به گزارش سیتنا، چطور میدانید چیزی واقعی است؟ بعضی چیزها را میتوانید مستقیماً ببینید، مانند انگشتانتان. برای دیدن چیزهای دیگر مانند چانهتان به آینه یا دوربین نیاز دارید. چیزهای دیگر را نمیتوان دید، اما شما به آنها اعتقاد دارید، چرا که والدین یا معلمتان به شما گفتهاند یا آن را در یک کتاب خواندهاید.
زب راکلین(Zeb Rocklin)، دانشیار فیزیک در موسسه فناوری جورجیا(Georgia) به عنوان یک فیزیکدان، از ابزارهای علمی حساس و ریاضیات پیچیده استفاده کرده است تا بفهمد چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست.
میتوان گفت هیچ یک از این منابع اطلاعات کاملاً قابل اعتماد نیستند و اندازهگیریهای علمی میتوانند اشتباه باشند یا محاسبات میتوانند خطا داشته باشند، حتی چشمان ما میتوانند ما را فریب دهند، مانند لباس مشهوری که در اینترنت غوغا به پا کرد، زیرا هیچ کس نمیتوانست در مورد رنگ آن به قطعیت برسد.
از آنجا که هر منبع اطلاعاتی میتواند گاهی اوقات شما را فریب دهد، برخی از مردم همیشه از خود میپرسند که آیا میتوانیم به هر اطلاعاتی اعتماد کنیم. اگر نمیتوانید به چیزی اعتماد کنید، آیا مطمئن هستید که بیدار هستید؟ هزاران سال پیش، یک فیلسوف چینی به نام «ژوانگزی» خواب دید که پروانه است و متوجه شد که ممکن است در واقع پروانهای باشد که خواب انسان بودن را میبیند.
افلاطون از خود میپرسید که آیا تمام آنچه میبینیم میتواند سایههایی از اشیاء واقعی باشد؟ شاید جهانی که ما در تمام عمرمان در آن زندگی میکنیم، جهان واقعی نباشد. شاید بیشتر شبیه به یک بازی ویدیویی بزرگ یا چیزی شبیه به فیلم معروف «ماتریکس» باشد.
فرضیه شبیهسازی
فرضیه شبیهسازی، تلاشی مدرن برای استفاده از منطق و مشاهدات در مورد فناوری است تا سرانجام به این سؤالات پاسخ دهد و ثابت کند که ما احتمالاً در چیزی شبیه به یک بازی ویدیویی غولپیکر زندگی میکنیم.
بیست سال پیش، فیلسوفی به نام «نیک بوستروم»( Nick Bostrom) چنین استدلالی را بر اساس این واقعیت مطرح کرد که بازیهای ویدیویی، واقعیت مجازی و هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت هستند.
این روند ادامه یافته است، به طوری که امروزه مردم میتوانند قدم به واقعیت مجازی فراگیر بگذارند یا با موجودات مصنوعی به ظاهر آگاه صحبت کنند.
«بوستروم» این روندهای فناوری را به آینده پیشبینی کرد و جهانی را تصور کرد که در آن میتوانیم تریلیونها انسان را به طور واقعبینانه شبیهسازی کنیم. وی همچنین پیشنهاد کرد که اگر کسی بتواند یک شبیهسازی از شما ایجاد کند که از بیرون دقیقاً شبیه به شما به نظر برسد، در درون نیز با تمام افکار و احساساتتان دقیقاً مانند شما احساس خواهد شد.
فرض کنیم این درست است. فرض کنیم که زمانی، مثلاً در قرن ۳۱، بشریت بتواند هر آنچه را که میخواهد شبیهسازی کند. برخی از آنها احتمالاً طرفداران قرن ۲۱ خواهند بود و شبیهسازیهای مختلفی از جهان ما را اجرا خواهند کرد تا بتوانند درباره ما بیاموزند یا اینکه فقط سرگرم شوند.
استدلال منطقی و در عین حال تکاندهنده بوستروم این است که اگر سیاره زمینِ قرن ۲۱ فقط یک بار وجود داشته باشد، در نهایت تریلیونها بار شبیهسازی خواهد شد و اگر شبیهسازیها آنقدر خوب باشند که افراد در شبیهسازی دقیقاً خود را مانند افراد واقعی احساس کنند، پس احتمالاً شما در یکی از تریلیونها شبیهسازی زمین زندگی میکنید، نه در یک زمین اصلی.
اگر واقعاً میتوانستید شبیهسازیهای قدرتمندی را امروز اجرا کنید، این استدلال حتی قانعکنندهتر میشد، اما تا زمانی که معتقدید مردم روزی آن شبیهسازیها را اجرا خواهند کرد، منطقاً باید باور داشته باشید که احتمالاً امروز در یکی از آنها زندگی میکنید.
نشانههایی مبنی بر اینکه ما در یک شبیهسازی زندگی میکنیم یا نه
اگر ما در یک شبیهسازی زندگی میکنیم، آیا این چیزی را توضیح میدهد؟ شاید شبیهسازی ایراداتی داشته باشد و به همین دلیل است که تلفن شما در جایی که مطمئن بودید آن را رها کردهاید، نبوده است یا اینکه قبل از وقوع آن میدانستید که قرار است اتفاقی بیفتد یا اینکه چرا آن لباس در اینترنت اینقدر عجیب به نظر میرسد.
نکات اساسیتری وجود دارد که جهان ما به یک شبیهسازی شباهت دارد. مثلا طول خاصی وجود دارد که بسیار کوچکتر از یک اتم است و فراتر از آن، نظریههای فیزیکدانان در مورد جهان در هم میشکند. همچنین ما نمیتوانیم چیزی بیش از حدود ۵۰ میلیارد سال نوری دورتر را ببینیم، زیرا نور از زمان مهبانگ(بیگ بنگ) فرصت رسیدن به ما را نداشته است. این به طرز مشکوکی شبیه به یک بازی کامپیوتری است که در آن نمیتوانید چیزی کوچکتر از یک پیکسل یا چیزی فراتر از لبه صفحه را ببینید.
البته توضیحات دیگری برای همه این موارد وجود دارد. مثلا ممکن است شما اشتباه به یاد داشتهاید که تلفن خود را کجا گذاشتهاید.
در عین حال، استدلال «بوستروم» نیازی به اثبات علمی ندارد، چرا که تا زمانی که واقعاً باور داشته باشید که شبیهسازیهای قدرتمند زیادی در آینده وجود خواهند داشت، از نظر منطقی درست است. به همین دلیل است که دانشمندان مشهوری مانند «نیل دگراس تایسون»(Neil deGrasse Tyson) و غولهای فناوری مانند «ایلان ماسک» در مورد آن متقاعد شدهاند، اگرچه «تایسون» اکنون احتمال آن را ۵۰-۵۰ میداند.
برخی دیگر از ما بیشتر شک داریم. فناوری مورد نیاز برای اجرای چنین شبیهسازیهای بزرگ و واقعگرایانهای آنقدر قدرتمند است که «بوستروم» چنین شبیهسازهایی را خداگونه توصیف میکند و اذعان میکند که بشریت ممکن است هرگز در شبیهسازیها به این حد از مهارت نرسد.
اگرچه این فرضیه هنوز به طور کامل حل نشده است، اما یک استدلال منطقی و فلسفی چشمگیر است که مفاهیم اساسی ما از واقعیت را به چالش کشیده و تخیل میلیونها نفر را به خود جلب کرده است.
انتهای پیام