این آمار را میشود با احتساب ۶۹۰ جانباختهای که در گزارش رسمی بنیاد شهید از مجموع کشتههای دیماه آمده به ۳۱۱۷ نفر افزایش داد و گفت تمام این کشتهها نتیجه فعال بودن فضای مجازی است. به همین منوال میتوان آمار رسمی ۲۵۰ کشته حوادث مربوط به گران شدن قیمت بنزین و کشتههای حوادث پائیز ۱۴۰۱ و سایر موارد را نیز به فضای مجاز نسبت داد.
با چنین نگاهی به مسائل حتی میتوان مفاسد اقتصادی دهههای اخیر، از فساد بابک زنجانی گرفته تا چای دبش و بانک آینده را هم به فضای مجازی نسبت داد و یکباره حکم قفل کردن همیشگی این مجرم بالذات را صادر کرد و کشور را به عصر حجر برگرداند! تنها مشکلی که باقی میماند اینست که معتقدان به این تفسیر عجیب و غریب برای پاسخ دادن به این سؤال که نقش عملکرد حکمرانان در مدیریت کشور و به زیر خط فقر کشاندن دهها میلیون نفر از مردم در پیدایش نارضایتیها و به وجود آمدن موجی که عوامل اجارهای دشمن توانستند بر آنها سوار شوند و این آشوبها را شکل بدهند چه بوده، به چه توجیهی متوسل خواهند شد؟
آیا میتوان کاهش ارزش پول ملی را هم به گردن فضای مجازی انداخت؟ آیا افزایش افسانهای قیمت سکه را هم میتوان تقصیر فضای مجازی دانست؟ آیا بیکاری جوانان، صعود باور نکردنی خط فقر، قیمتهای نجومی مسکن، جنگ بیپایان قدرت میان جناحها، فاصله طبقاتی وحشتناک در جامعه، تورم افسارگسیخته و تنگناهای معیشتی مردم را هم میتوان به گردن فضای مجازی انداخت؟ آیا زمانهائی که اینترنت را به بند میکشند، این مشکلات حل میشوند؟ آیا در طول سالهای متمادی که فیلترشکن را به جان اینترنت انداختند مشکلی از مردم حل کردند یا دهها هزار میلیارد تومان از طریق فروش فیلترشکنها از جیب مردم درآوردند و مسیر دسترسی به مطالب و صحنههای ضداخلاقی را برای جوانان و نوجوانان باز کردند؟ تجربه اگر درسآموز است، باید این نوع برخورد با اینترنت و فضای مجازی به همه آموخته باشد تفکر محدودسازی اینترنت نهتنها هیچ مشکلی را حل نمیکند بلکه مشکلات زیادی به وجود میآورد که بخشی از نارضایتیها نیز از آن جمله است.
مهمتر اینکه اصولاً سرعت فناوری ارتباطات در دنیای امروز بقدری زیاد است که طبق اظهارنظر و پیشبینی اهل فن تا دو سه سال دیگر هیچ اقدامی برای محدود ساختن اینترنت جواب نخواهد داد. با این پدیده که بطور مطلق خارج از اراده و اختیار و مقدورات است چه خواهید کرد؟ مگر میشود با ایجاد محدودیت، بر فکر مردم مسلط شد و به آنها دستور داد که چگونه بیاندیشند و چه کاری را انجام بدهند و از چه چیزی بپرهیزند؟! پرهیز دادن از ولنگاری و مسیرهای انحرافی و ضداخلاقی و ضدامنیتی لازم است اما آنچه میتواند ضامن تأثیرگذاری و نتیجه دادن این پرهیز دادن باشد، عمل درست و صادقانه حکمرانان و سیاستهای اصولی و صحیح آنان است نه قید و بندهائی که غیر از عوارض منفی نتیجه دیگری ندارد.
آزادی به معنای بیبند و باری را خلاف مصلحت مردم و جامعه میدانیم و در این واقعیت که اخلاق باید حرف اول را بزند تردیدی نداریم ولی با قاطعیت معتقدیم این خواستههای بر حق را حکمرانان با عملکرد صحیح و صادقانه و منطبق بر قانون و عدالت میتوانند تأمین و تضمین کنند نه با چوب و فلک کردن و قید و بند. امنیت، اقتصاد، فرهنگ، صنعت و پیشرفتهای علمی کشور را حکمرانیِ با در و پیکر میتواند تأمین کند. به جای در و پیکر ساختن برای اینترنت و فضای مجازی باید درصدد ساختن در و پیکر برای حکمرانی باشیم. اگر حکمرانی در و پیکر داشته باشد، فضای مجازی هم در و پیکر خواهد داشت.
انتهای پیام