کد مطلب: 

188200
ما در مرز یک انقلاب فناوری ایستاده ایم که روش زندگی، کار و پیوند ما با دیگران را از بنیان دگرگون می سازد. این دگرگونی در اندازه، گستردگی و پیچیدگی با هیچ یک از آزموده های پیشین بشر سنجیدنی نیست. ما هنوز نمی دانیم این پدیده چگونه نمایان می شود، ولی یک چیز روشن است، واکنش به آن باید فراگیر و یکپارچه باشد و همه کسانی که در سیاست جهانی سهم دارند، از بخش های دولتی و خصوصی تا دانشگاه ها و نهادهای مردمی را در برگیرد.

به گزارش سیتنا، در مقاله‌ای به قلم Klaus Schwab ، بنیان گذار و مدیر اجرایی مجمع جهانی اقتصاد که توسط مهران ارشادی فر، پژوهشگر حوزه اقتصاد برگردان شده و در شماره نهم ماهنامه نسل چهارم منتشر شده، آمده است:

نخستین انقلاب صنعتی، آب و نیروی بخار را برای تولید مکانیزه به کار برد. انقلاب دوم برای رسیدن به تولید انبوه، نیروی برق را به کار گرفت. انقلاب سوم برای دست یابی به تولید خودکار، از الکترونیک و فناوری اطلاعات بهره برد. اکنون انقلاب چهارم که بر پایه انقلاب سوم بنا می شود، انقلاب دیجیتالی است که از میانه سده پیشین آغاز شده است و با «هم آمیزی فناوری ها» شناخته می شود، به گونه ای که مرزهای میان قلمروهای فیزیکی، دیجیتالی و بیولوژیکی را برمی دارد.

بررسی انقلاب صنعتی آینده

سه ویژگی سرعت، گستردگی و تاثیر بر ساختارها، نشان می دهد که این دگرگونی ها، نه تنها در راستای انقلاب سوم صنعتی نیست که بیشتر آغاز یک انقلاب چهارم و متفاوت را نوید می دهد. سرعت این پیشرفت هیچ پیشینه تاریخی ندارد.هنگامی که با انقلاب های پیشین سنجیده می شود، شتاب به دست آمده در انقلاب چهارم بیشتر از آن که خطی باشد ، نمایی (فزاینده) است و تقریبا درهمه صنعت ها و در همه کشورها گسل پدید می آورد.

گستردگی و ژرفای این دگرگونی ها سرآغاز دگرگونی همه ساختارهای تولید، مدیریت و حکومت ورزی است. توانایی پیوند میلیاردی مردم، از راه تلفن همراه، با توان بالای پردازش و گنجایش بسیار و دسترسی به دانش، امکاناتی بیکران پدید می آورد و این امکانات با پدیدار شدن پیشرفت های فناوری در رشته هایی مانند هوش مصنوعی، روباتیک، همه چیز در شبکه، خودروهای خودکار، چاپ سه بعدی، فناوری نانو، بیوتکنولوژی، دانش مواد، ذخیره انرژی و محاسبات کوانتومی چند برابر خواهد شد.

هم اکنون، هوش مصنوعی در پیرامون ما هست و در خودرو های خودکار، هواپیماهای بی سرنشین، دستیاران رایانه ای و نرم افزارهایی برای ترجمه یا سرمایه گذاری به کار می رود. در سال های گذشته پیشرفت های چشمگیری که به دست آمده است؛ از نرم افزارهای به کار برده شده برای کشف داروهای نوین تا الگوریتم های کاربردی در پیش بینی گرایش های فرهنگی مردم ، وام دار افزایش پرشتاب در توان محاسباتی و در دسترس بودن داده های بسیار است، همچنین فناوری های دیجیتالی، با جهان زیست شناسی همکاری پیوسته ای دارد. مهندسان، طراحان و معماران، طراحی های رایانه ای را با دانش ساخت افزودنی ها، مهندسی مواد و مهندسی زیست شناسی ترکیب می کنند تا یک همزیستی پیشرفته میان ریزجانداران، بدن ما، فراورده هایی که به کار می بریم وحتی ساختمانی که در آن زندگی می کنیم پدید آورند.

چالش ها و فرصت ها

انقلاب چهارم صنعتی، همانند انقلاب پیشین، توان افزایش سطح درآمد جهانی و بهبود کیفیت زندگی مردم جهان را دارد. کسانی که تا امروز توانستند به دنیای دیجیتالی دسترسی پیدا کنند، بیشترین بهره را از آن برده اند.این فناوری، ساخت فراورده ها و همیاری های نوینی را شدنی ساخته که بهره وری و کامجویی در زندگی شخصی ما را افزایش می دهد. امروزه بسیاری از کارها مانند درخواست تاکسی، جا یابی در پرواز، خرید یک فراورده، پرداخت کردن، گوش دادن به موسیقی، تماشای یک فیلم، یا بازی کردن ، می تواند از راه دور انجام شود.

