کد مطلب: 

217198
تحلیل یک مدیر ارشد حوزه‌ی ICT از وضعیت هوشمندسازی مدارس؛
در دهه اخیر کشور هند با گستردگی وسیع جمعیتی و جغرافیایی توانسته است با پیاده سازی سیستمهای هوشمند آموزشی به صورت متمرکز سطح آموزشی و عدالت آموزش خود را افزایش دهد. علاوه بر این، کشور سنگاپور نیز در این زمینه به یک مدل موفق برای سایر کشورها تبدیل شده است. با توجه به مطالب یاد شده سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که به طورکلی هوشمندسازی مدارس در کشورمان تا به کی در چنین وضعیت نابسامانی قرار خواهد گرفت و چه کسانی متولی سروسامان دادن به این پروژه هستند؟
هوشمندسازی مدارس، کلید تحقق عدالت آموزشی است/ وضعیت نابسامان پروژه‌ی هوشمندسازی مدارس تا کی ادامه دارد؟/ چه کسانی متولی سروسامان دادن این پروژه هستند؟

"کمال رضایی" مدیریت زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات منطقه آزاد اروند در یادداشت ارسالی برای سیتنا، نوشته است:

طرح هوشمند سازی مدارس (SMART SCHOOL) نخستین بار در سال 1984 میلادی در دنیا مطرح شد، در ایران نیز از سال 1383 این طرح مطرح و مورد ارزیابی قرار گرفت و پس از آن نیز اجرای آزمایشی توزیع کیف الکترونیک در برخی مدارس کشور در سال تحصیلی ۹۰ آغاز شد؛ اما با وجود گذشت بیش از یک دهه از طرح این موضوع، آنچه به عنوان مدارس هوشمند در کشور ما مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد با مدارس هوشمند دنیا تفاوتی نجومی ‌دارد.
در ارائه یک تعریف کلی از هوشمند سازی مدارس می توان گفت مدرسه هوشمند در واقع مدرسه ای است که کنترل و مدیریت آن مبتنی بر فناوری اطلاعات رایانه و شبکه باشد به گونه ای که در جهت فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظام یافته سازمان دهی شود تا کودکان و دانش آموزان را برای عصر اطلاعات آماده سازد. براساس این طرح هوشمندسازی مدارس، طرحی ملی است که تلاش می کند کلیه فرآیندهای آموزشی و اداری مدارس کشور را به صورت نظام یافته با استفاده از فناوری های نوین ارایه کند.
با توجه به این تعریف رشد همه جانبه دانش آموزان چه از نظر ذهنی، جسمی و یا عاطفی و روانی، ارتقاء توانایی ها و قابلیت های فردی، تربیت نیروی انسانی متفکر و آشنا به فناوری می تواند از جمله مهم ترین اهداف و مزایای هوشمند سازی مدارس در محیط آموزشی به سبک فناوری جدید باشد. به بیان دیگر، در آموزش وپرورش نوین که از آن به هوشمندسازی مدارس یاد می شود، روش های سنتی یاددهی و یادگیری متحول شده و خلاقیت و تفکر جای بسیاری از موارد تکراری را خواهند گرفت.
از سوی دیگر توجه به این نکته حائز اهمیت است که سطح و گستردگی دسترسی به اطلاعات با هر شیوه مورد پسند و قابل درک دانش آموز در هر مقطع تحصیلی در مدرسه هوشمند با مدارس عادی تفاوت می کند. لذا به نظر می رسد با توجه به اهمیت این موضوع، فرهنگ سازی و آموزش اولیه‌ مربیان و کادر مدرسه می تواند از مهمترین پیش زمینه های اجرای این طرح قلمداد شود.
ضمن اینکه، فرآیند هوشمندسازی مزایای بسیاری را برای مدارس دارد که از آن جمله می‌توان به توسعه تفکر خلاق و پرورش ایده‌ها، ارتقای تعامل بین مدرسه، دانش‌آموز و اولیا، افزایش فرصت‌های آموزشی، دسترسی عادلانه و انعطاف‌پذیر به آموزش و فراهم‌شدن شرایط تولید دانش در کلاس‌های درس اشاره کرد. علاوه بر موارد ذکر شده، هوشمند سازی مدارس به ارتقای علمی دانش آموزان نیز کمک می کند، چراکه، تجهیزات موجود و فضای حاکم موجب به کارگیری توانمندی های مربیان، معلمان و اولیا برای شکوفا شدن هرچه بهتر استعدادهای دانش آموزان می شود.
بنابراین، برای ایجاد تحول بنیادین در نظام آموزشی کشور راهی به جز هوشمند سازی مدارس با توجه به محدودیت در منابع مالی‌، گستردگی‌ مطالب و تغییر محتویات کتاب های درسی با حدف خلاقیت و مهارت آموزی وجود ندارد؛ چراکه، این فرآیند در دراز مدت موجب پیدایش عدالت آموزشی، توزیع و دسترسی یکسان‌ به منابع آموزشی، سوق دادن مدارس به سمت آموزش های کاربردی و عملی به جای فعالیت های تئوری خواهد شد.
