیت» در تراشهها شوند. به همین دلیل، ناسا در برخی مأموریتها همچنان از سختافزارهای قدیمیتر با ترانزیستورهای بزرگتر استفاده میکند؛ مانند پردازنده PowerPC 750 در مریخنورد استقامت.
Benjamin Lee، استاد علوم رایانه دانشگاه پنسیلوانیا، توضیح میدهد هرچه ترانزیستورها کوچکتر شوند، بار الکتریکی لازم برای ثبت صفر و یک کاهش مییابد و حساسیت به تابش بیشتر میشود. او میگوید هنوز مشخص نیست پیشرفتهترین واحدهای پردازش گرافیکی در مقیاس انبوه، چه میزان خطا در مدار تجربه خواهند کرد.
با این حال، آزمایشهای اولیه پروژه «سانکچر» گوگل نشان داده برخی تراشهها در برابر تابش مقاومتر از انتظار هستند. اما حتی اگر معماریهای مدرن بتوانند خطاها را شناسایی و اصلاح کنند، این فرایند بار پردازشی اضافی ایجاد میکند.
در سوی دیگر، Andrew McCalip معتقد است مدلهای هوش مصنوعی ذاتاً نسبت به خطا مقاومترند، زیرا ماهیتی پرنویز و احتمالاتی دارند و در آموزش آنها عمداً نویز تزریق میشود.
حتی با مقاومسازی سختافزار، خرابی تراشهها اجتنابناپذیر است. مراکز داده زمینی به نگهداری دائمی نیاز دارند و در مدار، تعمیر عملاً غیراقتصادی خواهد بود.
مککالیپ میگوید: «سناریو این است: پرواز کن تا بمیری.» او نرخ احتمالی ازکارافتادن سالانه واحدهای پردازش گرافیکی را حدود ۹ درصد برآورد میکند، اما تأکید دارد هیچکس واقعاً نمیداند این عدد در عمل چه خواهد بود.
طبق طرح ارائهشده، این مراکز داده مداری عمدتاً برای «استنتاج» به کار میروند، نه آموزش مدلها. آموزش هوش مصنوعی به هماهنگی بسیار بالا نیاز دارد و به گفته لی، اجرای آن در یک صورتفلکی پراکنده از ماهوارهها در مقیاس بزرگ دشوار خواهد بود.
در سال ۱۹۷۸، دو دانشمند ناسا سناریوی «سندروم کسلر» را مطرح کردند؛ وضعیتی که در آن تراکم زبالههای فضایی موجب برخوردهای زنجیرهای میشود.
Aaron Boley، استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا، هشدار میدهد مدلسازیها نشان میدهد مدارهای بالاتر از ۷۰۰ کیلومتر نشانههایی از این پدیده را بروز دادهاند. پرتاب صدها هزار یا حتی یک میلیون ماهواره جدید میتواند خطر را تشدید کند و ارتباطات جهانی و مأموریتهای پایش اقلیم را مختل سازد.
او همچنین تأکید میکند مدار زمین منبعی مشترک است و انحصار عملی یک مدار ارزشمند، پرسشهای جدی حقوقی و اخلاقی ایجاد میکند.
بر اساس محاسبات ماسک، افزودن سالانه ۱۰۰ گیگاوات ظرفیت محاسباتی نیازمند پرتاب حدود یک میلیون تُن ماهواره در سال است؛ رقمی که به گفته مککالیپ ممکن است به ۲۵ هزار پرواز استارشیپ نیاز داشته باشد.
چرخه مداوم پرتاب و بازگشت ماهوارهها میتواند اثرات پیچیدهای بر جو زمین بگذارد؛ از تأثیر بر ابرهای قطبی تا تشدید تخریب لایه اوزون. افزون بر آن، زنجیره تأمین ساخت موشکها نیز انتشار کربن قابلتوجهی ایجاد میکند.
بولی پیشبینی میکند این ماهوارههای بزرگ در مدار خورشیدآهنگ هنگام عبور از آسمان شب «بهطرز چشمگیری درخشان» باشند و به پژوهشهای نجومی زمینی آسیب بزنند. منلی نیز میگوید عبور مداوم آنها میتواند چهره غروبهای زمین را برای همیشه تغییر دهد.
استفاده از هوش مصنوعی در خود فضاپیماها مثلاً برای تحلیل فوری تصاویر مزایای مشخصی دارد. اما پرسش اینجاست که آیا گسترش بیسابقه زیرساختهای مداری برای پردازش ابری، تصمیمی سنجیده است یا شتابزده؟
همانطور که لی تأکید میکند، هیجان فناوری نباید جایگزین تصمیمگیری محتاطانه شود. آینده مراکز داده مداری ممکن است نویدبخش باشد، اما پیامدهای آن تنها در فضا باقی نمیماند؛ زمین نیز بهای آن را خواهد پرداخت.
انتهای پیام