کد مطلب: 

230786
قهر شش ماهه زن جوان از خانه شوهرش با جنایت پایان یافت و شوهر این زن در جدال با مردی که در این مدت میزبان همسرش بود، کشته شد.
المیرا 6 ماه بدون شوهرش در خانه مرد غریبه زندگی کرد

بامداد پنجم مهر سال ۹۶ ، ماجرای یک جنایت وحشتناک به پلیس 110 تهران مخابره شد.

زن جوانی که صدایش می لرزید به اپراتور پلیس 110 گفت: امروز صبح برای پهن کردن لباس ها به پشت بام رفته بودم که در حیاط خانه همسایه مان با صحنه وحشتناکی روبه رو شدم.

وی افزود: جسد خونین یک مرد در حیاط خانه همسایه افتاده بود.

با این تماس، ماموران به این خانه در شهرک کاروان رفتند و با جنازه مرد جوانی که کارت شناسایی همراهش نشان می‌داد شهاب نام دارد و 30 ساله است و با ضربه های چاقو از پای درآمده است، رو به رو شدند.

جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پلیس در بررسی‌های تخصصی دریافت صاحبخانه نیز همزمان با این جنایت آن جا را ترک کرده و گریخته است.

بدین ترتیب؛ ردیابی جواد آغاز شد و پلیس وی را دو روز بعد بازداشت کرد.

مرد 34 ساله به داشتن رابطه پنهانی با همسر شهاب به نام المیرا اعتراف و ادعا کرد به همین دلیل در درگیری با شهاب، وی را کشته است.

در دادگاه

این مرد دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی زالی بوئینی و با حضور یک قاضی مستشار پای میز محاکمه ایستاد.

در ابتدای این جلسه اولیای دم برای جواد حکم قصاص خواستند. سپس متهم به دفاع پرداخت و گفت: مدتی می شد با المیرا آشنا شده بودم. او همیشه از بدرفتاری های شوهرش گلایه می کرد و من سنگ صبور او بودم. آخرین بار که او خانه‌اش را ترک کرده بود، با من تماس گرفت و از من خواست تا اجازه دهم برای مدتی در خانه من زندگی کند. چون از صبح تا شب سر کار بودم، قبول کردم و المیرا نزدیک به شش ماه در خانه من مهمان بود. من به او پناه داده بودم اما وقتی شوهرش به این ماجرا پی برد، مقابل خانه من آمد و با هم درگیر شدیم. من از المیرا خواستم تا خانه ام را ترک کند اما قبول نکرد.

وی در تشریح جزئیات این جنایت گفت: من مسافرکش بودم و شب ها تا دیروقت با ماشین کار می کردم. آخرین بار چون خسته بودم، ساعت ۸ شب به خانه برگشتم اما در حیاط ناگهان با شهاب روبه رو شدم که به سمتم حمله ور شد. او گاز اشک آور به صورتم پاشید که دیگر جایی را ندیدم. او به رویم قمه کشید و ضربه ای به سرم زد که در آن درگیری زخمی شدم. وقتی قمه از دست شهاب به زمین افتاد با دشنه به من حمله کرد. می خواستم فرار کنم اما او مانع فرارم شد. در یک لحظه چاقو را از دست اش گرفتم و چند ضربه به او زدم. من از ترسم شبانه فرار کردم تا این که صبح روز بعد زن همسایه جسد را در حیاط دیده و پلیس را مطلع کرده بود.

وی ادامه داد: خودم هم در آن درگیری به شدت مجروح شده بودم. من واقعا قصد کشتن شهاب را نداشتم. او به من حمله کرد و من برای دفاع از خودم ناچار شدم او را بزنم.

بنابر این گزارش، در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.

تحلیل کارشناس

دروغ هایی برای خیانت

ناصر محبی جامعه شناس درباره این پرونده گفت: ابتدا باید تذکر بدهم که المیرا تنها زنی نیست که برای داشتن یک عشق موازی در زندگی اش، داستان سرایی دروغین کرده است.

وی می افزاید: در خیلی از خیانت ها وقتی زنی به مردی غریبه و برعکس مردی به زنی غریبه دل می بندد، با دروغ سرایی سعی می کنند رفتار غیرمتعارف و خیانت خود را توجیه کنند و مهم تر این که طرف های مقابل نیز می دانند دروغ می شنوند اما به واسطه این که وسوسه گناه آن ها را تسخیر می کند، علاقه مند هستند این دروغ ها را باور کنند و وقتی رابطه ها لو می رود، با بیان آن ها خودشان را توجیه می کنند.

این جامعه شناس اظهار کرد: این ها مجموعه هایی از ناهنجاری اخلاقی است. زن ها شوهرانشان را به بدرفتاری و خیانت متهم می کنند و مردان به ازدواج سنتی با زنانشان یا عقب ماندگی اجتماعی و فقر فرهنگی همسرانشان اشاره می کنند تا با مردان و زنان دیگر رابطه نامتعارف بگیرند و همین توجیهات است که همیشه شنیده و باعث عبور از خط قرمزهایی می شود که سرانجامی فاجعه بار دارند.

محبی گفت: زنان و مردانی که با چنین پیشنهادهایی روبه رو هستند، باید آگاهی داشته باشند که پا در مسیری خطرناک گذاشته اند و بازنده اصلی این گونه ارتباطات هستند و هر اتفاقی بیفتد، آن ها متضرر خواهند بود پس به این دروغ های اغواکننده و وسوسه آمیز دل نبندند و زندگی عاشقانه خود را با افرادی که صلاحیت دارند، آغاز کنند چرا که لطمات روحی زیادی در چنین مسیر اشتباهی وجود دارد.

انتهای پیام

دسته بندی: 

برچسب: 

افزودن دیدگاه جدید

اشتراک در خبرنامه