در آینده، نوآوری های فناوری، با بالابردن پیاپی بازده و بهره وری، به یک شگفتی در بخش عرضه نیز خواهد انجامید. هزینه های ترابری و ارتباطات کاهش خواهد یافت، پشتیبانی ها و زنجیره های عرضه جهانی، کارا تر خواهند شد و هزینه بازرگانی را کاهش خواهند داد، به دنبال اینها بازارهای تازه ای باز خواهد شد و اقتصاد شکوفا خواهد شد.

با این همه، همانگونه که اقتصاددانانی مانند اریک برینجولفسن (Erik Brynjolfsson ) وآندرو مک آفی (Andrew McAfee) یادآوری کرده اند، این انقلاب شاید به نابرابری بیشتر هم بیانجامد به ویژه آنکه توانایی آشفته کردن بازار نیروی کار را دارد. هنگامی که در همه جای اقتصاد دستگاه های خودکار جایگزین کارگر می شوند، شاید شکاف میان بازده سرمایه و بازده نیروی کار افزایش بیشتری بیابد؛ اگرچه شاید جایگزینی کارگران با فناوری های نوین، از سوی دیگر به افزایش کارهای پربازده تر و امن تر بیانجامد.

ما نمی توانیم پیش بینی کنیم کدامیک از این دو پیش بینی رخ می دهد، تاریخ نشان داده که شاید برآیندی از این دو باشد. ولی من به یک چیز باور دارم که در آینده، هوشمندی، جایگاه برجسته تری از سرمایه در تولید خواهد داشت و بازار کار را به سوی یک بازار با دو بخش بسیار جدا ازهم « کاردانی کم - پرداخت کم» و «کاردانی بالا- پرداخت بالا» پیش خواهد برد که در جای خود به افزایش تنش های اجتماعی می انجامد.

نابرابری، افزون بر نگرانی کلیدی اقتصادی، بزرگترین دغدغه اجتماعی انقلاب چهارم نیز به شمار می رود. بیشترین بهره این نوآوری به دارندگان سرمایه فکری و فیزیکی (نوآوران، صاحبان سهم و سرمایه گذاران) خواهد رسید و این شکاف درآمدی میان صاحبان سرمایه ونیروی کار را روشن می کند. بنابراین فناوری یک دلیل اصلی برای این است که چرا درآمد بیشتر مردم در کشورهای پردرآمد متوقف شده یا کاهش یافته است. درخواست برای نیروی کار بسیار ماهر افزایش یافته در حالیکه تقاضا برای نیروی کار با دانش کمتر و مهارت کمتر کاهش یافته است. در نتیجه بازار کاری با تقاضای بسیار برای دو گروه بالا و پایین و البته میانه تهی ایجاد شده است.

این کمک می کند تا روشن شود چرا بسیاری از کارکنان نا امید هستند و از کاهش درامد واقعی خود و فرزندانشان نگرانند. همچنین کمک می کند تا روشن شود چرا طبقه متوسط در همه جهان با یک احساس همگانی ناخرسندی و نا برابری فزاینده روبرو هستند. البته یک اقتصاد «برنده همه چیز را می برد» برخورداری طبقه متوسط را کاهش می دهد و در نهایت زمینه ای برای بیماری و سستی مردم سالاری پدید می آورد.

با فراگیر شدن فناوری های دیجیتالی و افزایش آگاهی رسانی به یکدیگر از راه رسانه های اجتماعی، نا خرسندی نیز می تواند گسترش هم یابد. هم اکنون بیش از 30 درصد جمعیت جهان، رسانه های اجتماعی را برای پیوند با هم، آموزش و آگاهی رساندن به یکدیگر، به کار می برند. این تلاش ها در یک جهان آرمانی، می تواند فرصتی برای هم شناختی فرهنگی و نزدیکی مردم جهان باشد؛ هرچند می تواند به گسترش خواسته های نادرستی نیز بیانجامد که تنها زمینه کامیابی یک تن یا یک گروه رافراهم کند و یا زمینه پخش اندیشه ها و کیش های تند رو را فراهم آورد.

