کد مطلب: 

239606
ساعت 8 شب بعد از بند آمدن بارش برف بود که بازپرس پژوهش از قتل دو خواهر در خانه‌شان مطلع شد و شنید درخیابان هنگام، وقتی پدر و مادرشان از سرکار برگشته‌اند، اجساد را دیده‌اند.
سمیرا در خانه تنها بود پسرهمسایه را بالای سر خود دید/مرد زن و بچه دار به دردسر افتاد

به گزارش رکنا، خانه‌ای که دو خواهر در آن به قتل رسیده بودند، یک ساختمان دو طبقه شمالی بود که ابتدا باید وارد حیاط می‌شد بعد به ساختمان می‌رسید. هیچ ردپایی برای نمونه برداری به دست نیامد، به سمت ساختمان حرکت کرد، دو پله بالا رفت و به بالکن طبقه اول رسید. رو به روی پله‌ها، در ورودی آهنی و طوسی رنگی با شیشه های قدی قرار داشت.

در کنار در ورودی یک جا کفشی چوبی فندق رنگ بود که درهای کشویی داشت و قبل از پا دری قهوه‌ای رنگ، یک جفت پوتین سفید رنگ پاشنه بلند که پاشیده شدن گل روی آن را لکه لکه کرده بود به چشم می‌خورد و در اطراف آن پوتین‌ها و کفش‌های مردانه‌ای بود که حتماً متعلق به تیم‌های تجسس بود.

بازپرس کفش‌هایش را در آورد و داخل شد، یک راهرو با عرض و طول چهار متر را باید پشت سر می‌گذاشت، سمت چپ یک جالباسی چوبی با آینه قرار داشت که روی آن لباس‌های مختلفی بود.

در داخل اتاق طبقه اول هیاهویی بود. بازپرس ابتدا به طبقه دوم رفت. در بالکن اتاق بالای آشپزخانه نرده بانی سمت پشت بام قرار داشت. اتاق بزرگ پذیرایی نیز در این طبقه بود که با دکوربندی چوبی زیبایی به چشم می‌آمد، در این دو اتاق همه کمدها باز و به هم خورده بودند.

به طبقه اول بازگشت و داخل اتاق قتل شد. در صحنه قتل خون زیادی روی در و دیوار و اثاثیه پاشیده بود هر دو خواهر در فاصله نیم متری از یکدیگر به قتل رسیده‌ بودند. یکی از آن ها مانتو و شلواری سفید با کاپشنی نارنجی رنگ و روسری پرتقالی به تن داشت و کیف سفید زنانه‌ای نیز سمت راست او افتاده بود.

جسد سوسن به صورت طاقباز افتاده و سرش مخالف محل افتادن جسد خواهرش و پاهایش به سمت سمیرا بود.

زیرپای این جسد، سمیرا با شلوار و پیراهنی مشکی رنگ افتاده بود. روی دستان این دختر آثار ضربات چاقو به چشم می‌خورد که نشان از دفاع او داشت. بازپرس با گذشتن از روی جسد سوسن، نزدیک سمیرا روی زانوهایش نشست و دستکش مخصوص جراحی را به دستش کرد.

قسمتی از موهای این دختر از پوست سرش کنده شده بود. وقتی سر او را معاینه کرد آثار خون مردگی را در لابه لای موهایش دید که نشان می‌داد قاتل برعکس سوسن که شاید زودتر از خواهرش به قتل رسیده بود، سمیرا را زجر داده است و شاید می‌خواسته اطلاعاتی از محل پول‌ها و جواهراتشان بگیرد.

ضربات چاقویی که به سمیرا وارد شده بود، بسیار زیاد بودند اما باز بر عکس سوسن که ضربات تنها از روبه رو وارد شده بود، ضربات چاقو در پشت کمر و شکم و سینه سمیرا دیده می‌شد.

پس از اینکه مشخص شد انگیزه از قتل دو خواهر سرقت طلاها به ارزش 100 میلیون تومان بوده است، بازپرس شنید پسری در همسایگی این خانه مرد جوانی را دیده که ازخانه خارج شده و فرار کرده است.

بالاخره سرنخ پیدا شد، یوسف باید بازجویی می شد:

• خانه‌تان کجاست؟

دو خانه که به سمت خروجی کوچه بروید، خانه ماست. مثل همین جا دو طبقه است و شمالی.