مدارس هوشمند در کنار استفاده از امکانات فیزیکی وسنتی کلاس با استفاده از فناوری اطلاعات و بستر شبکه، محتویات جامع تری را به اشکال مختلف در دسترس دانش آموزان قرار می دهند . دسترسی به دنیایی از اطلاعات مرتبط درسی، کنجکاوی و علاقه مندی به مطالعه بیشتر، عدالت محوری و کاهش نابرابری ها در فرصت های تعلیم و تربیت و در نهایت سوق دادن نظام آموزشی کشور به سمت شعار "تحقق تعلیم و تربیت تمام ساحتی با کیفیت و عدالت همراه با برنامه محوری" در مدارس از دیگر مزایای هوشمند سازی مدارس است.
از سوی دیگر مشکلاتی چون تغییر محتویات کتاب های درسی در سال های اخیر و بیگانگی والدین با سبک جدید آموزش و کتب جدید، تخصیص زمان‌ کمتر توسط والدین برای فرزندان، ضعف آموزش و پرورش در آموزش معلمان به صورت منظم و گستردگی وسیع در این حوزه لزوم به کارگیری این روش آموزشی را بیش از پیش تبیین می کند، ضمن اینکه؛ به نظر می رسد بستر فوق بتواند بهترین پل ارتباطی بین وزارت آموزش و پرورش و دبیران نیز باشد.
هوشمند سازی علاوه بر کمک به دانش آموز می تواند در خصوص ارتباط والدین با معلم، ارتباط با مدرسه، اطلاع دقیق و آنلاین از آخرین وضعیت پیشرفت تحصیلی و تکالیف، جمع آوری کانال های متعدد تلگرامی بین معلمان و مدارس با والدین، تهیه آرشیو کاملی از اطلاعات با قابلیت به اشترک‌گذاری تجربیات بین دبیران کشور، دریافت گزارشات روزانه از میزان مطالعه و انجام ‌تکالیف دانش آموز و دسترسی به اینترنت پاک و کنترل شده نیز کاربرد داشته باشد. به ویژه مزایای اینگونه طرح ها در دوره ای از زمان که دسترسی به اینترنت و ‌فضاهای مجازی، کنترل فرزندان و کنجکاوی آنها از دغدغه های ذهنی خانواده ها است،  به راحتی می تواند لزوم تحقق آنها را مشخص کند.
علیرغم تمامی موارد یاد شده هوشمند سازی در مدارس تا کنون روند مناسبی نداشته و این پروژه به نصب برد و یا پروژکتور ختم شده که اکثرا در کاورهای رنگی بسته شده و یا به خاطر ایرادات فنی قابل استفاده نیستند. در هوشمند سازی حتما باید از فناوری و روشهایی استفاده کرد که نیاز به حداقل دانش نگهداری با کارایی بالا داشته باشد. روشهایی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا استفاده شده است.
علیرغم وجود دانش فنی بسیار بالا و مناسب در کشور در راستای تولید اپلیکیشن های کاربردی آموزش آنلاین و هوشمند سازی مدارس در داخل کشور در این حوزه عقب ماندگی و عدم دسترسی دانش آموزان به محتویات بسیار مناسب تولید شده توسط وزارت آموزش و پرورش و یا موسسات علمی و فرهنگی، سازمان انرژی اتمی کشور و ستاد توسعه نانو به چشم می خورد.
این در حالی است که در سال های اخیر در خصوص تولید محتویات آموزشی گام های بسیار مثبت و ارزنده ای در کشور برداشته شده است اما همچنان مدارس از ارتباطات مناسب و پر سرعت اینترنت و شبکه داخلی و تجهیزات آموزش هوشمند مناسب که متاسفانه در فصول مختلف با خرید برخی تجهیزات ناکارآمد و غیر مناسب بی نتیجه مانده، برخوردار نیستند.
بسیاری از کشورهای پیشرفته و در حال توسعه از سیستم های نرم افزاری و سخت افزاری مختلفی در راستای آموزش در مقاطع مختلف تحصیلی استفاده می کنند. این سیستم های الکترونیک کمک آموزشی که از نوع نرم افزاری و سخت افرازی هستند کمک شایانی در جهت ارتقاء سطح آموزشی انجام می دهند و در اصطلاح مدارسی که داری این سیستم های نرم افزاری و سخت افزاری هستند را مدارس هوشمند می نامند.
به عنوان مثال، در دهه اخیر کشور هند با گستردگی وسیع جمعیتی و جغرافیایی توانسته است با پیاده سازی سیستمهای هوشمند آموزشی به صورت متمرکز سطح آموزشی و عدالت آموزش خود را افزایش دهد. علاوه بر این، کشور سنگاپور نیز در این زمینه به یک مدل موفق برای سایر کشورها تبدیل شده است. با توجه به مطالب یاد شده سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که به طورکلی هوشمندسازی مدارس در کشورمان تا به کی در چنین وضعیت نابسامانی قرار خواهد گرفت و چه کسانی متولی سروسامان دادن به این پروژه هستند؟

انتهای پیام

دسته بندی: 

برچسب: 

افزودن دیدگاه جدید

اشتراک در خبرنامه