تاثیر بر کار و پیشه

یک موضوع بنیادی که من در گفتگو با مدیران اجرایی و مدیران میانی بنگاه های جهان می گویم این است که به سختی می توان به شتاب این دگرگونی و سرعت این گسل پی برد یا با آن همراه شد، از این رو حتی برای کسانی که با این روند همراه هستند و به خوبی از آن آگاهند ، سرچشمه ای از شگفتی های پی در پی را پدید می آورد. در واقع گواه روشنی وجود دارد که فناوری هایی که سنگ بنای انقلاب چهارم صنعتی هستند به کار و پیشه، در همه رشته های صنعت، آسیب بزرگی خواهند زد.

دربخش عرضه، بسیاری از پیشه ها با فناوری های نوینی روبرو می شوند که کاملا روش های تازه ای برای پاسخگویی به نیازها پیشنهاد می کنند و به گونه چشمگیری، زنجیره ارزشی پیشه را می گسلند. این گسل از سوی پیشه وران نوآور و هوشمندی آغاز می شود که برای پژوهش، پیشرفت، بازاریابی، فروش و پخش، دست آوردهای جهانی دیجیتال را به کار می بندند و این گسل می تواند با بهبود کیفیت، سرعت، یا قیمت تمام شده ، کارکنان کار آزموده را با شتابی بیشتر از همیشه از کار برکنار کند.

دگرگونی بزرگی هم در بخش تقاضا رخ می دهد، افزایش شفافیت، نمایش دیدگاه کاربران، والگوهای تازه رفتارهای کاربران (با دسترسی به تلفن های همراه و آمار، ساخت فزاینده ای خواهند داشت)، بنگاه ها را ناچار می کند تا روش های برنامه ریزی، بازاریابی، پخش کالا و خدمت های خود را با بازار همراه کنند.

یک روش کلیدی، گسترش زیرساخت هایی بر بنیان این فن آوری است که عرضه و تقاضا را به هم می آمیزد و ساختارهای موجود بنگاه ها را می شکند. مانند آنچه در «اقتصاد همگانی یا در دسترس» می بینیم. این زیرساخت های فناوری، به گونه ای پرداخته می شوند که به آسانی می توانند مردم، سرمایه ها و داده ها را در کنار هم بیاورند، بدین‌سان روش های نوینی برای کاربرد کالاها و خدمت ها آفریده می شود. افزون بر این، بازدارنده های تولید دارایی برای بنگاه ها و پیشه وران را کاهش می دهد و محیط های کاری و شخصی کارمندان را دگرگون می کند. این زیرساخت های کاری با شتاب فزاینده به کارهای گوناگون از لباس شویی تا خرید، از کارهای روزانه تا پارکینگ و از ماساژ تا مسافرت گسترش می یابد.

انقلاب چهارم صنعتی، روی هم رفته، چهار اثر بنیادین بر بازار کار و پیشه دارد:

-خواسته های خریدار

- افزایش تولید کالا

-نوآوری های مشترک

-ساختارهای سازمانی

خریداران، مصرف کنندگان یا بنگاهها، بیشترو بیشتر در کانون اقتصاد جای می گیرند و همه کارها در راه بهبود روش خدمت رسانی به خریداران است. اکنون فراورده ها و خدمت ها با توانایی های دیجیتالی افزایش می یابد که این بر ارزش این توانایی ها می افزاید. فناوری های نوین، با دگردیسی در نگهداری از دارایی ها به کمک آمار و آنالیز، آن ها را با دوام تر و برگشت پذیرتر می کند. جهان با خریداران ورزیده، پایگاه اطلاعاتی پیشه ها و بازده دارایی ها به کمک آنالیز، به ویژه با شتابی که این نوآوری و گسل انجام می شود، نیازمند ساختار نوینی از همکاری است و پیدایش زیرساخت های نوین جهانی و الگوهای نوین کاری، سرانجام به اینجا می رسد که باید درباره توانایی، فرهنگ و ساختارهای سازمانی بازاندیشی شود.

روی هم رفته، این دگردیسی نا بازداشتنی، از دیجیتال سازی ساده (انقلاب سوم صنعتی) تا نوآوری ها بر پایه هم آمیزی فن آوری ها ( انقلاب چهارم صنعتی) بنگاه ها را ناچار می سازد تا به بازنگری در روش های کاری خود بپردازند، ولی سرانجام یکسان است: رهبران و مدیران بالا دستی بنگاه ها باید دگرگونی فضای کاری را در یابند، پندار های پیشین کارکنان اجرایی خود را به چالش بکشند و خستگی ناپذیر و پی در پی به نو سازی بپردازند.

