به گزارش سیتنا، امروزه از پزشکی و کشاورزی تا آموزش، حملونقل و رسانه، ردپای هوش مصنوعی بهوضوح دیده میشود. در صنعت تبلیغات نیز این فناوری با تحلیل الگوهای رفتاری مخاطبان، شخصیسازی پیامها و بهینهسازی فرایندهای اجرایی، ظرفیت ایجاد تحولی جدی را دارد. تبلیغات که همواره بر شناخت دقیق مخاطب و انتقال مؤثر پیام استوار بوده، اکنون با ابزاری روبهروست که میتواند این شناخت را عمیقتر، سریعتر و دادهمحورتر کند.
در سطح جهانی، هوش مصنوعی در بخشهایی مانند کشف نیاز مخاطبان، طراحی پیامهای هدفمند، برنامهریزی رسانهای و سنجش اثربخشی تبلیغات نقش پررنگی یافته است. اما در ایران، هرچند گامهایی در این مسیر برداشته شده، هنوز پرسشهایی اساسی درباره میزان بهرهبرداری، نوع کاربردها و آمادگی ساختاری صنعت تبلیغات برای پذیرش این فناوری وجود دارد.
در همین راستا، مهدیه سادهدشت، پژوهشگر گروه مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی، به همراه یکی از همکاران خود، پژوهشی درباره کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت تبلیغات ایران انجام دادهاند. این تحقیق با هدف ترسیم تصویری روشن از وضعیت موجود و مقایسه آن با روندهای جهانی، بر فرصتها و چالشهای پیشروی این صنعت تمرکز کرده است.
این مطالعه با رویکردی کیفی و از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته انجام شده است. پژوهشگران با شش تن از متخصصان حوزه تبلیغات و هوش مصنوعی گفتوگو کرده و دادههای بهدستآمده را در قالب چند مقوله اصلی شامل وضعیت موجود، چالشها و الزامات آینده دستهبندی کردهاند.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که استفاده از هوش مصنوعی در صنعت تبلیغات ایران هنوز نظاممند و گسترده نشده است. بیشترین کاربرد فعلی این فناوری در حوزه طراحی و تولید محتوای تبلیغاتی دیده میشود؛ جایی که ابزارهای هوشمند برای تولید متن، تصویر و ایدههای اولیه مورد استفاده قرار میگیرند.
در مقابل، بخشهایی مانند برنامهریزی رسانهای، تحلیل دادههای مخاطبان و ارزیابی اثربخشی تبلیغات، یا از هوش مصنوعی بهرهای نمیبرند یا استفادهای بسیار محدود و مقدماتی دارند. یکی از دلایل اصلی این وضعیت، نبود کلاندادههای در دسترس و دشواری دسترسی به دادههای معتبر عنوان شده است.
بر اساس نتایج منتشرشده در «فصلنامه مطالعات رسانههای نوین» وابسته به دانشگاه علامه طباطبائی و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، استفاده از هوش مصنوعی در تبلیغات ایران به دو شکل عمده قابل مشاهده است:
استفاده فردی: در این حالت، فعالان حوزه تبلیغات بهصورت شخصی و محدود از برخی ابزارهای هوش مصنوعی استفاده میکنند. این رویکرد با چالشهایی مانند هزینه بالای اشتراک ابزارها، محدودیتهای زبان فارسی و کمبود دادههای گسترده همراه است.
صنعتیسازی سازمانی: این مدل مستلزم سرمایهگذاری ساختاری، بهرهگیری از نسخههای حرفهای ابزارها و ادغام هوش مصنوعی در کل فرایند تبلیغات است.
پژوهشگران معتقدند صنعتیسازی هوش مصنوعی میتواند بسیاری از محدودیتهای موجود را برطرف کرده و حتی زمینهساز شکلگیری مدلهای کسبوکار جدید شود. شرکتهای بزرگ تبلیغاتی به دلیل منابع مالی و انسانی گستردهتر، ظرفیت بیشتری برای آموزش نیروها و پیادهسازی راهکارهای هوش مصنوعی دارند.
یکی از تأکیدهای اصلی این پژوهش، پرهیز از نگاه صرفاً ابزاری به هوش مصنوعی است. محدود کردن این فناوری به تولید متن و تصویر، مانع بهرهبرداری کامل از ظرفیتهای آن میشود. در حالیکه هوش مصنوعی میتواند بهعنوان یک راهحل سازمانی و استراتژیک، در تمام مراحل چرخه تبلیغات—from تحلیل داده و طراحی کمپین تا ارزیابی نتایج—نقشآفرینی کند.
در مجموع، صنعت تبلیغات ایران در نقطهای قرار دارد که آشنایی عمیقتر با هوش مصنوعی و سرمایهگذاری هدفمند در این حوزه، میتواند مسیر آینده آن را تعیین کند. عبور از استفادههای پراکنده و فردی به سوی رویکردی یکپارچه و دادهمحور، گام کلیدی برای همگامشدن با تحولات جهانی خواهد بود.
انتهای پیام