• چیز مشکوکی ندیده ای؟

من خودم را برای امتحان کنکور آماده می‌کنم به همین دلیل مدتی است که در طبقه دوم خانه‌مان درس می‌خوانم. پنجره مان به کوچه مشرف است، چون قدم زنان درس می‌خوانم خیلی از رفت و آمدها را می‌بینم و مدتی می‌شد این دو خواهر را می‌دیدم اما شناختی از آن ها نداشتم. مردی را که احساس می‌کردم نامزد دختر بزرگ‌تر است، چندباری دیده‌ام، البته زیاد دقت نمی کردم اما امروز فرق می‌کرد.

• چه فرقی؟

حدود ساعت 15 بود که دیدم ماشین پژوی سفید رنگی تا در این خانه آمد، سابقه نداشت با ماشین بیایند همیشه پیاده می‌آمدند. حساس شدم، آن مرد جوان که لباس سیاه پوشیده بود، ابتدا پیاده شد. بعد سوسن از صندلی جلو و خواهرش از صندلی عقب پیاده شدند. همگی می‌خندیدند. مرد جوان هم کوچه را با دقت نگاه کرد. حتی وقتی داخل حیاط شدند دیدم که آن مرد باز به کوچه سرک کشید اما دو خواهر خنده‌کنان به سمت ساختمان رفتند.

فکر کنم 20 دقیقه بعد مرد جوان در حیاط این خانه به سمت شیر آب رفت. تعجب کردم چرا در این سرما داخل خانه دست و صورتش را نشسته‌است. کیسه پلاستیکی سیاهی نیز در دست داشت. وقتی در را باز کرد و خارج شد خیلی سریع داخل ماشین نشست و از خروجی انتهای کوچه رفت. این بار چون رفتارش مرموز بود شماره ماشین اش را برداشتم.

هنوز دو ساعت نگذشته بود که مردی به نام پیمان که زن و بچه داشت بازداشت شد و همان ابتدا ادعا کرد سوسن دست از سرش بر نمی داشت.

پیمان وقتی شنید قاتل دوخواهر است و سرقت انجام شده است، گفت: من وسوسه شدم که با سوسن دوست شدم بعدش وقتی فهمیدم او یک بار شکست خورده کلی به خودم لعنت فرستادم که چرا این کار را کرده‌ام اما دختر خوبی بود، خواهرش را هم خیلی دوست داشت. امروز ظهر مثل همیشه سوسن را سرکوچه شان پیاده کردم و برگشتم. هیچ وقت به خانه شان نرفتم و هیچ وقت خواهرش را هم ندیده ام.

پیمان بازداشت شد اما ساعت 11 صبح روز بعد بازپرس دستور آزادی اش را صادر کرد و با دو دلیل ثابت کرد یوسف قاتل است.

یوسف چاره ای جز اعتراف ندید و با پس دادن طلاها پذیرفت از پشت بام به خانه وارد شده و دست به این قتل زده است.

پاسخ:

دلیل اول: گلی بودن پوتین زنانه نشان می داد، سوسن که مانتو و شال به تن داشت و کیف زنانه اش در کنارش افتاده بود، تازه از بیرون داخل خانه شده و این درحالی بود که یوسف ادعا می کرد هر دو خواهر با هم به خانه رفته اند.

اگر این واقعیت داشت، سمیرا هم فرصتی برای درآوردن لباس های بیرون خود نداشت و پوتین یا کفش سمیرا هم باید به احتمال زیاد در بالکن می بود، پس داستان یوسف دروغ بود.

دلیل دوم: سوسن از روبه رو و سمیرا از پشت سر ضربه خورده بود. خون مردگی در سر سمیرا نشان می داد قاتل فرصت شکنجه این دختر برای پیدا کردن طلاها را داشت اما سوسن آنی هدف حمله قرار گرفته بود و باز نشان می دهد وقتی سوسن از بیرون به خانه آمده است، خواهرش کشته شده و قاتل او را هم هدف حمله قرار داده بود.

انتهای پیام

دسته بندی: 

برچسب: 

افزودن دیدگاه جدید

اشتراک در خبرنامه