تاثیر بر دولت

همانگونه که جهان فیزیکی، دیجیتالی و بیولوژیکی به سوی همگرایی پیش می رود، فن آوری ها و زیرساخت های نوین، به شهروندان توانایی فزاینده ای برای نزدیک شدن به دولت می دهد، تا دیدگاه های خود را آشکار کنند، تلاش های خود را هماهنگ کنند و حتی کارایی دولتمردان را به چالش بکشند.

همانگونه دولتها هم به کمک سامانه های پایش فراگیر و توان بازرسی زیرساخت های دیجیتالی، توانایی های نوین فن آوری را به کار می گیرند تا فرمانروایی خود بر مردم را افزایش دهند، ولی روی هم رفته دولت ها با فشار فزاینده ای روبرو هستند تا رویکرد دیگری در همکاری با مردم و سیاست گذاری برگزینند زیرا فناوری نوین می تواند زمینه های تازه ای از رقابت ، توزیع و تمرکز زدایی قدرت را دست یافتنی کند و جایگاه فرمانروایی آنان سست می شود.

بنا براین ماندگاری دولت ها بر پایه توانایی ساختار دولتی و دولت مردان برای هماهنگ شدن با این دگرگونی ها، ارزیابی می شود. اگر آنها ثابت کنند که می توانند جهانی از دگرگونی های ساختار شکنانه را بپذیرند و سازمان های خود را در سطحی از روشنی و کارایی بیاورند که بتوانند در میدان رقابتی خود بمانند، تاب خواهند آورد واگر نتوانند پیشرفت کنند، با سختی روزافزون روبرو خواهند شد.

این نکته به ویژه در حوزه قانون ها هم درست است. ساختارهای کنونی سیاست عمومی و تصمیم سازی در کنار انقلاب دوم صنعتی پیشرفت کرده است، در آن هنگام تصمیم سازان زمان داشتند که هر موضوع تازه ای را بررسی کنند و پاسخ بایسته یا چارچوب قانونی درخور برای آن بپرورانند و همه فرایندها خطی و مکانیکی و بر پایه ساختار اداری از بالا به پایین، طراحی می شدند. ولی این رویکرد دیگر شدنی نیست. با روند پر شتاب دگرگونی ها و گستردگی اثر آنها در انقلاب چهارم صنعتی، قانون گذاران و سازمان دهندگان با چالشی بی مانند روبرو خواهند شد و بیشتر آن ها نشان می دهند که یارای پاسخگویی به آن را ندارند.

پس، چگونه می توانند هم زمان از نو شدن و گسترس فناوری پشتیبانی کنند و هم پشتیبان سود بیشتر مصرف کنندگان و مردم باشند؟ همانگونه که بخش خصوصی با شتاب، خود را برای واکنش های آنی به گسترش نرم افزاری و پیشرفت های کاری آماده کرده است، دولت نیز باید فرمانروایی چالاک را در دستور کار خود بگذارد. با این نگرش که سازمان دهندگان باید با فضای دگرگونی پی در پی هماهنگ شوند و خود را بازسازی کنند تا به درستی دریابند که چه چیز را باید سازماندهی کنند. دولت و نهادهای سازماندهی، برای این کار، نیازمند همکاری نزدیک با پیشه وران و نهادهای مردمی هستند.

انقلاب چهارم صنعتی با تأثیر بر احتمال و نوع جنگ ها، بر امنیت ملی و میان کشوری، نیز اثر ژرفی خواهد داشت. تاریخ جنگ و امنیت جهانی همان تاریخ نوآوری فناوری است و امروز جدای از آن نیست. جنگ های نوین میان کشورها، همان فناوری های جنگی سنتی به همراهی گروه هایی از بازیگران بی کشور است که به تازگی پدیدار شده اند. مرزمیان جنگ و صلح، مبارز و نامبارز و خشونت و بی خشونت (مانند جنگ سایبری)، به گونه آزار دهنده ای ناپیدا شده است.

هنگامی که این فرایند انجام می شود وکاربرد فناوری های نوین مانند جنگ افزارهای خودکار و بیولوژیکی ساده تر می شود، مردم و گروههای کوچک با شتاب بیشتری در توان آسیب رسانی گسترده، به مانند کشورها خواهند شد. این آسیب پذیری، ترس تازه ای را پدید می آورد، ولی همزمان، پیشرفت در فناوری، با گسترش روش های نوین برای پاسداری، مانند دقت بیشتر در هدف گیری، توانایی کاهش میزان و گستردگی آسیب ها را نیز افزایش خواهد داد.

تأثیر بر مردم

انقلاب چهارم صنعتی، سرانجام، نه تنها کارهای ما بلکه آنچه ما هستیم را نیز دگرگون می کند و همچنین برمنش ما و هرچیزی که وابسته به آن است مانند برداشت ما از حریم خصوصی، دارایی، الگوی مصرف ، زمانی که برای کار و آسودگی می گذاریم و چگونه پیشه خود را گسترش می دهیم، دانش کاری خود را افزایش می دهیم، با مردم دیدار می کنیم و پیوند با دیگران را پیش می بریم اثر می گذارد. فناوری هم اکنون دارد تندرستی ما را بهبود می بخشد و ما را به سوی خود ارزیابی «quantified self» پیش می برد وشاید بسیار زودتر از آنچه گمان می کنیم به انسان نیرومند خواهد رسید. این فهرست پایان ناپذیر است زیرا تا مرز پندارهای ما پیش خواهد رفت.

من از هواداران سرسخت و نخستین کاربران فناوری هستم، ولی گاهی با خود می اندیشم که شاید این درهم آمیختگی افسارگسیخته فناوری با زندگی ما، بتواند برخی ویژگی های ناب انسانی ما را، مانند مهربانی و همکاری کاهش دهد. وابستگی ما به تلفن هوشمند یکی از همین نکته هاست. این پیوند همیشگی ما را از بزرگترین سرمایه های زندگی دور می کند و پاداش کنار گذاردن آن یک گفتگوی دلپذیر خواهد بود.

یکی از بزرگترین چالشهایی که هرکس درپیوستن به فناوری های نوین اطلاعات با آن روبروست، پاسداری از حریم خصوصی است. ما به چنین نیازی باور درونی داریم ولی جستجو و هم رسانی داده هایی درباره ما، بخش جدایی ناپذیر این پیوند تازه است. گفتگوها درباره پرسمان های بنیادین مانند اسیب ها بر زندگی درونی، با از دست رفتن مهار داده های شخصی، در سالهای آینده سخت تر پی گرفته خواهد شد؛ همانگونه که با انقلابی که در بیوتکنولوژی و هوش مصنوعی رخ می دهد، مرزهای درازی عمر، تندرستی، آگاهی و توانایی گسترده تر می شود و تعریف دوباره ای از انسان را به دست می دهد؛ در نهایت ما ناچار خواهیم شد تا مرزهای اخلاق و معنویت را نیز دوباره تعریف کنیم.

ساختن آینده

نه فن آوری و نه گسلی که به همراه آن پدید می آید، نیروهای برونزایی نیستند که مردم مهاری بر آن نداشته باشند. همه ما برای راهبرد درست این فرگشت، در تصمیم هایی که روزانه، در جایگاه شهروند، مصرف کننده و سرمایه گذار می گیریم مسوولیت داریم. پس ما باید از این فرصت و توان بهره بجوییم و انقلاب چهارم صنعتی را به سوی آینده ای پیش ببریم که بازتاب هدف و ارزش های مشترک ما باشد.

ولی برای انجام این کار، باید به یک دیدگاه فراگیر و جهانی دست یابیم که چگونه فن آوری دارد بر زندگی ما اثر می گذارد ومحیط های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی ما را دگرگون می کند. هیچ زمانی، امید و یا بیم بیشتر از اکنون نبوده است. با این همه، بیشترتصمیم گیران امروز یا در تفکر خطی سنتی گیر افتاده اند و یا چنان سرگرم رسیدگی به آشفتگی های گوناگون هستند ، که از اندیشه راهبردی در باره نیروی گسل ها و نوآوری هایی که آینده مارا پی می ریزند، باز مانده اند.

سرانجام، همه این دگرگونی ها به مردم و ارزش ها می رسد. ما نیاز داریم با اولویت بخشیدن به مردم و توانمند ساختن آن ها، آینده ای را پی بریزیم که برای همه ما سودمند باشد. انقلاب چهارم صنعتی شاید در بدبینانه ترین و نامردمی ترین شکل خود، براستی بتواند مردم را به شکل ربات درآورد و از قلب و روح بی بهره سازد، ولی خلاقیت، همدلی و مسئولیت پذیری، به عنوان بهترین بخش انسانی، همچنان می تواند بشریت را به یک آگاهی جمعی و اخلاقی جدید، بر بنیان حس سرنوشت مشترک برساند، آنگاه بر همه ماست که باور کنیم دومی پیروز می شود.

منبع: World Economic Forum

دسته بندی: 

برچسب: 

افزودن دیدگاه جدید

اشتراک در خبرنامه